تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1024

این گنج خانه راز، "خرانق"

در سرزمینی که کویرهای متعدد از جمله،کویر بافق، کویر سیستان، کویر لوت، کویرنمک، و کویر نمک رفسنجان را در خود جای داده، آشنائی با این پدیده جغرافیائی و صفات و رفتار ویژه آن تقریبا برای مردم این سرزمین بدیهی است.

اسم هر کویر و صحرائی که برده می شود، با خود بی آبی،بی گیاهی، وهرآنچه درد سر برای تهدید زندگی،در خیال برای آن می توان متصور بود، به ذهن آدمی متبادر می کند. روزهای بایر،  برهوت خدا، آسمان تفتیده، خورشیدی که حتی تصویر خودش را ذوب میکند وهیچ لحظه ای نمیتوانی آنرا به درستی و بدون امواج بخار آلود ببینی، بی قطره ای آب بر روی فرسنگها ماسه، و هم گامی اوهام آدمی در وسعت کویر، برای او بی اندازه  هولناک است. استقامت در کویر، همچون ماسه میان انگشتان،به چشم بهم زدنی فرو میریزد.

ولی با این همه که گفته شد و هرکدامشان به تنهائی هنگامه ای از بلا یا هستند، باید این را هم گفت که " هیچ مکانی نیست که نتوان مقدسش نامید"! برخی از این مکانها، تقدس خود رااز مکانی دیگر هرچند خرد وکوچک به وام میگیرند. اندکی ارتفاع از سطح دریا همراه با کمی آب نه چندان شیرین ولی جانبخش برای آدمی و گیاهان و رستنی ها. مجموع همین اندک که موجب اعتدال هوا میشود، در حاشیه کویر،  تقدس بهشت را برازنده آن میکند. در این راستا،  این چنین است روستای خرانق که اگر پس از طی مسافت 68 کیلومتراز یزد به طرف شمال وبه طرف شهر طبس که اندک اندک، همراه کویر میشوی به آن می رسی.

اینجا دیگر باید کویر را در همسایگی بهشت تجربه کنی. کویری که تا آنرا زندگی نکنی نخواهی شناخت. هست و نیست، می آورد و می برد، زندگی می بخشد و می میمیراند، گمراهت میکند و پیدایت می کند. یک موجودیت بینظیر که قادر است هر ورقی را بشوید و از نو ورقی بگشاید ونقشی بزند! من هم نقش روستای خرانق رااین چنین دیدم.

اگر خرانق اسم خود را از خورنگه ویا خورنق داشته باشد، که دور از تصور هم نیست که اینچنین باشد، چرا که نظامی در هفت پیکر گفته:

             زآسمان بر گذشت رونق او               خور به رونق شد از خورنق او

            خاک، جادوی مطلقش می خواند          خلق، "رب الخُوَرنَقَش" می خواند !

در تاریخ و ادبیات ایران "خورنق" قصری بوده که آنرا برای اقامت بهرام گور، پسر یزدگرد، آنگاه که کودک بود ساخته شده. 438.م

قصه از این قرار است که: یزدگرد، پسر خود بهرام را به دست حاکمی تازی به نام نعمان از زیر مجموعه های حکومت مرکزی ایران می سپارد و او پس از آن که بهرام به سن 4 سالگی می رسد ، با کمک پسرش در پی جائی می گردند که ویژگی های جغرافیائیش در خور شاهزاده جوان باشد.

                پرورشگاه او چنان باید             کز زمین سر به آسمان ساید

                تا در آن اوج بر کشد پرو بال       پرورش یابد از نسیم شمال

 و نیز کسی را بیابند که بتواند:

            طاقی از گِل چنان بر آراید              کز ستاره چراغ برباید

و گشتند تا چنین استادی به نام "سمنار" رومی را یافتند و او پذیرفت که این طاق یا قصر را بسازد ونظامی میگوید:

           تا هم آخر به دست زرین چنگ          کرد سیمین رواقی از گِل و سنگ

          فلکی پای، گِرد کرده به ناز                 نُه فلک را به گِرد او پرواز

آسمان روستای خرانق راباید دید تا پرواز نه فلک را تجربه کنی. دیدن آسمان شب در این مکان، گاهی از گنجایش پذیرش ذهن آدمی بیرون است. آسمان کویر است وهزاران نقش وخیال بر آن.  راه می نمایاند و راه می گشاید وترا می کشاند به جائی که:

         " مانده" رادیدنش مقابل خواب             "تشنه" را نقش او برآب

و بنا به استناد نظامی، مجموعه ای ازشرایط جغرافیائی و معماری خورنق همراه با آموزه ها،شخصیتی ساخت که بتواند تاج شاهی خود را از میان دو شیر دمان به چنگ آورد.

حال چه قامتی از قیامت هنر معماری خواهد شد، زمانی که این مجموعه ، مزین به عنصری یگانه در دنیا مشهور به منار جنبان شود. نمی دانیم مبدع منار جنبان چه کسی بوده ولی می توانیم باور داشته باشیم که بنای قلعه گبری روستای خرانق چقدر باید بار ارزشی ویژه ای که برای ما ناشناخته است، داشته باشد که سازنده اولین منارجنبان گیتی، این قلعه را برای ساخت آن برگزیند.

اگر یگانه بودن را، در رهگذار فرصت ها و مکانهای بی بدیل،از خالق خود وام بگیریم، بطور حتم گناهی مرتکب نشده ایم و بدون شک قلعه گبری خرانق یگانه است.

خوب چهر کشاورزی - آذر 1392
این مقاله تقدیم می شود به"برادران پرهمت"

 

 

 

استان مرتبط : یزد  
عضو مرتبط : خوبچهر کشاورزی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید