Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1733

یزد: ساماندهی بافت قدیم

(مقالات گذشته شهریور 1384)

هر ملتی در طول تاریخ حیات خویش، یک رشته ارزش­هایی را تجربه و تحصیل می­کند که اگر در مسیر تعالی و تکامل و توسعه خود قرار گیرند، در مقطعی از تاریخ، جزء فرهنگ و باورها و کیان و افتخارات آن ملت محسوب می­شوند دوام و بقا و رشد این ارزش­ها بستگی به این اصل دارد که مردم آن جامعه و یا نسل­های آینده­ای که این میراث­های ماندگار به آن­ها به ارث می­رسد، تا چه حدی به اهمیت این آثار واقف بوده و به آن ارج می­نهند و تا چه میزان در حراست و صیانت از این سرمایه­های ملی و فرهنگی به یادگار مانده، تلاش می­کنند.

به عبارت دیگر تعالی و دوام این دستاوردهای تاریخی تابعی از متغیر غیرت و همت و اعتقادات و باورهای نسل حاضر و نسل­­های آینده در جهت حفظ این ارزش­های به ارث رسیده از عصرها و نسل­هاست.

در مواردی، پاره­ای از این ارزش­ها که از وجدان پاک بشریت الهام گرفته و ریشه در انسانیت انسان­ها دارند به صورت یک ارزش هنری در جامعه جهانی درخشیده و مرزها را درمی­نوردند و محیط بر مرزها و زمان­ها و مکان­ها گردیده و اعتبار جهانی پیدا می­کنند و جاودانه می­شوند.

هنر معماری یکی از این پدیده­های شاخص و ارزش­های بارز است که ترجمان توانمندی­های هر نسلی در هر عصری است. ارزش و اعتبار این آثار از چند دیدگاه قابل مطالعه و تحقیق است.

  1. ارزش­ معماری و هنری که هر بنای تاریخی، مستقلا داراست.
  2. ارزش معماری و هنری که هر بنا در ارتباط با کلان مجموعه بافت (در ارتباط با تأثیر و تأثر متقابل) پیدا می­کند.
  3. در هر حال بافت­های تاریخی و در دل آن آثار معماری ارزشمند دارای چنان کیفیت محیطی، با ارزش­ها و زیبایی شناختی خاصی همراه است که ما را با فضای زندگی نسل­های گذشته آشنا می­کند و نشان می­دهد که ما دارای چه مدنیت شایسته­ای بوده­ایم. در واقع این همان چیزی است که امروزه به عنوان هویت مطرح می­شود.

برای آشنا ساختن نسل­های آینده با هویت ملی و تاریخی خود با توجه به شرایط خاص خود در زمان­ها و مکان­های مختلف چند دیدگاه مطرح است.

  1. بافت­های قدیمی در شرایط کلان خود حفظ شوند.
  2. از دیدگاه موزه­ای موضوع را مورد توجه قرار داده و قسمتی از بافت حفظ گردد.
  3. آثار تاریخی و معماری با ارزش­تر را از کلان بافت­ها جدا نموده و محافظت نماییم.
  4. ماکت این بافت­ها ساخته و نگهداری شوند. قبل از تحلیل موارد فوق به منظور روشن شدن موضوع، چند سوال کلی را مطرح و بااستفاده از دیدگاه­های کارشناسان و صاحب نظران و معماران، فهرست­وار به این سوالات پاسخ می­دهیم.
    1- بافت قدیم و بناهای تاریخی دارای چه ارزش و اعتباری هستند و چرا باید حفظ شوند؟
    2- با توجه به ارزش­های معماری و تاریخی بافت قدیم و بناهای تاریخی چرا برخلاف اراده عمومی وضع موجود پیش آمده است؟
    3- در امر بازسازی و احیاء بافت قدیم و زندگی در آن با چه مشکلاتی مواجه هستیم؟
    4- در بازسازی و احیاء و ساماندهی بافت قدیم چه سیاست­هایی راباید تعقیب کرد؟

در پاسخ به سوال اول: (بافت قدیم و بناهای تاریخی دارای چه ارزش و اعتباری هستند و چرا باید حفظ شوند؟) کارشناسان عقیده دارند:

  1. این بافت­ها خاطره­انگیزند نسل جدید و ساکنان آن­ها را با گذشته تاریخی­شان پیوند می­دهند.
  2. نسل جدید را به فضای زندگی گذشته آشنا می­کنند.
  3. چون در طول تاریخ به صورت ارگانیک شکل گرفته است در ذات خود هماهنگ است و عناصر تشکیل دهنده­ی آن، هم پیوند هستند و یکدیگر را کامل می­کنند.
  4. طبقات مختلفی از جامعه را با حفظ کیان آن جامعه و ارتباطات سالم و صمیمی افراد و آحاد مردم در خود جای داده­اند و مشکلات ناشی از احداث شهرک­ها و کوی­های اختصاصی چون شهرک کارمندان- کوی معلمان و ... را که ره­آورد فرهنگ غربی است در بر ندارند.
  5. به علت پیوند و ارتباط عاطفی و اجتماعی، از مسافرت­های درون شهری می­کاهند و برقراری علایق فامیلی را با آگاهی بهتر و تامین بیشتر تسریع می­بخشند.
  6. تنها سند عینی و ماندگار است که می­توان به صورت امانتی ارزشمند از هنر معماری گذشتگان، جهت استفاده آیندگان از نسلس به تسل دیگر عرضه کرد.
  7. امنیت دارد و پیوند عاطفی ساکنان آن نسبت به ساکنان بافت جدید بیشتر است و ارتباط اجتماعی مردم با هم دیگر در بافت قدیم قوی­تر و موثرتر است.
  8. نشان دهنده معیار مدنیت و شایستگی تاریخی مردم شهرها و کشورها بوده و بیانگر هویت تاریخی آنهاست.
  9. معماری بافت قدیم با شرایط اقلیمی و اوضاع جغرافیایی هر شهری مناسبت دارد و در ضریب بالایی بی نیاز از تأسیسات جانبی غیر زمان خود می­باشد و حتی در مواردی این نیازها را کامل­تر می­کند.
  10. بافت­های کهن ریشه در اعتقادات و باورهای مردم زمان خود داشته و در بردانده ویژگی­های همانند، امنیت، محرمیت و وابستگی­ها و پیوستگی­های فردی و خانوادگی و انسانی هستند.
  11. تأسیسات زیربنایی در بافت قدیم (آب و برق و تلفن و گاز ...) موجود است. متروکه شدن آن موجب مخروبه شدن آن و در نتیجه توسعه محدوده شهرها به نفع توسعه نیازمندی­های خدماتی می­گردد و هزینه مستمری را هم از نظر نگهداری بافت و هم از نظر خدمات رسانی به محورهای توسعه یافته ناشی از متروکه شدن بافت­ها را به بودجه های شهرها تحمیل می­کند.
  12. بافت قدیم تجسم عینی تمدن و فرهنگ اسلامی و ایرانی است که برای دست­یابی با شاخص­های پایه در فرآیند گفت­و­گوی تمدن­ها، هیچ بستری مناسب­تر از این آثار به جا مانده نخواهد بود.

 در پاسخ به سوال دوم: (با توجه به ارزش­های معماری و تاریخی بافت قدیم چرا بر خلاف اراده عمومی وضع موجود پیش آمده است؟) صاحب­نظران بر این باورند:

  1. سیاست­گذاران نتوانستند یا نخواستند گسترش شهرها را مهار کنند و در بعضی موارد آگاهانه یا ناآگاهانه بر آن دامن زدند.
  2. در واگذاری اراضی خط کشیدند و زمین را بدون هیچ مطالعه و برنامه­ای از قبل طراحی شده واگذار کردند. اگر همین زمین­های واگذاری هم مثل همه کشورهای در حال توسعه ابتدا آماده سازی می­شدند، یا حداقل بر و کف تعیین و شبکه­های زیربنایی طراحی می­شد و سپس واگذار می­گردید امروز شاهد این هم به هم ریختگی در شهرها نبودیم.
  3. توسعه بی رویه شهرها  و سیاست احداث­گری­های سازمانی، باعث بریدگی­های فرهنگی، عاطفی و اجتماعی گردید و به خاطر منافع اقتصادی خاصی که در مقطعی از زمان عاید عده معدودی می­گردید، تعامل عمومی را در حفظ مصالح کلان شهرها با تعارض مواجه ساخت.
  4. تردید در تصمیم­گیری و تعلل در برنامه­ریزی، لطمات جبران ناپذیری را به بافت­های قدیم وارد کرد. سرمایه­گذاری­های آزاد بافت­های کهن را به میدان سودجویی­هایی کوتاه مدت در عرصه و اعیان مبدل کرد.
  5. بافت­های قدیم یا فراموش شدند و یا چند متولی روی آن انگشت گذاشتند و هر کسی از ظن خود شد یار آن و ساز خود را زد به طوری که هیچ کجا، طرحی تحلیلی و تفصیلی مشخص که بازسازی و سامان دهی آن ره­گشا باشد وجود ندارد و در هیچ شهری محدوده و سیاست مدیریت کلان در بافت قدیم به عنوان یک الگوی قابل ارایه دیده نمی­شود.
  6. تعدد نهادهای مدیریتی و عدم ساختار تشکیلاتی منسجم در برنامه­ریزی­ها و اجرا (مدیریت شهر) در مقیاس ملی و محلی، ایجاد تعامل افکار عمومی و مالکان اصلی بناهای تاریخی، با دولت مردان و مسئولان شهری را با مشکل مواجه ساخته است.
  7. قوانین و مقررات لازم در جهت بسترسازی برای تحقق اقدامات و ساماندهی دچار ضعف و نارسایی است.
  8. تعریف روشنی از فرآیند مفاهیم حفظ ساماندهی، نظارت و کنترل در سلسله مراتب طرح­های توسعه شهری وجود ندارد.
  9. ساختار اقتصادی مالی تعریف شده برای پشتوانه­های اقدامات و ساماندهی شکل نگرفته است.
  10. نگرش واقع بینانه ارکان مختلف برنامه­ریز، مجری، مشاور و کارفرما در روی­کرد با بافت­های شهری بسیار سطحی است و نقش تخصص­های لازم در ارکان ساختاری ضعیف است.
  11. پیوند ارتباطات سازنده میام مراکز علمی و تحقیقاتی و ارگان­های اجرایی و بهینه­سازی ساختار و روابط فیمابین می­بایست تقویت گردد.
  12. وضعیت کالبدی و فرسودگی روز افزون بافت به علت عمر زیاد و رها شدن آن و اقتصادی نبودن حفظ بافت، با توجه به هزینه­ای که دربردارد (و در مقابل بازدهی اقتصادی لازم را ندارد) نامطلوب است.
  13. عدم توجه و تلاش متولیان در جلب تفاهم همکاری با مالکان و ساکنان بافت قدیم (و در اغلب موارد، برخورد غیر اصولی و غیر منطقی با آنان)، به خروج سرمایه از بافت و تنزل ارزشی اقتصادی آن منجر گردیده است.
  14. کاهش تدریجی جمعیت و صاحبان اصلی این قسمت از شهرها و جایگزین شدن مهاجران به جای اقشار بومی، به وضوح به چشم می­خورد.
  15. حضور مهاجران با فرهنگ­های مختلف، با عدم انسجام و وابستگی­های لازم در جهت حفظ و حمایت از این ارزش­ها به مشکلات بافت دامن می­زند.
  16. به علت تخلیه و تخریب روزافزون بافت ارتباطات عاطفی افراد قطع و حس حمایت از این ارزش­ها از بین می­رود و منزلت بافت قدیم افت پیدا می­کند.
  17. تعلق خاطر شهروندان به مرور زمان به محیط­های شهری خود (که بخش عمده­ای از تاریخ و هویت آنان است) از دست می­رود که این امر نگران کننده­تر از فرسودگی بافت قدیم می­باشد.
  18. تعامل ظرفیت بافت قدیم با الگوی زندگی امروز ناهماهنگ است.

سوال سوم: ( درامر بازسازی و احیای بافت قدیم و زندگی در آن با چه مشکلاتی مواجه هستیم؟)

  1. حفظ و نگهداری از بافت قدیم با توجه به هزینه­ای که دارد دارای صرفه اقتصادی نیست.
  2. به علت خروج سرمایه­های اصلی، لرزش­های اقتصادی آن تنزل کرده است.
  3. سرمایه­گذاری در بافت قدیم از نظر ارزش افزوده، پاسخ لازم را نمی­دهد.
  4. بافت قدیم فاقد شرایط ارتباطی لازم از نظر شبکه دسترسی­ها و خدمات رسانی فنی و رفاهی است و اغلب برای شهرداری­ها، دردسر آفرین است.
  5. مقیاس و ظرفیت کالبدی بافت قدیم، با الگوی زندگی امروز ناهماهنگ است.
  6. تعمیرات، بهسازی، مقاوم سازی و بهره­وری در بافت قدیم دستور العل مشخص و مدونی ندارد و اغلب سلیقه­ای اعمال می­شود.
  7. ضریب امنیت زندگی در قسمت­های فرسوده، در برابر پیش­آمدهای طبیعی مانند سیل و زلزله و غیره بسیار پایین است.
  8. بافت­های قدیم اغلب در مراکز شهرها واقع شده­اند و فرآیند گریز از مرکز از مرکز مورد اقبال مردم است.
  9. به علت موقعیت بافت در سیمای کلی شهرها، در عین پیچیدگی­هایی که دارند، دربرابر روند توسعه، آسیب­پذیر هستند.
  10. قانون مدون و مشخص وجود ندارد تا حدود و حقوق مالکان از نظر مرمت و استفاده از بناهای ملکی خود را مشخص نماید.
  11. عدم وجود قوانین مدون و مشخص و مدیریت واحد برای بافت­های قدیم موجب تردید در تصمیم­سازی و تصمیم­گیری­ها شده و موجب تعلل در برنامه­ریزی گردیده و لطمات جبران ناپذیری را وارد می­کند.
  12. فضای کنونی بافت کهنه، با شرایط و نیازهای زندگی روز سازگار نیست. چرا که به عنوان مثال، دسترسی­های بافت­های قدیمی بیشتر بر اساس وسایل ارتباطی ساده و جمعی و در زمان خود شکل گرفته و از نظر شهر، راه­های ارتباطی با کمبود و ناهماهنگی مواجه است.
  13. اغلب به علت فرسودگی روز افزون بافت، به علت عمر زیاد و رها شدن آن، وضعیت نامطلوبی را از نظر کالبدی پیدا کرده و ارزش اقتصادی آن تنزل نموده و سرمایه­گذاری در بافت قدیم با توجه به ارزش افزوده آن پاسخ لازم را نمی­دهد.
  14. عدم وجود یک مدیریت واحد و مسئول و مشخص نبودن حدود وظایف آن مدیریت با سایر مدیریت­های اجرایی و ستادی در شهر، به مشکلات فوق دامن می­زند.

سوال چهارم: ( در بازسازی و احیاء و ساماندهی بافت قدیم چه سیاست­هایی را باید تعقیب کرد؟)

  1. از مشارکت مردم باید بهره­مند شد. مردم مالکان اصلی این ثروت­های ملی هستند و آن را متعلق به خود می­دانند، ولی باید سرمایه اولیه تزریق گردد.
  2. بافت­های قدیمی را باید با الزامات زندگی امروزی تجهیز کرد و آنها را در برابر پیش­آمدهای طبیعی، از قبیل سیل و زلزله مقاوم نمود و امنیت را برای افرادی که در آن زندگی نموده و یا زندگی خواهد کرد تامین کرد و از ارزش­های مادی و تاریخی آن استفاده لازم را بعمل آورد.
  3. مراکز اصلی اجتماعی مردمی مانند تماشاخانه­ها، رستوران­ها، موزه­ها، سالن­های پذیرایی، بازارچه­ها را با مطالعه و برنامه ریزی­های منطقی به بافت قدیم هدایت کرد.
  4. برای زندگی در بافت قدیم، تسهیلات زیر بنایی مورد نیاز ساکنان از لحاظ ارتباطات و بهداشت را با حفظ اصالت­های سنتی و استخوان بندی کلی بافت ایجاد نمود.
  5. در بازسازی­های بناها و فضاهای شهری قدیم­تر از الگوی معماری بافت قدیم استفاده کرد و سعی نمود بین بناهای جدید و قدیم هماهنگی ایجاد کرد.
  6. برای مشاغل و حرف سنتی و تقویت پیشه­وران برای ادامه سبک کار سنتی، تسهیلات اقتصادی لازم را ایجاد نمود.
  7. سطح فعالیت­های تجاری و خدماتی و ایمنی و دسترسی­ها را ارتقاء داد.
  8. شریان­های اصلی را در بافت­های قدیم با انجام آسفالت- کف فرش خیابان­ها و کوچه­ها و ایجاد پارکینگ­های مورد نیاز در محل­های مناسب، تجدید ساختمان نمود.
  9. عتاصر معماری قدیم در داخل بافت را شناسایی و با سرعت بهسازی و احیا نمود و ساختمان­های باارزش و اصیل را برای حفاظت از هویت فرهنگی بافت­های کهن، تقویت کرد.
  10. محورها و مراکز تاریخی شهرها را با ایجاد فضاهای مناسب برای فعالیت و عملکردهای جدید احیاء کرد.
  11. هویت تاریخی و فرهنگی منطقه را از طریق بازگرداندن اقشار بومی و اصیل به بافت­هایی که برای آنان خاطره انگیز است، بهسازی نمود.
  12. آسیب­های اجتماعی همانند سکونت افراد غیر بومی، تناقضات فرهنگی و بریدگی ارتباطات سالم اجتماعی و ناامنی­های ناشی از تغییر ساختار اجتماعی بافت قدیم را رفع نمود.
  13. انگیزه لازم و کافی برای ماندن ساکنان اصلی در بافت­های کهن و بازگشت مالکان و ساکنان اصلی بافت (که در حقیقت حافظان اصلی بافت نیز محسوب می­شوند و با توجه به خاطراتی که دارند احساس وابستگی انسانی و عاطفی می­نمایند) را ایجاد کرد.
  14. تسهیلات و امتیازات لازم برای ساکنان این بافت ( صدور پروانه تعمیر ساختمان بدون اخذ عوارض و مساعدت­های چند از قبیل تامین آب و برق و تلفن و مصالح مورد نیاز.) را برقرار نمود.
  15. قوانین و ضوابط و مقررات روشن و قابل اجرا برای احیاء بافت قدیم و بناهای تاریخی و معماری در محدوده بافت­های موجود به تصویب رسانید.
  16. اعتبارات لازم و دستور العمل­های روشن و برنامه­های زمان بندی شده و نظارت و کنترل در اجرای اساسی و اصولی آن را مورد توجه قرار داد.
  17. کالبد شهر تبلور روابط اجتماعی­ای است که از پل اقتصاد و سیاست جامعه می­گذرد. نباید به عنوان نقطه شروع کالبد شهر را دست کاری کرد. بلکه کالبد شهر باید نقطه نهایی تاثیرگذاری باشد باید کلان بیاندیشیم و بخشی عملی کنیم.
  18. نمی­شود شهری به سامان داشت وقتی که جامعه به سامان نداریم، شهر آیینه مدنیت است، باید گره­های اصلی در جامعه را شناخت و تحولی ایجاد کرد تا بتوان شهر و شهرسازی خوبی داشت. جنبش جهانی حفاظت از میراث تاریخی در دوره­های اولیه، در عرصه مرمت تک بناها، پاسداری از ارزش­های محیط شهری، مجموعه­های تاریخی، مناظر طبیعی و سرانجام کل شهرهای تاریخی و بافت­های قدیم تجربه­های زیادی اندوخته است. با این حال در مورد نگهداری ارزش­های تاریخی به ویژه در چارچوب زندگی جدید شهری، موارد حل نشده بی­شمارند و هر روز هم به تعداد آن افزوده می­شود.

در مجموع از نظر کارشناسان و اساتید فن در ارتباط با حفظ و حراست از بافت قدیم و نوع کاربری این سرمایه­های گران سنگ تاریخی سه نوع نگرش مطرح است:

  1. نگرش ارگانیکی (کل بافت باید حفظ شود).
  2. نگرش موزه­ای (قسمتی از بافت از مجموعه جدا نموده و نگهداری شود).
  3. نگرش اصولی (آثار معماری ارزشمند موجود در بافت شناسایی و محافظت گردد).

اگرچه اعمال هر یک از نگرش­ها به صورت جداگانه، تابعی است از متغیر زمان و ماکن و عادات و آداب و رسوم و فرهنگ و توانمندی­های اجتماعی و ااقتصادی ولی به هر حال، هر یک از این دیدگاه­ها در نفس خود دارای نقاط ضعف و قوت می­باشد. در نگرش ارگانیکی اصالت بافت حفظ می­شود و آنچه که از گذشته به یادگار مانده است با همه ارزش­هایش به نسل­های آینده منتقل می­گردد ولی از نظر نیروی انسانی و هزینه اقتصادی بار سنگینی را در بردارد و در این نگرش حفظ هویت میراث نیاکان به مقتضیات زندگی معاصر، ترجیح داده می­شود.

در نگرش موزه­ای، شعاع عملکرد محدودتر است، در نتیجه انجام عملیات و اقدامات آسان­تر و هزینه لازم کمتر می­باشد ولی ارزش علمی و تحقیقاتی آن پایین­تر بوده و در تسلسلی منطقی منجر به تهدید فرصت­های زندگی می­شود و نسل­های بعدی، محکوم به زندگی با ارزش­های گذشتگان خود می­شوند.

از طرفی صیانت موزه­ای، ناتوان از مقابله با تخریب­های اجتماعی و فرهنگی و کالبدی ناشی از سیاست­های پاک­سازی طرح­های تفصیلی توسعه مجدد، طرح­های راه­سازی و نظایر این­هاست و همواره در معرض تهدید مرزهای توسعه است.

نگرش سلولی ظاهرا از نظر اقتصادی با صرفه­تر و از نظر نگهداری آسان­تر می­باشد، ولی ارزش ارتباطی آن در کل مجموعه از بین رفته و حفظ ارزش اثر بدون ارتباط آن با کل ارگانیک مطرح است و به همین نسبت ارزش­های علمی که باید به نسل آینده منتقل شود، محدودتر است و برخورد سلولی با بافت تاریخی برای ماهیت مخصوصی که دارند، ممکن است در اثر سهل انگاری­های مطالعاتی و عمده کردن وجه اقتصادی پروژه، نظم کارکردی شهری را بر هم زند و آشفتگی­های موجود سازمان فضای شهر را تشدید کند.

در هر حال دنیای امروز به این حقیقت رسیده که بافت قدیم سرمایه­ای است که تکرارش ممکن نیست و سعی کرده از کوچک­ترین نقطه قوت در این زمینه، برای از بین بردن بزرگ­ترین ضعف موجود به وضع مطلوب، برنامه­ریزی اصولی داشته باشند.

در کشورهایی مثل انگلستان، آلمان و ایتالیا در شهرهای لندن، مونیخ، رم و فلورانس توانسته­اند زندگی را به معنی واقعی به بافت قدیم در شهرهای قدیمی برگردانده و زندگی امروز را تقریبا با حفظ همان ارزش­های زمان حاضر در کنار ارزش­های تاریخی پیاده نمایند. به طوری که در این شهرها مراکز تاریخی به گران­ترین فضاهای شهری تبدیل شده­اند. حتی در مواردی به اندازه­ای ارزش پیدا کرده­اند که به اصطلاح بیگانه را راه نمی­دهند و زندگی در این گونه فضاهای شهری که طبعا محدود و قابل توسعه هم نمی­باشند، به علت بالا بودن قیمت زمین، خرید آن برای هر کس ممکن نیست، این در حالی است که تا حدود دهه 1960 میلادی، بافت­های قدیم شهری در این کشورها ویرانه­ای بیش نبوده و به علت نداشتن ارزش اقتصادی، متروکه شده بودند.

در کشور ما که شهرهای تاریخی و بافت­های ارزشمند در دل شهرها و آثار تاریخی ارزشمند و در نوع خود کم­نظیر در متن این بافت­ها در گستره قابل توجهی مطرح هستند، برای اولین بار در سال 1309 قانون ثبت اماکن تاریخی و در سال 1311 قانون تنظیم فهرست آثار تاریخی به تصویب رسید. اگرچه تا این تاریخ آثار معماری ارزشمندی دستخوش تخریب گردیده، ولی با این حال طبق بررسی­های به عمل آمده، مشخص شده است که 36 شهر در ایران از قدمت تاریخی برخوردارند و در مجموع 20 % از سطوح شهری در کل کشور را بافت­های قدیمی تشکیل می­دهند و بالغ بر 15077 (پانزده هزار و هفتاد و هفت هکتار) بافت تاریخی و کهن، شناسایی شده­اند که از این میزان در حدود 40 % از کیفیت نامطلوبی برخوردارند.

حساسیت موضوع موقعی هشداردهنده و خطر آن تهدید کننده است که توجه داشته باشیم به طور متوسط هر پنج سال یک بار زلزله­ای به شدت 6 الی 7 ریشتر، شهرهای ایران را تهدید می­کند و 320 شهر کشور در معرض رودخانه­های طغیان کننده و خطر سیل گرفتگی مواجه هستند. به همین دلیل است که تا بافت قدیم مطرح می­گردد به یاد موقعیت­هایی که داشتیم و داریم خوشحال نیستیم بلکه به خاطر خرابی­های آن و خطری که تهدیدش می­کند نگرانیم.

در 4 دهه اخیر جمعیت شهری کشور 6 برابر شده درحالی که محدوده شهرها خیلی بیشتر از این افزایش یافته است برای نمونه شهر تهران در 4 دهه اخیر 2/4 برابر شده ولی مساحت آن 5/17 برابر افزایش یافته و جمعیت شهر یزد 5/6 برابر و محدوده آن بالغ بر 21 برابر افزایش پیدا کرده است.

اگر توسعه شهرها به قیمت تخلیه بافت قدیم و در نتیجه متروکه و نهایتا مخروبه شدن آن تمام شود،ولو به هر نسبت، نگرانی بیشتر خواهد شد. یزد یکی از شهرهایی است که هم در سطح جهانی و هم در سطح کشور از نظر آثار ارزشمند تاریخی در دل بافت قدیم آن با معماری غنی و خصوصیت­های حاضر خود که به قول استاد پیرنیا «هر خرابه­اش دفتر زیبایی است»، قابل توجه می­باشد و از نظر معماری خشت خام، دوم مقام ارزش معماری در جهان را داراست، به همین مناسبت از نظر آثار ارزشمند بافت بناهای تاریخی، مورد توجه جوامع بین المللی معماری و هنری و تاریخی جهان است. این ارزش­های تاریخی معماری، مخصوص شهر یزد نیست استان یزد به روایت تاریخ، یادگار ماندگاری است و وجه تسمیه شهرها و آبادی­های آن مانند اردکان، میبد، مهریز، عقدا، بنادکوک، توران یشت، خورمیز، مهرپادین و ... حکایت از تاریخ دیرینه­ای دارد، که در مواردی از مرزهای تاریخ مدون ایران زمین فراتر رفته و به عهد پیش از تاریخ و اساطیر این سرزمین کشیده می­شود.

بنا به قولی، بنیاد یزد به زمان اسکندر مقدونی نسبت داده می­شود آقای حسن­ پیرنیا (مشیرالدوله) در تاریخ ایران باستان نام قدیمی یزد را ایساتیس ذکر نموده و بنیاد آن را به زمان حکومت مادها و کورش کبیر نسبت داده و گروهی بنای آن به یزدگرد اول نسبت می­دهند. بافت قدیم یزد علی رغم صدماتی که در گذشت زمان دیده، اصالت خود را که در طول تاریخ به صورت ارگانیک شکل گرفته حفظ کرده و در ذات خود نیز هماهنگ است و عناصر تشکیل دهنده آن هم پیوند بوده و یکدیگر را کامل می­کنند و ساکنان آن را با گذشته تاریخی خود پیوند می­دهند.

این اصالت را در مجموعه امیر چقماق متعلق به سال 830 هجری، فهادان و سید گلسرخ که به دوره ابو جعفر کاکوئیه، محله مالمیر (مادر امیر) دوره اتابکان، شاهزاده فاضل و قلعه کهنه دوره آل مظفر، محله شیخداد، گازرگاه و غیره می­توان دید. علاوه بر بافت ارزشمند موجود یزد آثار تاریخی ارزشمندی در دل این بافت­ها موجود است و همچنان از تند باد حوادث زمان مصون مانده و در تارک تاریخ می­درخشد که به چند نمونه از آن اشاره می­شود:

  1. مسجد جامع کبیر یزد: که یکی از گرانمایه­ترین گنجینه­های ایرانی و اسلامی به شمار می­رود و ساختمان اصلی آن را متعلق به قرن ششم هجری می­دانند و ساختمان فعلی آن متعلق به قرن هشتم هجری (دوران آل مظفر) است.
  2. بقعه دوازده امام: از نمونه­های کامل دوره سلجوقیان و تاریخ آن را به سال 429 هجری نسبت می­دهند.
  3. مسجد و تکیه امیر چقماق: بنای مسجد متعلق به سال 830 هجری و بنای تکیه را به قرن نهم هجری و بناهای آن را به قرن 13 هجری نسبت می­دهند.
  4. برج و باروی قدیمی شهر: که فهادان و سید گلسرخ را به دوره ابو جعفر کاکوئیه و سایر قسمت­های آن را به دوره اتابکان و آل مظفر نسبت می­دهند.
  5. مدرسه ضیائیه (مشهور به زندان اسکندر) به سال 631 هجری نسبت داده می­شود.
  6. بقعه سید رکن الدین: که متعلق به قرن هشتم است.
  7. مسجد ملا اسماعیل: که بانی آن آخوند ملا اسماعیل عقدایی و متعلق به قرن دوازده هجری است.
  8. مجموعه باغ دولت آباد: که بنای آن، به سال 1160 نسبت داده می­شود. و از دیگر بناهای تاریخی شهر یزد: مسجد ریگ، باغ خان، بازار خان، مسجد مصلی عتیق، مسجد بیاق خان، مدرسه کمالیه، آتشکده زرتشتیان و ... و در محدوده شهر یزد بقعه شاه محمود، مسجد بندر آباد و در سایر شهرستان­های استان آثار تاریخی ارزشمند و عدیده دیگری را می­توان نام برد.

آن­چه امروز می­توان به تصویر کشید، یزد شهری است با بافت و آثار تاریخی گرانمایه (بافت هسته مرکزی و محلات پیرامون آن) که این بافت ارزشمند 1200 هکتار وسعت دارد و شامل هفت محله قدیم شهر با قدمت تا 2 هزار سال می­باشد. جمعیت محدوده بافت براساس طرح تفصیلی سال 1372، هشتاد و شش هزار نفر و در حال حاضر به طور تقریبی 73000 نفر است. تراکم جمعیت بر اساس طرح تفصیلی 72 به تعداد 72 نفر در هکتار و در حال حاضر 60 نفر در هکتار می­باشد و این در حالی است که وضع موجود تراکم جمعیت در محدوده قانونی 32 نفر در هکتار می­باشد و نسبت تراکم جمعیت در بافت قدیم منطقی­تر از نسبت تراکم آن در بافت جدید می­باشد ولی با همه اقداماتی که صورت گرفته و می­گیرد به سطح مخروبه و متروکه بافت قدیم اضافه می­شود و این قسمت از اصلی­ترین فضای شهری نه تنها از نظر معماری بلکه از نظر فرهنگی و اجتماعی هم دست­خوش دگرگونی می­گردد.

ولی آنچه مایه امیدواری است مردم و مسئولین در سطح کشور و استان به هر دلیلی در جهت برگشتن به ارزش­های تاریخی و برگرداندن حیات به بافت قدیم شهر و جلوگیری از تخلیه و تخریب این یادگار ماندگار تاریخی اقبال داشته­اند.

از جمله اقداماتی که صورت گرفته:

  1. هم­زمان با تشکیل شورای اسلامی شهر از توسعه بی رویه­ محدوده شهر جلوگیری شده و تا این تاریخ بر محدوده شهر اضافه نگردیده است و این امر موجب متوقف شدن مهاجرت ساکنان بافت اصلی به بافت حاشیه­ای گردیده است.
  2. شورای شهر عوارض ساخت و ساز و تعمیرات را در بافت قدیم مجانا اعلام و عوارض زیر بنای آپارتمان را به پنجاه درصد تقلیل داده است.
  3. شهرداری، با تأسیس شهرداری ناحیه تاریخی و سازمان بهسازی و نوسازی بطور هدفمند و سازنده با مسأله برخورد نموده و این سازمان­ها با اهداف و اختیارات تعریف شده و برنامه­های مدون مشغول به کارند و هماهنگی­های سلزنده با سازمان میراث فرهنگی انجام گرفته است. اقدامات اثر بخش از قبیل ساماندهی محلات قدیم و بازسازی آثار ارزشمند به جا مانده انجام شده و موجبات بازگشت ساکنان به این محلات را فراهم آورده است.
  4. در دل بافت قدیم با بازسازی آثار تاریخی و تبدیل آنها به بنای سیاحتی و تجارتی موجبات جلب توریست­های داخلی و خارجی فراهم گردیده و استقبال غیر قابل پیش­بینی از این مراکز به عمل آمد و از نظر اقتصادی در حد بالاتر از حد قابل انتظار بازده داشته است و همین موضوع، موجبات توجه مالکان و وارثان بناهای واقع در دل بافت را فراهم آورده و به عبارت دیگر صاحب پیدا کرده­اند و به جرأت می­شود گفت طلیعه طلوع حیات مجدد و ارزش مضاعف بافت مشاهده می­شود. نمونه بارز این­گونه اقدامات تعمیر و تجهیز و بهره­برداری از : مجموعه تاریخی باغ دولت آباد در انتهای خیابان ایرانشهر، هتل لاله در خانه گلشن در محله تل، هتل جاده ابریشم در محله مسجد جامع کبیر، هتل مشیر در باغ مشیر در محله امیر آباد، خانه ملک التجار در بازار پنجعلی کاشانه در محله فهادان، سالن پذیرایی حمام خان در میدان خان، باغ ناجی در صفائیه که در عمق یا محدوده بافت قدیم احیاء و مورد استقبال و استفاده قرار گرفته یا تعمیر و استفاده از ساختمان­های تاریخی به عنوان اماکن مذهبی و یا آموزشی و اداری مانند مسجد ملا اسماعیل، میعادگاه نماز جمعه در خیابان قیام، مساجد و حسینیه­های متعدد در محلات قدیمی، ساختمان دانشکده معماری در خانه مرتاض در کوچه سهل بن علی، ساختمان­های اداری میراث فرهنگی در محله فهادان و چنارمنار، باشگاه خبرنگاران در فهادان ... که همه حکایت از رویکرد جمعی رجعت تاریخی به خاطرات و فرهنگ اصیل ایرانی را دارد.

  

 بررسی و نوشته: اسکندر اصلانی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

استان مرتبط : یزد  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید