تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1530

گسست و حکمرانی در تمدن آبی ایرانی

گسست و حکمرانی در تمدن آبی ایرانی

چکیده مقاله "گسست و حکمرانی در تمدن آبی ایرانی با نگاه ویژه به حوضه تمدنی زاینده رود"
برای همایش پنجمین نکوداشت اصفهان


پدیده گسست در نزدیک به یک سده با آهنگی گاه کند و گاه پرشتاب، بر جوامع بومی و تمدنهای آبی محلی ایرانی چیره شد. پیامدهای این گسست: از دست رفتن یا کمبها شدن ترازوها و معیارهای بومی و ملی، جایگزینی شیوه حکمرانی بیش از اندازه به جای حکمرانی پایشی و باندازه بود. نیز جایگزینی رسمی سامانه دانش فارغ از جامع نگری و کمابیش بیگانه با ارزشهای معنوی دیرپای تمدن ایرانی را درپی داشت. دانش ناقصی که بقول مولوی فرق را نمیداند و لاجرم برق را خورشید میپندارد. گسست، گسترش تقلید از دیگران و کوچک شمردن دانش بومی بویژه در دانش تامین و بهره برداری آب و نیز در معماری شهرسازی را با خود آورد. گسست، سراب ساخت و ساز به جای توسعه حقیقی و سازگار با زیستبوم را گسترش داد و گسترش مصرفزدگی را...


رویدادهای سیاسی اواخر قرن گذشته خورشیدی و مرگ شش تا نُه میلیون ایرانی از گرسنگی که به اشتباه از آن بنام قحطی بزرگ یاد میشود، نیز دو کودتا در پیدایش این گسست نقشی ویژه داشتند. اما پس انقلاب ضداستعماری 57 با همه ارزشهای ویژه آن در احیای هویت ملی نیز در گستره حکمرانی داخلی گسست را جدی نگرفتیم. مشکلات کنونی ما ریشه در گسست و حکمروایی تقلیدی دارد که نه تنها با فرهنگ و ارزشهای ما که با زیستبوم و اقلیم ما بسختی بیگانه است.


پدیده گسست در استقرار حکمروایی بشیوه تصمیمگیری و دخالت بیش از اندازه در امور داخلی جوامع بومی مشهود است. پدیده گسست در دولتهای حجیم و دیوانسالاری گسترده دیده میشود. پدیده گسست در شیوه تقنین با گرایش به اشرافیت مالی، مدرکی و... هویداست. در قضای با گرایش بسود توانگران تصمیمگیر به زیان جوامع بومی مولد پدیدار است. پدیده گسست در حکمرانی آب و مدیریت سازهای در آبخیزها و حوضههای آبریز نمایان است. گسست در شهرسازی و مدیریت شهری ما چشمگیر است. گسست، شهرباغ پرآوازه ایرانی را به کلانشهر بیهویتِ پرمصرف و آلوده کننده زمین، آسمان، دشت، کوه بدل کرد.


گاوخونی نخستین حوضهای بود که حکمرانی بد آب بشیوه نابومی را آزمود. کوهرنگ نخستین خط انتقال حوضهای کشور با همه پیامدهای منفی آن بر جامعه دهنده و گیرنده بود. این خط ساخت صنعت آببر فولاد در نقطهای دور از آبهای نامتعارف اقیانوسی را میسر ساخت. سد 5/1 میلیارد مترمکعبی زایندهرود اواخر دهه 40 به بهرهبرداری رسید و حقابه کشاورزان پائین دست را به صنایع فولاد نامتناسب با اقلیم منطقه و نیز برخی کشتهای پرنیاز مانند برنج در بالادست اختصاص داد. در حوضه کوچک گاوخونی که یکی از بزرگترین تمدنهای جهان را استوار میداشت 6 سد ساختیم که به خشکیدن گاوخونی و زایندهرود تا 200 کیلومتر بالادست آن انجامید. گاوخونی خشکید. اصفهان بدون زایندهرود شد.


اگر سیاستزدگی مدرن بگذارد تا بیندیشیم، شاید بتوانیم گسست را از چهره تمدن ایرانی بزداییم. شاید حکمرانی خوب را بیازماییم. شاید زایندهرود و باغشهر اصفهان را نجات دهیم چون تمدن بومی ارزشمدار ایرانی شایسته زنده نگهداشتن است.

مهندس فاطمه ظفرنژاد

موضوعات مرتبط : رودها و مدیریت آب    
استان مرتبط : اصفهان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید