عمارت هشت بهشت-1383

عکس: علی رضا قهاری

--
--
--
1-تاریخ معمارانحمورابی پی برده بود به جنس جلب معمارها و اینکه لای جرز بگذاردشان
اگر خدا بخواهد . و اینکه از نفوس معماران در تمدن بابل و بعد از آن
چند تن لای جرز ماندند ، خدا می داند . چه از سر اهمال و چه بی گناه .
آیا شاهان هخامنشی و اعقابشان نیز معماران یونانی را لای جرز می
گذاشتند یا نه روایتی در دست نیست یا اینکه از بام به زیر می افکندند
شان هم در حد شایعات است . سر آخر اینان مظلوم زیستند یا نه ، نیاز به
بازخوانی تاریخ دارد . آنچه مسلم است این تیره و طایفه از سوئی فرهنگ
سازان تمدن ها بودند و از سویی هدف تیرهای جانکاه حقد و حسد صنوف
بسیار ، از لگد کنان گل و خشت تا زنبه کش و گاریچی و خرکچی ، قاطر بان
بارکش و از خشت زنان و کوره داران و مقنیان و گچ و آهک پزان و
معدنچیان گرفته تا بنایان و آهنگران و گچ کاران و از تخته بند و توفال
کوب و نجار گرفته تا منبت کاران و گره بندان و خاتم سازان و گچ بران و
حجاران و از نقاشان و خطاطان و کتیبه سازان و مذهبان گرفته تا کاشی
کاران و مقرنس سازان و آئینه بندان و معرق کاران همه و همه کارشان به
دست بایابی کفایت معماران بود که پشت سرشان لابد لعن و نفرین بود یا
خدابیامرزی .آنانکه خود از عمله دیوان بودند و مصدر خلوت و جلوت شاهان ، یا در
عمارت کاخ و باغ و ارک بودند ، یا در عمارت کاخ و باغ و ارگ بودند یا
مسجد و بازار و دیوان . تیره و تباری داشتند ، پشت اندر پشت معمارباشی
های بارگاه و دستگاه ملوک و سلاطین و خانان و خرده تر از اینان ،
معمارانی که خانه و عمارت و حمام و تکیه و مقبره و بقعه می ساختند و
اینان نیز از تخم و ترکه صاحبان منال و جاه و وارثین فن و فوت پدری
بودند و لابد خوراک لای جرز ایضا . هیچگاه صنف و اتحادی بین این طایفه
حاصل نمی آمد و همواره آماج تیر غیب صنوف زیرین بودند و اینگونه بود
که آهسته می رفتند و آهسته می آمدند و کمتر نام و عملشان حتی با
عناوین الاحقر و کمترین بر کتیبه ای ، لوحی حتی پای دیواری نشانده می
شد .مسکوت ماندن نام و آوازه معماران این سرزمین ، رازی است سر به مهر
که دانستنش مجال بسیطی در واکاوی تاریخ می طلبد . معماران ، وارثین
سینه به سینه فرهنگ و تمدن اینسوی عالم به پهناوری سرزمین اسلامی و
فراتر از آن تا حوزه مدیترانه در غرب و در ماوراء قفقاز و ماوراء
النهر در شمال و تا رود سند و پنجاب در شرق به گسترانیدن فرهنگ و تمدن
پرداختند و در سراسر آسیای صغیر و میانه انگ و نشان معماری دوران
اسلامی ایران را پراکندند .با استیلای امپراتوری های تزاری در شمال و عثمانی در غرب و انگلیس
در شرق و جنوب به ویژه در دو قرن پیشین ، افول قدرت در بین شاهان و
حکام این سرزمین و تفوق نظامی استیلاگران یاد شده و پس از طی دوران
رخوت و سکوت ، نسل معمارن نخبه نیز از صفحه تاریخ رخت بربست و ماندند
معمار باشی های متوسط الحال کم رمق بی نام و نشان و البته معماران
فرنگ و مستفرنگ که خودی ها پیششان رنگ باختند و کم آوردند و صاحبان
جاه و منال نیز بر طبل این تجدد خواهی کوفتند .2- دوران حضیض (معاصر )دوران معاصر نه تنها حکایت تلخ معماری ، که همه دست آوردهای هنر و
فرهنگ و صناعت بومی این سرزمین نزار گشت و از رمق افتاد و هر گوشه از
فرهنگ و هنر گرفتار موج سهمگین فرهنگ مهاجم از یکسو و خفقان در عرصه
های ادب و فرهنگ و هنر از سوی حکام داخلی شد . حضور معماران اروپایی و
ورود سبک و سیاق معماری فرانسه از زمان قاجار و نیز معماری دوران جنگ
آلمان و سپس معماران دانشگاهی اروپائی و تحصیلکردگان مدارس با امدن
آسفالت و ماشین ، و خیابان ، سیمای شهرها بالاخص پایتخت ، آمیزه ای از
معماری کلاسیک قجریزه و سبک و سیاق معماری رایش و به ندرت آثار تالیفی
معماران مستفرنگ شد و ماندند معماران و بنایان متوسط الحالی که کم کمک
جرزهایشان به ستون فولادی مبدل شد و تاق هایشان تخت شد و تیرهای چوبی
اشان فولاد و توفالشان گچ و خاک و کاه گل بامشان قیرگونی شد و سیمان ،
و شدند یکسره مقلد کم رمق معماران مستفرنگ .3- امروزنظم های معماری و شهرسازی امروز ، حاصل دوران بی خبری توام با
استبداد حکومت در عرصه های شهرسازی ، شهرنشینی و معماری دیروز است .
ترجمان قوانین جزمی معماری و شهرسازی و اعمال آن در شهرهای بزرگ و
پایتخت ، آغازی بر فاجعه شهرسازی و معماری بوده که هر چه از عمر آن
گذشته بر صعوبت در هم شکستن بنیان های پرخطای آن افزوده شده . دولتی
شدن قوانین و نیز دولتی بودن نظام های اجرایی ، نقش جامعه معماری را
کم رنگ و بی رمق نگه داشته و از سوی دیگر رشد شهرنشینی ، افزایش تعداد
معماران ، رنگ باختن فرهنگ ملی معماری ، دولتی ماندن و پررنگ شدن نقش
کنترلی دولتی از طریق شهرداری ها ، زائل شدن نقش وجدان فردی ، نیازهای
مالی روز افزون معمارها ، دستمزدهای نازل ، ضعف سیستم آموزشی دانشگاه
ها ، عدم تلاش آرمانی معماران در پدید آوردن آثار با ارزش ، عدم
کارآیی ، مهارت و دانش کافی نزد معماران ، تجدید روز افزون بدنه
مهندسی کشور ، ساقط کردن اعتبار تشکل های مهندسی دلایل متعدد دیگر ،
حصول به معماری و شهرسازی ملی واجد هویت را هر روز بیش از گذشته شوار
می نماید .آنجا که شعر را کیلویی هار قران و معماری را کیلویی پنج قران می
فروشند و میخرند ، آنجا که نقاشی و مجسمه سازی را با پشت هم اندازی در
حراج های حاشیه نشینان دریای پارس با هزار قرطاس بازی می فروشند و
آنجا که مردان و زنان ، وارثین معماری کهن و بالنده این سرزمین ، مهر
ونامشان را به ننگ می فروشند ، آنجا که تکلیف در و دیوار شهرها را
کنترلچی های بلدیه تعیین می کنند و انجمن های صنفی و جوامع معماری ،
جز فز ناله ، غریوی سر نمی دهند ، در کدام افق باید انتظار طلوع نسلی
نو را کشید که آرمانش را در طبق اخلاص بگذارد و با کد یمین شهرها را
خود بسازد و خود اداره کند و از زیر یوغ کوپن و بلدیه و قوانین شصت
درصدی در آید و نظام های فرسوده مهندسی را که خود دشمن ان مهندسی این
ملک است ، به زیر آرد . برای پایان خوش این مقال ، تلاش مجدانه معدود
معماران پاک نهاد این سرزمین را باید ستود و اختصاص روزی از بهار به
نام وی ، هشداری است برای همه جامعه معماران که بر تلاش خود بیافزایند
و حوزه تاثیر و نفوذ خود را بازنگری نمایند و اگر مردان این میدان
نیستند پرچم های زرد خود را از در و دیوار شهر به زیر کشند و نامشان
را به حراج نگذارند .الاحقر : حبیب شیبانی1-تاریخ معمارانحمورابی پی برده بود به جنس جلب معمارها و اینکه لای جرز بگذاردشان اگر خدا بخواهد . و اینکه از نفوس معماران در تمدن بابل و بعد از آن چند تن لای جرز ماندند ، خدا می داند . چه از سر اهمال و چه بی گناه . آیا شاهان هخامنشی و اعقابشان نیز معماران یونانی را لای جرز می گذاشتند یا نه روایتی در دست نیست یا اینکه از بام به زیر می افکندند شان هم در حد شایعات است . سر آخر اینان مظلوم زیستند یا نه ، نیاز به بازخوانی تاریخ دارد . آنچه مسلم است این تیره و طایفه از سوئی فرهنگ سازان تمدن ها بودند و از سویی هدف تیرهای جانکاه حقد و حسد صنوف بسیار ، از لگد کنان گل و خشت تا زنبه کش و گاریچی و خرکچی ، قاطر بان بارکش و از خشت زنان و کوره داران و مقنیان و گچ و آهک پزان و معدنچیان گرفته تا بنایان و آهنگران و گچ کاران و از تخته بند و توفال کوب و نجار گرفته تا منبت کاران و گره بندان و خاتم سازان و گچ بران و حجاران و از نقاشان و خطاطان و کتیبه سازان و مذهبان گرفته تا کاشی کاران و مقرنس سازان و آئینه بندان و معرق کاران همه و همه کارشان به دست بایابی کفایت معماران بود که پشت سرشان لابد لعن و نفرین بود یا خدابیامرزی .آنانکه خود از عمله دیوان بودند و مصدر خلوت و جلوت شاهان ، یا در عمارت کاخ و باغ و ارک بودند ، یا در عمارت کاخ و باغ و ارگ بودند یا مسجد و بازار و دیوان . تیره و تباری داشتند ، پشت اندر پشت معمارباشی های بارگاه و دستگاه ملوک و سلاطین و خانان و خرده تر از اینان ، معمارانی که خانه و عمارت و حمام و تکیه و مقبره و بقعه می ساختند و اینان نیز از تخم و ترکه صاحبان منال و جاه و وارثین فن و فوت پدری بودند و لابد خوراک لای جرز ایضا . هیچگاه صنف و اتحادی بین این طایفه حاصل نمی آمد و همواره آماج تیر غیب صنوف زیرین بودند و اینگونه بود که آهسته می رفتند و آهسته می آمدند و کمتر نام و عملشان حتی با عناوین الاحقر و کمترین بر کتیبه ای ، لوحی حتی پای دیواری نشانده می شد .مسکوت ماندن نام و آوازه معماران این سرزمین ، رازی است سر به مهر که دانستنش مجال بسیطی در واکاوی تاریخ می طلبد . معماران ، وارثین سینه به سینه فرهنگ و تمدن اینسوی عالم به پهناوری سرزمین اسلامی و فراتر از آن تا حوزه مدیترانه در غرب و در ماوراء قفقاز و ماوراء النهر در شمال و تا رود سند و پنجاب در شرق به گسترانیدن فرهنگ و تمدن پرداختند و در سراسر آسیای صغیر و میانه انگ و نشان معماری دوران اسلامی ایران را پراکندند .با استیلای امپراتوری های تزاری در شمال و عثمانی در غرب و انگلیس در شرق و جنوب به ویژه در دو قرن پیشین ، افول قدرت در بین شاهان و حکام این سرزمین و تفوق نظامی استیلاگران یاد شده و پس از طی دوران رخوت و سکوت ، نسل معمارن نخبه نیز از صفحه تاریخ رخت بربست و ماندند معمار باشی های متوسط الحال کم رمق بی نام و نشان و البته معماران فرنگ و مستفرنگ که خودی ها پیششان رنگ باختند و کم آوردند و صاحبان جاه و منال نیز بر طبل این تجدد خواهی کوفتند .2- دوران حضیض (معاصر )دوران معاصر نه تنها حکایت تلخ معماری ، که همه دست آوردهای هنر و فرهنگ و صناعت بومی این سرزمین نزار گشت و از رمق افتاد و هر گوشه از فرهنگ و هنر گرفتار موج سهمگین فرهنگ مهاجم از یکسو و خفقان در عرصه های ادب و فرهنگ و هنر از سوی حکام داخلی شد . حضور معماران اروپایی و ورود سبک و سیاق معماری فرانسه از زمان قاجار و نیز معماری دوران جنگ آلمان و سپس معماران دانشگاهی اروپائی و تحصیلکردگان مدارس با امدن آسفالت و ماشین ، و خیابان ، سیمای شهرها بالاخص پایتخت ، آمیزه ای از معماری کلاسیک قجریزه و سبک و سیاق معماری رایش و به ندرت آثار تالیفی معماران مستفرنگ شد و ماندند معماران و بنایان متوسط الحالی که کم کمک جرزهایشان به ستون فولادی مبدل شد و تاق هایشان تخت شد و تیرهای چوبی اشان فولاد و توفالشان گچ و خاک و کاه گل بامشان قیرگونی شد و سیمان ، و شدند یکسره مقلد کم رمق معماران مستفرنگ .3- امروزنظم های معماری و شهرسازی امروز ، حاصل دوران بی خبری توام با استبداد حکومت در عرصه های شهرسازی ، شهرنشینی و معماری دیروز است . ترجمان قوانین جزمی معماری و شهرسازی و اعمال آن در شهرهای بزرگ و پایتخت ، آغازی بر فاجعه شهرسازی و معماری بوده که هر چه از عمر آن گذشته بر صعوبت در هم شکستن بنیان های پرخطای آن افزوده شده . دولتی شدن قوانین و نیز دولتی بودن نظام های اجرایی ، نقش جامعه معماری را کم رنگ و بی رمق نگه داشته و از سوی دیگر رشد شهرنشینی ، افزایش تعداد معماران ، رنگ باختن فرهنگ ملی معماری ، دولتی ماندن و پررنگ شدن نقش کنترلی دولتی از طریق شهرداری ها ، زائل شدن نقش وجدان فردی ، نیازهای مالی روز افزون معمارها ، دستمزدهای نازل ، ضعف سیستم آموزشی دانشگاه ها ، عدم تلاش آرمانی معماران در پدید آوردن آثار با ارزش ، عدم کارآیی ، مهارت و دانش کافی نزد معماران ، تجدید روز افزون بدنه مهندسی کشور ، ساقط کردن اعتبار تشکل های مهندسی دلایل متعدد دیگر ، حصول به معماری و شهرسازی ملی واجد هویت را هر روز بیش از گذشته شوار می نماید .آنجا که شعر را کیلویی هار قران و معماری را کیلویی پنج قران می فروشند و میخرند ، آنجا که نقاشی و مجسمه سازی را با پشت هم اندازی در حراج های حاشیه نشینان دریای پارس با هزار قرطاس بازی می فروشند و آنجا که مردان و زنان ، وارثین معماری کهن و بالنده این سرزمین ، مهر ونامشان را به ننگ می فروشند ، آنجا که تکلیف در و دیوار شهرها را کنترلچی های بلدیه تعیین می کنند و انجمن های صنفی و جوامع معماری ، جز فز ناله ، غریوی سر نمی دهند ، در کدام افق باید انتظار طلوع نسلی نو را کشید که آرمانش را در طبق اخلاص بگذارد و با کد یمین شهرها را خود بسازد و خود اداره کند و از زیر یوغ کوپن و بلدیه و قوانین شصت درصدی در آید و نظام های فرسوده مهندسی را که خود دشمن ان مهندسی این ملک است ، به زیر آرد . برای پایان خوش این مقال ، تلاش مجدانه معدود معماران پاک نهاد این سرزمین را باید ستود و اختصاص روزی از بهار به نام وی ، هشداری است برای همه جامعه معماران که بر تلاش خود بیافزایند و حوزه تاثیر و نفوذ خود را بازنگری نمایند و اگر مردان این میدان نیستند پرچم های زرد خود را از در و دیوار شهر به زیر کشند و نامشان را به حراج نگذارند .الاحقر : حبیب شیبانی
--
--
--
--
توسعه فضای سبز در گرو مشارکت شهروندان بخصوص اصناف و کسانی که در
کنار خیابان ها سکونت دارند ، است .
 داریوش پوربهی رئیس کمیسیون عمران شورای شهر بوشهر با اعلام این مطلب
، افزود : فرهنگ کاشت و نگهداری درخت و سرانه فضای سبز در بوشهر هنوز
نهادینه نشده است .وی یادآور شد : با توجه به شرایط آب و هوایی بوشهر کاشت و نگهداری
درخت در این منطقه بسیار سخت است و سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری
بوشهر در چند سال اخیر اقدام های خوبی در زمینه توسعه فضای سبز بخصوص
در خیابان ها و پیاده روها انجام داده که برای حفظ و توسعه آن نیازمند
مشارکت جدی تر شهروندان است .وی اضافه کرد : توسعه فضای سبز افزون بر زیبایی به تلطیف هوا و
کاهش اثرات منفی ریزگردها در سلامتی مردم نیز نقش آفرین است .نائب رئیس شورای اسلامی بوشهر نیز گفت : نگهداری اسناد تاریخی که
هویت این دیار است ، امری ضروری است و مسئو لان نیز باید فضای مناسب
را فراهم کنند تا این اسناد به مرکز کشور یا استان های همجوار منتقل
نشود .حمیده ماحوزی افزود : به تازگی مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی
شعبه استان بوشهر اعلام کرده است که برای جلوگیری از از بین رفتن
اسناد تاریخی موجود در این مرکز آمادگی انتقال آنها به تهران یا استان
فارس را اعلام کرده ام . وی یادآور شد : این امر موضوعی مهم است و جای
نگرانی دارد که چرا مسئولان نتوانسته اند فضای لازم را برای نگهداری
آن اختصاص دهد تا این اسناد که نقش مهمی در رفع نیازهای پژوهشی علاقه
مندان به تاریخ این دیار دارد ، از استان خارج نشود .توسعه فضای سبز در گرو مشارکت شهروندان بخصوص اصناف و کسانی که در کنار خیابان ها سکونت دارند ، است . داریوش پوربهی رئیس کمیسیون عمران شورای شهر بوشهر با اعلام این مطلب ، افزود : فرهنگ کاشت و نگهداری درخت و سرانه فضای سبز در بوشهر هنوز نهادینه نشده است .وی یادآور شد : با توجه به شرایط آب و هوایی بوشهر کاشت و نگهداری درخت در این منطقه بسیار سخت است و سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری بوشهر در چند سال اخیر اقدام های خوبی در زمینه توسعه فضای سبز بخصوص در خیابان ها و پیاده روها انجام داده که برای حفظ و توسعه آن نیازمند مشارکت جدی تر شهروندان است .وی اضافه کرد : توسعه فضای سبز افزون بر زیبایی به تلطیف هوا و کاهش اثرات منفی ریزگردها در سلامتی مردم نیز نقش آفرین است .نائب رئیس شورای اسلامی بوشهر نیز گفت : نگهداری اسناد تاریخی که هویت این دیار است ، امری ضروری است و مسئو لان نیز باید فضای مناسب را فراهم کنند تا این اسناد به مرکز کشور یا استان های همجوار منتقل نشود .حمیده ماحوزی افزود : به تازگی مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی شعبه استان بوشهر اعلام کرده است که برای جلوگیری از از بین رفتن اسناد تاریخی موجود در این مرکز آمادگی انتقال آنها به تهران یا استان فارس را اعلام کرده ام . وی یادآور شد : این امر موضوعی مهم است و جای نگرانی دارد که چرا مسئولان نتوانسته اند فضای لازم را برای نگهداری آن اختصاص دهد تا این اسناد که نقش مهمی در رفع نیازهای پژوهشی علاقه مندان به تاریخ این دیار دارد ، از استان خارج نشود .
--
--
--
--
--
--
--