تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1128

گنجینه بزرگی بنام ایران

 هر از چند سال جهانیان با یافته­های دیرینه شناسی در ایران شگفت زده می­شوند. هنوز دنیای مدرن بگونه باید و شاید یافته­های شش هزار ساله سیلک کاشان و ری را هضم نکرده بود که کاوش­های نظرآباد کرج نخستین خشت ساخته شده به دست انسان در 9 هزار سال پیش را یافت.  سیلک کاشان و ری نظریه­ کوچ آریاییان از شمال به ایران و هند، و نظریه تمدن هند و اروپایی که سندیت تاریخی معتبری نداشت را با پرسشی گران و بی­پاسخ روبرو ساخت.  کاوش­های نظرآباد 47 اثر تاریخی فرهنگی از تمدن طولانی ده هزار ساله منطقه یافته که تپه گازرسنگ آن در بهمن 1382 به شماره 10838 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.  آثار نظرآباد به مثابه نخستین خشت های ساخته شده به دست انسان به تایید مراجع جهانی رسید و اینک در سازمان ملل متحد نگهداری می­شود.

بزرگترین گنجینه جهان در نخستین تمدن کشاورزی

 خشت­های 9 هزارساله به معنی کشاورزی و خانه­سازی پررونق از هزاره­هایی پیشتر در این سرزمین است.  امروز با اطمینان بیشتر می توان گفت که ایران نخستین تمدن کشاورزی جهان است. بسیاری از گیاهان در این سرزمین اهلی شدند. گرچه طبقه­بندی و نام گذاری لینه[1] با اشتباهاتی همراه بود اما سرزمین و تبار هر موجود زنده را در نامش بازتاب می­داد. بسیاری از  گیاهان خوراکی در شیوه نامگذاری دوتایی نام پرسیکا را یدک می­کشند یعنی نخستین بار در پارس شناسایی و اهلی شدند. کشت غلات و حبوبات در این سرزمین تجربه شد و خوراک بیشتر برای مردم فراهم کرد و امکان افزایش جمعیت را پدید آورد. کشف کشاورزی انقلابی بزرگ بود و از نقاط عطف تمدن بشمار می­رود. مردم ایران زمین کشاورزی را آزمودند و به دیگران آموختند.  شاید کمی بگردیم به آثار پخت نان و تنورهای هزاره های دور را نیز بیابیم. مردم این سرزمین تامین خوراک سازگار با محیط را آزمودند و آموختند.

آثار تاریخی در نخستین تمدن آبی جهان

از دیگر نقاط عطف تمدن بشری کشف کشاورزی آبی بوده است. انسان برای تامین خوراک بیشتر، کشاورزی آبی را آزمود. این  انقلاب بزرگ در دانش و شناخت حقیقی، انحراف آب چشمه ها و رودها برای آبیاری بود که در کاشان یا ری یا خوزستان یا جیرفت یا شاید در شهر سوخته آغاز شد. تا کنون پژوهشگران تاریخ تمدن جهان، زاگرس و دامنه های غربی یا شرقی آن را خاستگاه کشاورزی آبی می دانستند. با یافته های اخیر می­توان گفت آبخیزهای این سرزمین گنجینه­های بزرگی هستند که هر تکه آن بیش از یک کشور اروپایی تاریخ تمدن دارد.

گنجینه بزرگی به نام آبخیز کارون و دز و کرخه

آبخیز کارون از مهمترین آبخیزهای جهان و بستر تمدنی بسیار مهمی است که این آبخیز را به بزرگترین موزه دنیا بدل می کند. شوش از مهمترین شهرهای باستانی جهان است. چغازنبیل در جنوب شرقی شوش در 1250 پیش ازمیلاد یعنی 33 سده پیش ساخته شد.  شوش در دوره هخامنشی پایتخت تابستانی شد و منطقه باستانی بسیار مهمی بشمار می­رود.  تیسفون نزدیک به ششصد سال پایتخت تابستانی اشکانیان و ساسانیان در کنار دجله و میانرودان بود. سامانه های آبی شوشتر مجموعه ای  از بند میزان، نهر دستکند گرگر، مجموعه آسیاب ها  آبشارهای گرگر، بند برج عیار، پل بند شادروان، قلعه سلاسل و تاسیسات سردهانه نهر داریون، بند خاک و پل لشکر است که در دوره هخامنشی ساخته شد و در سال 1388 به ثبت فهرست یونسکو رسید. در حقیقت این مجموعه یک موزه آبی است که خوشبختانه با تلاش سازمان میراث فرهنگی حفظ و ثبت شده است. این مجموعه حکمرانی درست و پایدار بر منابع آب در این تمدن کهن در گذشته را نشان می دهد.

گنجینه آبخیز کارون تمدنی بزرگ است که باید نگهداری و حفاظت می شد تا نه تنها از دستبرد بیگانگان و قاچاقچیان در امان بماند که ساخت و سازهای بیجا و فناوری­های نسنجیده با نام سد یا شهرک یا راه یا دریاچه مصنوعی یا دیگر پدیده­های توهم توسعه نیز آن را تخریب نکند. اما این بخش دوم مغفول ماند و آثار باستانی بسیار مهمی از میان رفت. بسیار ساختگاه­های میراثی حوضه کارون و دز در مخزن 29 سد مانند سد 3 میلیارد و 200 میلیون مترمکعبی دز،  سد 4 میلیارد و شصت میلیون مترمکعبی کارون یک، سد 900 میلیون مترمکعبی کارون سه، سد بزرگ و بسیار پرمساله گتوند و... از میان رفت. در حوصه کرخه 7 سد مانند سد 4 میلیارد و 200 میلیون مترمکعبی کرخه و در حوضه جراحی  8 سد مانند سد 900 میلیون مترمکعبی مارون و سد 100 میلیون مترمکعبی جره رامهرمز،  مناطق بسیار بزرگی از این موزه با میراث فرهنگی بسیار کهن وغنی آن را زیر آب بردند بدون آنکه منافع آنها راستی آزمایی شود.  رابطه ما با هویت تمدنی گذشته در گستره بزرگی بنام مخزن سدها قطع شد.   

گنجینه بزرگی به نام آبخیز زاینده رود

آبخیز اصفهان با دربرگرفتن آثار مهمی از دوره ساسانی تا سلجوقی و صفوی و با مجموعه چارباغ به ثبت جهانی  رسیده از مهمترین آبخیزهای تاریخی جهان بشمار می رود. این آبخیز از آغاز زاینده رود در کوهرنگ تا پایان آن در گاوخونی موزه بسیار بزرگی با ارزش­ تاریخی تمدنی درخور است. پل شهرستان و پل ورزنه از دروه ساسانی تا سی و سه پل یکی از زیباترین پلهای جهان، کنیسه ها، کلیساها، مساجد بسیار مهم مانند مسجد جامع کهن، مسجد امام و مسجد شیخ لطف اله، کبوترخانه ها دژها و معماری کم نظیر اصفهان سبب شد که نصف جهان خوانده شود و آندره مالرو آن را زیباترین شهر جهان نامید.  اما  این موزه بزرگ و پرارزش با هجوم یک الگوی تقلیدی در 7-6 دهه گذشته روبرو شد.  با الگوی توسعه نابومی در آن کارخانه فولاد ساخته شد که باید در بندرعباس و کنار خلیج فارس ساخته می شد. در این حوضه کوچک 6 سد ساخته شد که نخستین آن سد یک میلیارد و 500 میلیون مترمکعبی زاینده رود چادگان بود که ضربه مهلکی بر این گنجینه بزرگ تمدن بشری فرود آورد. روستاها یک به یک از پائیترین نقطه حوضه آبریز گاوخونی با حذف حقابه هایشان در سد متروکه شدند. شهر تاریخی ورزنه از هزاره سوم که موزه ای به وسعت یک شهر است با خشکیدن گاوخونی و ازدست دادن حقابه پنبه­زارها و گندمزارهایش با آنکه از دهه 40 شهربود و شهرداری داشت اینک کمتر از 15 هزار نفر جمعیت دارد و می رود با کوچ ناگزیر آخرین ساکنانش در غبار تاریخ ناپدید شود. شهر اصفهان با خشکیدن زاینده رود اهمیت گردشگری خود را از دست داده و به شهری بد آب و هوا تبدیل شده است.

ساخت و سازهای نازیبا و ناهماهنگ با فرهنگ و اقلیم و میراث تاریخی در درون اصفهان و نیز در شهرک­های پیرامون آن مانند سپاهان شهر پدیدار شد. بدون دستورالعمل رعایت سیمای معماری و یا رعایت اصول پایداری محیطی، ساخت و سازهایی انجام شد که به معماری این شهر تاریخی و این گنجینه بزرگ صدمه و آسیب زیادی زد. 

چه باید کرد

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. همین دو نمونه کافیست تا بدانیم چه اندازه بد رفتار کرده ایم. گسست فرهنگی و الگوی نابومی دیگران را تقلید کردن بلایی بر سر حوضه های آبی و نیز شهرهای ما درآورد که بسیار غم انگیز است. بسازبفروش نمی­تواند بپذیرد که ایران یک گنجینه یا موزه بسیار بزرگ است و لازم است هر تکه آن را تنها بمانند یک گنجینه میراثی مرمت و بخوبی نگهداری و حفاظت کرد، چه از خطر قاچاق به بیرون کشور و چه از خطر ویرانگر بسازبفروشیِ متوهمان توسعه.

در چنین موزه بزرگی حتی جابجا کردن یک آجر نیاز به اندیشیدنی بسیار ژرف دارد همانگونه که گذشتگان ما بسیار می اندیشیدند تا به کاری دست بزنند. آنها با هزار وسواس دست بکار می شدند از این رو ساخته های آنان هزاره ها را گذراند و ویران نشد و نیز کمترین اثر منفی را در طبیعت برجای گذاشت. اما ما صاحبان مدارک و مجهز به خرد خام مهندسیِ عاری از هرگونه بصیرت و حکمت اندیشی، تنها به سود لحظه ای می اندیشیم. بناگزیر دستاورد کار ما نه تنها به سالهای دراز سده ها و هزاره ها نمی رسد که در ده بیست سال چنان تخریبی در محیط پدید آورده که باید ویران شود تا شاید بتوان آثار منفی را پاک کرد.

اصلاح سامانه دانش درکشور

از مهمترین کارهایی که باید انجام می دادیم بازبینی سامانه دانش کشور و بیرون کشیدن آن از وضعیت سوداگرانه کنونی بویژه در دانشکده های فنی مهندسی است. سامانه ای که آزمون ورودی اش مهارت تست زنی بدون هیچ تشریح و توصیف و درک ژرف و بصیرت است، برای حقیقت پژوهی نمی تواند جایی داشته باشد. از سامانه ای که با حداکثر چند ده میلیون، امکان گرفتن هر مدرک کاغذی را فراهم می کند چگونه می توان خیرخواهی برای مردم و نسل های آینده را انتظار داشت. در سامانه ای که متکی به دانش خطی و فارغ از فرانگری و جامع نگری و بصیرت است چگونه می توان دغدغه پیامدهای بلندمدت و حکمت اندیشی را انتظار داشت. سامانه دانش کشور به دگرگونی اساسی نیاز دارد تا از این وضعیت ناگوار بیرون آید. به راه حل هایی که دانشگاه ها برای حل مشکلاتی چون ارومیه و کارون و زاینده رود و... ارائه می دهند نگاه کنید تا واقعیت تلخی که با  سوداگری و سودگرایی گره خورده است را بیشتر درک کنیم. لازم است هر چه زودتر آزمون تستی و دانش خطی و سوداگری را از این سامانه بزداییم و آن را به هفت شهر حقیقت نزدیک کنیم. چرخه هفتگانه طلب و عشق و معرفت در سرزمین استغنا و وحدت و حیرت و فنا.  سامانه­ای که خیر بلند مدت انسانها را انگیزه  کسب دانش کند نه گرفتن مدارک کاغذی بی ارزش به سودای.....

اصلاح حکمرانی  

حفظ آثار تاریخی از تخریب کالبدی، از هجوم بسازبفروشی و از توهم توسعه سدسازان و شهرسازان و راهسازان و... یک وظیفه خطیر دستگاه عمومی  است.  بخش بزرگی از آثار باستانی و تاریخی این سرزمین در مخزن سدهای ناکارآمد و ژرف اندیشی نشده زیر آب رفت. بخش مهمی از آنها در ساخت و سازهای شهری تخریب شد. بخش مهمی از آنها به نام بافت فرسوده به کام بسازبفروش­های کج سلیقه و ناآگاه از ارزش های معماری این سرزمین کهن گرفتار ساخت و سازهای بی هویت و ناپایدار شد.

لازم است حکمرانی بد دولتهای حجیم و شیوه تصمیم گیری از بالا به پائین دیوانسالاران تغییر یابد. حکمران باید تنها مسائل بسیار کلی مانند امنیت ملی و راهبری بهداشت و آموزش عمومی را بر عهده بگیرد. دستگاه های دولتی باید کم و کوچک شوند. جایگزینی انگشت شمار وزارتخانه کم حجم، به جای اینهمه  وزارتخانه ناکارامد، ضرورت روز و حتی لحظه است.

لازم است نقش شوراهای محلی و بومی روستایی و شهری در تصمیم گیری بسیار پررنگتر شود. شوراهای خبرگی بومی و شهری و محلی باید با اصلاح الگوی توسعه نابومی و بومی سازی الگو، دستورالعمل هایی همسو با الگوی بومی و توسعه پایدار، همسو با فرهنگ غنی این سامان، همسو با اقلیم، و نیز همسو با ارزشها و تاریخ تمدن این سرزمین کهن تنظیم کنند.

اصلاح الگوی توسعه

سالهاست خبرگان و دلسوزان کشور اصلاح الگوی توسعه را خواستارند. الگوی توسعه نابومی و تقلیدی کنونی به پیامدهای بسیار ناسازگاری مانند خشکیدن دریاچه­های  ارومیه، بختگان و... خشکیدن تالاب ها مانند گاوخونی جزموریان و... نابودی همه رودهای کشور، نابودی بسیاری از قنات های کشور، افت شدید آب زیرزمینی در دشتها، انجامیده است. این درحالی است که گذشتگان ما در ده هزارسال چنان با ژرف اندیشی و بصیرت عمل کردند که هر چه جمعیت افزوده شد برای آن راهکارهای پایدار یافتند و تقلید از جایی را پیشه نکردند. لازم است سلطه بسازبفروشی به پایان رسد و شهرها چهره اصیل و کارآمد و صرفه جو و دوست با محیط خود را بازیابند. تا دیگر برج­های 70-60 طبقه و پارکهای آبی و دریاچه های مصنوعی امکان ساخت و حتی تبلیغ پیدا نکنند.  میراث خوب گذشتگان ما و پایه گذاران این تمدن کهن را باید پاس بداریم و حفاظتش کنیم.

حفاظت و نگهداری از گنجینه بزرگی بنام ایران 

یافته های نظرآباد ساوجبلاغ نشان می دهند گزاف نیست اگر بگوییم تمدن و فرهنگ مردم این سرزمین گنجینه یا موزه بزرگی پدید آورده با گستره­ای از میانرودان یا بین النهرین (شوش و تیسفون پایتخت تابستانی هخامنشی اشکانی و ساسانی) در غرب و جنوب غربی، تا فرارود (ماورالنهر) آن سوی آمودریا (جیحون مرز خراسان بزرگ) در شرق و شمال شرقی.

پشتیبانی و نگهداری از گنجینه تاریخی این سرزمین کاری است دشوار اما به هر شکل لازم است با تغییر حکمرانی و تغییر الگوی توسعه این گنجینه گرانبها را حفظ کرد. تصمیم گیری از بالا به پائین و توهم توسعه لازم است حذف شود تا حفاظت از این گنجینه و موزه بزرگ عملی گردد.   

موزه ابداع کشورهایی بودکه شاید آثار تاریخی مهمی نداشتند و بنابراین گردآوری آثار باستانی و تاریخی قاره های کهن در دستور کار آنها قرار گرفت. در دو قرن گذشته بخش بزرگی از یادگارهای تمدن بشری به موزه های دنیای مدرن برده شد. اما تنها در سده بیستم میلادی بیش از 160 میلیون انسان در جنگهای برپا شده با انگیزه تقسیم سود میان شرکتهای بزرگ مدرن کشته شدند.  امید که دنیا بتواند باردیگر ارزش­های معنایی و انسانی زیرپاگذاشته شده را احیا کند.     

پی نوشت :

[1]- کارل فون لینه طبقه بندی و نامگذاری دوتایی موجودات زنده را ابداع کرد. اما با شگفتی در 1735 برای انسان homo sapience هم دو گونه قائل شد: انسان اروپایی homo europeos و انسان افریقایی homo African. اروپا در قرن 19 قطب تجارت برده جهان شد. میشل فوکو در کتاب «دیرینه شناسی دانش» خود دانش بیگانه با ارزشهای معنوی و انسانی مدرن را به نقد کشیده است.

فاطمه ظفرنژاد - تهران 26 اردیبهشت 1393

موضوعات مرتبط : میراث مشترک    
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید