تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2410

جرجان – گنبد قابوس به روایت تاریخ

Ghaboosسرزمین جرجان  قدیم  دارای آثار  زیادی از تمدن دوالی سه هزار سال پیش از میلاد ( کاوشهاتورنگ تپه-تپه قرقاول-تخماق  تپه  وغیره ) و ادوار تاریخی و اسلام میباشد  که مرکب از تپه  باستانی و دژ های  حصین و حصار گلی وآجری سد اسکندر و باوری آجری ( که نمونه عظیمی از آن بارو در  زمینهای دشت و گنبد قابوس کنونی از زیر خاک بیرون آورده شده ) و پله متعددی  است  که برای  برقرار ی ارتباط در روی رودخانه ساخته شده است و اکنون بقایای پایه های آجری و طرح  قوس طاقهای آن که در نهایت  استادی و زیبائی  زده شده می شود .

برای  شناسائی پیشینه  تاریخ زمینهای  گرگان و دشت ترکمان  کاوشهائی به عمل آمده است در کاوش اول میتوان کاوشها ی علمی تخماق تپه و تورنگ تپه  را نام برد ،این تپه  تاریخی  در سی وسه کیاومتری  شمال استرآباد ( گرگان ) و دومی در هیجده کیلومتری  شمال  شرقی آن  واقع  شده است . درسال 1310  خورشیدی  توسط دکتر ویلسن امریکا ئی مورد  کاوش  علمی  قرار گرفت . طولی  نکشید  که در نتیجه  خاک برداری ، قبرستان  قدیم  و قبور  زیادی (در تورنگ  تپه و نقار تپه که در قسمت  غربی تپه  اصلی  تورنگ تپه   واقع شده  است ) کشف گردید . بیشتر این قبور  دارا ی  اشیا ء سفالی رنگین، استخوانی و فلزی و مهره ها گلی بوده که بنا  به بررسی  دانشمندان متعلق  به سه تا دو هزار  سال  پیش از میلاد میباشد  ومعلوم  میشود که زمینها  حوالی تورنگ و تخماق تپه  یکی از مراکز آبادی  کهنسال  ایران  به شمار  می رود . اهمیت  شهر  جرجان از دوره نامدار ی شهریاران  ساسانی آغاز  و در  زمان  فیروز  ساسانی  برای  حفظ جرجان  به ساختمان باروی آجری که دارای  برج  و حصار  اقدام  نمود .  آثار آن بارو  در برخی  از نقاط  جرجان  در رو ی زمین و یا در زیر  زمین به نام  سد  اسکندر  یا قزل آلنگ که بمعنی دیوار  سرخ دیوار سرخ باشد  دیده  می شود   جرجان در آغاز اسلام  محل  یک  رشته جنگهای  خونین  مابین آل  بویه و سامانیان  شده و در نتیجه  ترکتازی تاحدی از اعتبار  واهمیت  وپیشرفت آن  کاسته  شد تا آن که در دوره آل زیار (  قرن چهارم هجری )  و زمان شمس المعالی  قابوس و شمگیر این شهر  مرکز یکی از بزرگترین دارالعلمهای اسلامی  ومجمع ارباب  علوم  و هنر  گردید و از آثار  برجسته همین دوره  مقبر ه قابوس بن و شمگیر است  که در  شهرگنبد قانوس کنونی پایدار مانده ودر زمره  بزرگترین  اندوخته های صنعتی  و تاریخ معماری ایران  به شمار می رود . خرابی و انهدام  جرجان ظاهرا"  با آغاز  فتنه  مغول مربوط  است .  حمد الله  مستوفی در قرن هشتم  هجری آن را  به کلی  ویران  و بدون سکنه  توصیف  می کند . از این رو معلوم  می شود  جرجان  که در قرن  سوم  هجری از بزرگترین  مراکز آبادی  به شمار می رفته است در سالها بعد منهدم گردیده واثری از آبادیهای قدیمی  اسلامی آن به نظر  نمی رسد تنها امروز علائم  جرجان قدیم  را بایستی از  مشتی  توده های  خاک و حصارهای  گلی  و با رو آجری   و ارگ قدیم و آثار  زیر خاکی  و آلات و ادواتی که  در نتیجه  کاوش  به دست آمده  تشخیص  داد.

گنبد قابوس به روایت تاریخ

از یادگارهای  برجسته  این شهر  اسلامی  همان   شمس المعالی پادشاه آل زیار  است  که گذشته از جنبه صنعتی و تاریخی  یادگار  بس گرانبهائی از دوران آبادی وشوکت  و جلال آن  سرزمین  و دود مان آل زیار  می باشد . بنای عظیم  گنبد  قابوس  که از قدیمی تر ین آثار  موجود  اسلامی  و متعلق به آرامگاه  شمس المعالی  قابوس و شمگیر آل زیار  است و از بزرگترین  مفاخر  صنعتی  و عظیم ترین  ساختمانها  باشکوه  اسلامی  آل زیار  به شمار  می رود  که د رشمال  شهر کنونی گنبد قابوس  بر فراز  تپه بزرگ که  قریب  پانزده  متر از زمین های  اطراف  بلندی  دارد  گنبد  قابوس  شامل  برج  استوانی  شکل  بلند آجری  که روی صفحه  دایره  قرا ر داده شده است ، بدنه  برج را از خارج  با ده بریدگی  یا ( پشت بند ) زینت  داده اند  که ا زپایین  در  میان  صفحه که از  سطح  اصلی  زمین  دو متر  و  هفتاد و پنج  سانتیمتر  بلند دارد  جوش داده شده ، واز  بالا بطوری  که  سقف  روی آن  ساخنه شد ه اتصال  یافته  است ،  وچنانکه از  طرح  بنا  می آید  از نقطه آغاز  پشت بند ها  محیط  دایره ای  شرو ع می شود  به قطر  نه متر  و هفتاد  سانتیمتر  که محوطه  درونی  برج  را به محیط  دیگری به قطر  چهارده  متر  و شصت و شش سانتیمتر  محدود  می کند ،  و دیوار برج از  خارج  به محیط   سومی   به قطر  و هشت سانتیمتر  منتهی   می شود  واز  مجموع  پنج  مربعی  که بدین  ترتیب  تشکیل  می شود  ده  پشت بند  یا  بریدگی  که دهانه  هر کدام آنها  یک مترو شصت  پهنا  دارد  پدید  می آید  و از آن  نیز  دهانه دیگری  تشکیل  می  یابد که یک متر  و سی  و چهار  سانتیمتر  پهنا  داشته ودر نتیجه مدخل  بنا  بوجود  می آید . بدین طریق زوایای  پشت بند  مستقیم  بوده وهمین  مستقیم بودن پشت بند ها موجب استحکام  و تسهیل  کار  ساختمان برج  را  فراهم  ساخته  است . از طرف  دیگر  محیطی  که  چهارده متر و شصت  و شش سانتیمتر  قطر  دارد  در زوایای  درونی  پشت بند ها  بدنها  عریضی را  که دارا ی خطوط منحنی  هستند  تشکیل  می دهد .در روی بدنه های  ده گانه آجری  برج  به بلندی  سه متر از طرف  پایین و  فاصله  دومتر  و شصت  و پنج  سانتیمتر از زیر  طره قاعده  مخروط  راس دورشته کتیبه آجری  به خط  کوفی  ساده در میان آجری  به درازای  دومتر  و پهنای  هشتاد  سانتیمتر  نصب  شده است  این دورشته  کتبه که از نظر متن و کلمات  عیننا" مانند  یکدیگر ند ودر هر  بدنه  مکرر شده  شامل  بانی  و تاریخ  ساختمان  و منظور  بانی  بنا  می باشد ،  سادگی  این کتیبه که عاری از هر گونه پیرایه  و تزئیناتی است  می رساند  که تنها  منظور بانی  استحکام بنا  و عظمت  پیکره آن بوده است  و توجهی   به تزئین و آرایش آن نشده است . خطوط  کتیبه  با آجر  ساده قرمز  که روی آن  سائیده  شده  بدون  هیچگونه   روکشی  در در ون قابهای آجری نیم گرد  ساخته اند جای گرفته است ،خطوط کوفی  ساده این کتیبه دارای  برجسته   بوده و در عین  حال  دارای  یک  نوع ظرافت  تراش  وزیبائی  متناسبی    می باشد  که از هر جهت  با هیئت  ساختمان عظیم آرامگاه  تناسب  بوده و مقیاسی  که برای  تراش کلمات  کتیبه  به کار   برده اند دارای  تناسب کامل با عظمت  ساختمان است ، گذشته از  سادگی  کتیبه  در هنگام  نصب  خطوط  وقالب  سازی آن این  نکته  مراعات  شده است که از  هر جهت   وسایل  مستحکم  ساختن  خطوط را در بدنه  برج  فراهم  سازند ازاین رو هر کدام از کلمات  آجری کتیبه و آجرهای اطراف آن دارای  ریشه  بلندی  است  کهدر  درون  بنا  جوش  داده شده  وحتی از جوش دادن  و جفت نمودن  سرخط  به یکدیگر  به وسیله ملاط  مخصوصی که از سنگ محکمتر  است  کوتاهی  نشده به همین جهات  و به علت پختگی آجر  قرمز  و استحکام آن هنوز  پس از هزار  سال  که از تاریخ  ساختمان  و نصب  این  کتیبه  می گذرد  خرابی و خدشه ای  به تاریخ  کتیبه آن  وارد نشده  جز آنکه  مقداری از  خطوط  وکلمات  آن  به علت  اصابت گاوله  محو و بعضی از کلمات آن  ریخته  شده بود، لیکن  تکرار کتیبه در زیر طره  سبب شده  که پس از خرابی  یک بند کتیبه از  بند  مکررآن  استفاده شود  و بدین  ترتیب  برای  همیشه متن کتیبه  تاریخی  به پاس  مکرر بودن آن  حفظ  و مصون  می باشد . برخی از باستان شناسان که بنا ی  گنبد قابوس را مورد  بررسی قرار دا دهاند  تصورنموده اند  که کتیبه  کنونی  متعلق  ببزمان  اصلی  ساختمان آرامگاه نمی باشد  و عدهای  براین تصور این  نکته را هم اضافه نمودهاند  که کتیبه  تاریخی ده  پشت بند آرامگاه  دارا ی روکش  ساروجی بوده  که به مرور زمان  ریخته و فاسد  شده است  یا هنوز  هم   در روی  بعضی از کلمات  کتیبه  که متر  در مقابل  باران و آفتاب  واقع شده ساروجی وجود دارد  لیکن  با دقت و بررسی  کافی  و ممتدی  که در باره  این بنا  شده  است  خالیاز حقیقت  بودن دو تصور بالا  ثابت  گردید ]، در مرتبه  اول  کتیبه  کنونی  متعلق  به زمان  بنا  بودهاست  وبهعلاوه  دارای هیچ گونه  روکش  سار وجی ویا  روکش  دیگری  که  موجب  حفظ آن گردد  نبوده و حتی  علائمی  هم در این  زمینه  میباشد  بند به بند  چنین است :

  1. بسم الله  الرحمن الرحیم
  2. هذا القصر العالی
  3. الامیر  شمس المعالی
  4. الامیر ابن الامیر
  5. امر به بنا ئه  فی حیاته
  6. قابوس ابن و شمگیر
  7. سنه سبع و تسعین
  8. وثلثه اثه  قمریه
  9. وسنه  خمس وسبعین
  10. وثلثه شمسیه 

ترجمه  کتیبه  دهگانه بدین قرار است : به نام خداوند  بخشنده  بخشایشگر.  این است  کاخ عالی ، امیر  شمس المعالی ، امیر  فرزند امیر ،قابوس  فرزند  و شمگیر ، فرمان  دا د بناءآن در زندگی  خویش ، سال  سیصد و نود و هفت قمری  و سال سیصدو هفتا د و پنج  شمسی .

ازاین کتیبه  معلوم  می شود  که بنای  کنونی  که به نام آرامگاه  شمس المعلی  قابوس  نامیده می شود  شهرت  دارد در اصل  شامل  ساختمان  کاخ بلند ی  بوده است که سپس  به محل آرامگاه پاشاه  مشهور آل زیار  تخصیص داده شده است.  از آغاز  ساختمان  و پایان  سال  بنا ءآن و این که آیا  بگفته  و وصیت  قابوس این کاخ  را  به آرامگاه  قابوس  تخصیص  دادند اطلاعی  در دست نیست  همین قدر از تاریخ  قمری  و شمسی  کتیبه  بدست می آید  که قابوس د رزمان  زندگی  خویش  به سال 397 قمری  و سال  375 شمسی  به ساختمان  این  کاخ  رفیع  فرمان داده است

نتیجه گیری نگارنده  :

 باتوجه به مطالب فوق میتوان عنوان نمود که جرجان به محدوده ترکمان گفته شده و حدود سی وسه کیلومتری گرگان بوده ودر تمام مدارک از گنبد بنام جرجان نام برده شده است و دیگر دلیل قدمت تاریخی و آثار بجامانده در گنبد این پیام را بما میدهد .واینکه گفته میشود جرجان همان گرگان است جندان صحیح بنظر نمیرسد. شاید در اسنادی یافت شود که  (ج  )  به ( گ) تبدیل شده و گفته شده که جرجان همان گرگان است و اگر این چنین باشد تطابق محل کمی به دور از ذهن است و طبق اسناد تاریخی گرگان بنا بدستور خشایارشاه وبنام استر بنا گردید.

امید است محققین و صاحب نظرها در این مورد رفع ابهام نمایند .

بیژن علی آبادی

استان مرتبط : گلستان  
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید