پل خواجو -1383

عکس: علی رضا قهاری

--
--
--
--
--
--
--
--
--
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی همدان پرس؛ شهرستان رزن، در شمال شرقی
استان همدان، با زمین های حاصلخیز و مراتع پر رونق دامداری و آب و
هوای سرد و معتدل کوهستانی، در ارتفاع 1800 متر از سطح دریا قرار
دارد. این شهرستان دارای 25هزار نفر جمعیت است که اکثرا به زبان ترکی
آذربایجانی سخن می گویند، اما زبان فارسی نیز در بین اهالی شهرنشین
رواج دارد. رزن در دشتی واقع است که اطراف آن را ارتفاعاتی از رشته
کوه های زاگرس در برگرفته و توسط رودخانه هایی سیراب می شود که
مهمترین آن رودخانه خمیگان نام دارد.رایزن یا رزان که اولی به معنای مهماندار است و دومی از کلمه (رز)
انگور می آید را ریشه نام "رزن" دانسته اند. رزن شهری است زیبا با
چشمه های آب معدنی و مردمی خونگرم و مهمان نواز. این دیار با نام
تاریخی "درگزین" از قدمت و تاریخ پرفراز و نشیبی برخوردار است و
بزرگان و مشاهیری تاثیر گذار در تاریخ ایران از این خطه برخاسته اند.
مهمترین اماکن مذهبی رزن، مقابر امامزاده اظهر بن علی و امامزاده هود
است که هر دو بنا به دوران مغول و قرون هفتم و هشتم هجری تعلق
دارد.این شهرستان در حال حاضر بزرگترین مرکز تولید سیمان در کشور است و
دارای معادن سنگ قابل توجهی است و در حوزه تولیدات کشاورزی نیز رتبه
نخست را در استان دارا می باشد. همچنین بزرگترین مرکز پرورش اسب در
غرب کشور در رزن قرار دارد.نشست هم اندیشی «میراث همدان» با موضوع شهرستان رزن به همت انجمن
ملی مفاخر معماری ایران و به منظور آشنایی با آثار و مفاخر استان
همدان در موزه هنر امام علی (ع) تهران برگزار شد.در این جلسه پتانسیل ها و امكانات استان همدان در حوزه های مختلف
علمی، فرهنگی، هنری و پزشكی بررسی شد تا این استان به ایرانیان و
جهانیان معرفی شود. انجمن مفاخر معماری ایران در سال جاری به معرفی
استان همدان پرداخته است و هر ماه یک نشست در رابطه با معرفی یك بخش
از پتانسیل های استان همدان برگزار می شود. در جلسه آذر ماه این انجمن
به معرفی شهرستان رزن و ویژگی های آن پرداخته شد.رییس انجمن مفاخر معماری ایران در نشست هم اندیشی «میراث همدان» با
موضوع شهرستان رزن اظهار داشت: بسیاری از بزرگان در سطح کشور اهل این
شهرستان هستند.علیرضا قهاری افزود: دو برج مقبره معروف، مربوط به قرون هفتم و
هشتم هجری به نام های امامزاده هود و امامزاده اظهر بن علی در این
شهرستان قرار دارند که سالانه زائرین زیادی برای زیارت از این مقبره
ها به این استان سفر می کنند.قهاری به توضیح موقعیت جغرافیایی این شهرستان پرداخت و عنوان داشت:
این شهرستان با داشتن بیش از 25 هزار نفر جمعیت یکی از بزرگترین مراکز
تولید سیمان در کشور است، همچنین این شهرستان در تولیدات کشاورزی نیز
رتبه نخست را دارد.رییس انجمن ایرانشناسی مهر نیز در این هم اندیشی گفت: در زبان
اوستایی رزن به معنای پوشیدگی و در زبان پهلوی به معنای تاکستان
است.علی طاهری تاکید کرد: به طور کلی می توان رزن را منطقه ای دانست که
پوشیده از تاکستان های انگور بوده است و شاید به همین دلیل این نام را
برای این شهرستان انتخاب کرده باشند.طاهری نیز در خصوص شهرستان رزن عنوان داشت: عین القضات همدانی یکی
از مشاهیر استان همدان است که تاثیر به سزایی در عارفان بعد از خود
داشته است.وی افزود: اولین آثاری که به زبان ترکی ترجمه می شود و دامنه وسیعی
را از لحاظ تاریخی و جفرافیایی در بر می گیرد آثار عین القضات همدانی
است.این ایران شناس تاکید کرد: بسیاری از آثار مهم عین القضات به زبان
فارسی ساده است به طوری که بعد از گذشت هزاران سال به راحتی می توان
آنها را درک کرد و این نکته ای حائز اهمیت است.وی خاطر نشان کرد: مهمترین سخن ایشان همان چیزی بود که سال ها بعد
اغلب عرفا عنوان کردند.
 طاهری گفت: عین القضات تالیفات شاگردان زیادی داشت همچنین تاثیری جدی
بر افکار مردم داشت.دبیر انجمن ادبی هنری باباطاهر همدان نیز در این هم اندیشی اظهار
داشت: آن زمان که انسان و جغرافیا با هم پیوند می خورند تاریخ خلق می
شود و به تناسب این پیوند می تواند امتداد یابد.مهدی كیانی افزود: این تاریخ می تواند محدوده تپه باستانی باشد که
چندین هزار سال پیش سکونت گاه مردمانی ناشناس بوده است و یا در سیمای
کهن شهری چون همدان جلوه گر شود که بی اغراق نماد و نشانه تاریخ ایران
زمین استوی تصریح کرد: کمتر شهری مانند همدان وجود دارد که این چنین با
تارو پود این خاک آسمانی آمیخته باشد.
 كارشناس فرهنگ فولكوریك همدان اذعان داشت: هیچ شهری همچون همدان از
آثار و مظاهر مدنیت و فرهنگ و هنر برخوردار نبوده است.کیانی ادامه داد: آغاز عصر تاریخی بنیان حکومت در ایران زمین با
تاسیس دولت ماد، رواج دین مبین اسلام توسط میر سید علی همدانی، ستیز
شجاعانه با مغولان، ایستادگی بی مانند در برابر عثمانیان همچنین تلاش
در راه مشروطیت، مبارزه با رژیم ستم شاهی پهلوی و استقرار نظام مقدس
جمهوری اسلامی ایران و ... که هریک به تنهایی می تواند مایه افتخار و
سربلندی ملتی سرافراز باشد.وی همدان را یکی از قطب های گردشگری کشور دانست و عنوان داشت: این
شهر با قدمتی به درازای تاریخ باستان یکی از مهمترین شهرهای تاریخی،
فرهنگی کشور است که موقعیتی ممتاز را از لحاظ جاذبه های اکوتوریستی
دارا است.کیانی تاکید کرد: شهر همدان با ارتفاع 1747 متر از سطح دریا در طول
دره وسیعی که از دو طرف با کوه های بلند و ارتفاعات الوند محصور
است.كارشناس فرهنگ همدان ادامه داد: این استان از شمال به شهرستانهای
بهار و کبودراهنگ، از شرق به شهرستان های رزن و ملایر، از جنوب به
قسمتی از شهرستان ملایر و شهرستان تویسرکان و از غرب نیز به شهرستان
اسد آباد محدود می شود.وی بیان داشت: این شهر با دارا بودن دهها مرکز تاریخی، طبیعی و
اکوتوریستی و با آب و هوایی مناسب همه ساله میزبان خیل عظیمی از
گردشگران داخلی و خارجی است.دبیر انجمن ادبی هنری باباطاهر همدان اظهار داشت: در سال 70 طبق
مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری کشور شهر همدان جزء شهر تاریخی،
فرهنگی کشور معرفی و با گذشت یک دهه در سال 80، این شهر و نواحی اطراف
آن از سوی شورای عالی ایرانگردی، جهانگردی و از بین 97 منطقه به عنوان
پایلوت گردشگری انتخاب و اکنون نیز به دلیل وجود آثار تاریخی و فرهنگی
متعدد به عنوان پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین نامگذاری شد.وی تاکید کرد: این دیار جزء کهن ترین شهرهای جهان است، رود که در
زمان حمله بخت النصر به طور کلی با خاک یکسان می شود وبا مستولی شدن
داریوش کبیر بر همدان کار مرمت و باز پیرایی آن انجام می پذیرد.کیانی با اشاره به وجود فرهنگ ها و اقلیم های متنوع در این استان
تصریح کرد: زبان مردم این شهر که به گفته بزرگان تاریخ یادگاری به جا
مانده از دوران ماد ها است به عنوان گویشی است که در تقسیم بندی گویش
های زبان در حیطه گویش های جغرافیایی قرار دارد و در گفتار روزمره
ساکنان این شهر استفاده می گردد.وی ادامه داد: لهجه اثر زبان اول شخص در زبان دوم او است، همچنین
لهجه زیر مجموعه ای از گویش است که صرفا جنبه آوایی و تلفظ واژه ها می
تواند در این امر دخیل باشند.وی كه به نمایندگی از رئیس سابق كمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر
همدان در این هم اندیشی شركت كرده بود، در پایان ضمن قدردانی از انجمن
ملی مفاخر معماری ایران به دلیل برگزاری هم اندیشی های تخصصی در خصوص
استان همدان خاطر نشان کرد: امیدواریم بتوانیم به همكاری مدیران ارشد
استان و نیز دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران زمین در راه شناساندن
نخستین پایتخت و مهد تمدن و گاهواره تاریخ ایران زمین گامی مثمر ثمر
برداشته باشیم.پایگاه خبری تحلیلی همدان پرسبه گزارش پایگاه خبری تحلیلی همدان پرس؛ شهرستان رزن، در شمال شرقی استان همدان، با زمین های حاصلخیز و مراتع پر رونق دامداری و آب و هوای سرد و معتدل کوهستانی، در ارتفاع 1800 متر از سطح دریا قرار دارد. این شهرستان دارای 25هزار نفر جمعیت است که اکثرا به زبان ترکی آذربایجانی سخن می گویند، اما زبان فارسی نیز در بین اهالی شهرنشین رواج دارد. رزن در دشتی واقع است که اطراف آن را ارتفاعاتی از رشته کوه های زاگرس در برگرفته و توسط رودخانه هایی سیراب می شود که مهمترین آن رودخانه خمیگان نام دارد.رایزن یا رزان که اولی به معنای مهماندار است و دومی از کلمه (رز) انگور می آید را ریشه نام "رزن" دانسته اند. رزن شهری است زیبا با چشمه های آب معدنی و مردمی خونگرم و مهمان نواز. این دیار با نام تاریخی "درگزین" از قدمت و تاریخ پرفراز و نشیبی برخوردار است و بزرگان و مشاهیری تاثیر گذار در تاریخ ایران از این خطه برخاسته اند. مهمترین اماکن مذهبی رزن، مقابر امامزاده اظهر بن علی و امامزاده هود است که هر دو بنا به دوران مغول و قرون هفتم و هشتم هجری تعلق دارد.این شهرستان در حال حاضر بزرگترین مرکز تولید سیمان در کشور است و دارای معادن سنگ قابل توجهی است و در حوزه تولیدات کشاورزی نیز رتبه نخست را در استان دارا می باشد. همچنین بزرگترین مرکز پرورش اسب در غرب کشور در رزن قرار دارد.نشست هم اندیشی «میراث همدان» با موضوع شهرستان رزن به همت انجمن ملی مفاخر معماری ایران و به منظور آشنایی با آثار و مفاخر استان همدان در موزه هنر امام علی (ع) تهران برگزار شد.در این جلسه پتانسیل ها و امكانات استان همدان در حوزه های مختلف علمی، فرهنگی، هنری و پزشكی بررسی شد تا این استان به ایرانیان و جهانیان معرفی شود. انجمن مفاخر معماری ایران در سال جاری به معرفی استان همدان پرداخته است و هر ماه یک نشست در رابطه با معرفی یك بخش از پتانسیل های استان همدان برگزار می شود. در جلسه آذر ماه این انجمن به معرفی شهرستان رزن و ویژگی های آن پرداخته شد.رییس انجمن مفاخر معماری ایران در نشست هم اندیشی «میراث همدان» با موضوع شهرستان رزن اظهار داشت: بسیاری از بزرگان در سطح کشور اهل این شهرستان هستند.علیرضا قهاری افزود: دو برج مقبره معروف، مربوط به قرون هفتم و هشتم هجری به نام های امامزاده هود و امامزاده اظهر بن علی در این شهرستان قرار دارند که سالانه زائرین زیادی برای زیارت از این مقبره ها به این استان سفر می کنند.قهاری به توضیح موقعیت جغرافیایی این شهرستان پرداخت و عنوان داشت: این شهرستان با داشتن بیش از 25 هزار نفر جمعیت یکی از بزرگترین مراکز تولید سیمان در کشور است، همچنین این شهرستان در تولیدات کشاورزی نیز رتبه نخست را دارد.رییس انجمن ایرانشناسی مهر نیز در این هم اندیشی گفت: در زبان اوستایی رزن به معنای پوشیدگی و در زبان پهلوی به معنای تاکستان است.علی طاهری تاکید کرد: به طور کلی می توان رزن را منطقه ای دانست که پوشیده از تاکستان های انگور بوده است و شاید به همین دلیل این نام را برای این شهرستان انتخاب کرده باشند.طاهری نیز در خصوص شهرستان رزن عنوان داشت: عین القضات همدانی یکی از مشاهیر استان همدان است که تاثیر به سزایی در عارفان بعد از خود داشته است.وی افزود: اولین آثاری که به زبان ترکی ترجمه می شود و دامنه وسیعی را از لحاظ تاریخی و جفرافیایی در بر می گیرد آثار عین القضات همدانی است.این ایران شناس تاکید کرد: بسیاری از آثار مهم عین القضات به زبان فارسی ساده است به طوری که بعد از گذشت هزاران سال به راحتی می توان آنها را درک کرد و این نکته ای حائز اهمیت است.وی خاطر نشان کرد: مهمترین سخن ایشان همان چیزی بود که سال ها بعد اغلب عرفا عنوان کردند. طاهری گفت: عین القضات تالیفات شاگردان زیادی داشت همچنین تاثیری جدی بر افکار مردم داشت.دبیر انجمن ادبی هنری باباطاهر همدان نیز در این هم اندیشی اظهار داشت: آن زمان که انسان و جغرافیا با هم پیوند می خورند تاریخ خلق می شود و به تناسب این پیوند می تواند امتداد یابد.مهدی كیانی افزود: این تاریخ می تواند محدوده تپه باستانی باشد که چندین هزار سال پیش سکونت گاه مردمانی ناشناس بوده است و یا در سیمای کهن شهری چون همدان جلوه گر شود که بی اغراق نماد و نشانه تاریخ ایران زمین استوی تصریح کرد: کمتر شهری مانند همدان وجود دارد که این چنین با تارو پود این خاک آسمانی آمیخته باشد. كارشناس فرهنگ فولكوریك همدان اذعان داشت: هیچ شهری همچون همدان از آثار و مظاهر مدنیت و فرهنگ و هنر برخوردار نبوده است.کیانی ادامه داد: آغاز عصر تاریخی بنیان حکومت در ایران زمین با تاسیس دولت ماد، رواج دین مبین اسلام توسط میر سید علی همدانی، ستیز شجاعانه با مغولان، ایستادگی بی مانند در برابر عثمانیان همچنین تلاش در راه مشروطیت، مبارزه با رژیم ستم شاهی پهلوی و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ... که هریک به تنهایی می تواند مایه افتخار و سربلندی ملتی سرافراز باشد.وی همدان را یکی از قطب های گردشگری کشور دانست و عنوان داشت: این شهر با قدمتی به درازای تاریخ باستان یکی از مهمترین شهرهای تاریخی، فرهنگی کشور است که موقعیتی ممتاز را از لحاظ جاذبه های اکوتوریستی دارا است.کیانی تاکید کرد: شهر همدان با ارتفاع 1747 متر از سطح دریا در طول دره وسیعی که از دو طرف با کوه های بلند و ارتفاعات الوند محصور است.كارشناس فرهنگ همدان ادامه داد: این استان از شمال به شهرستانهای بهار و کبودراهنگ، از شرق به شهرستان های رزن و ملایر، از جنوب به قسمتی از شهرستان ملایر و شهرستان تویسرکان و از غرب نیز به شهرستان اسد آباد محدود می شود.وی بیان داشت: این شهر با دارا بودن دهها مرکز تاریخی، طبیعی و اکوتوریستی و با آب و هوایی مناسب همه ساله میزبان خیل عظیمی از گردشگران داخلی و خارجی است.دبیر انجمن ادبی هنری باباطاهر همدان اظهار داشت: در سال 70 طبق مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری کشور شهر همدان جزء شهر تاریخی، فرهنگی کشور معرفی و با گذشت یک دهه در سال 80، این شهر و نواحی اطراف آن از سوی شورای عالی ایرانگردی، جهانگردی و از بین 97 منطقه به عنوان پایلوت گردشگری انتخاب و اکنون نیز به دلیل وجود آثار تاریخی و فرهنگی متعدد به عنوان پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین نامگذاری شد.وی تاکید کرد: این دیار جزء کهن ترین شهرهای جهان است، رود که در زمان حمله بخت النصر به طور کلی با خاک یکسان می شود وبا مستولی شدن داریوش کبیر بر همدان کار مرمت و باز پیرایی آن انجام می پذیرد.کیانی با اشاره به وجود فرهنگ ها و اقلیم های متنوع در این استان تصریح کرد: زبان مردم این شهر که به گفته بزرگان تاریخ یادگاری به جا مانده از دوران ماد ها است به عنوان گویشی است که در تقسیم بندی گویش های زبان در حیطه گویش های جغرافیایی قرار دارد و در گفتار روزمره ساکنان این شهر استفاده می گردد.وی ادامه داد: لهجه اثر زبان اول شخص در زبان دوم او است، همچنین لهجه زیر مجموعه ای از گویش است که صرفا جنبه آوایی و تلفظ واژه ها می تواند در این امر دخیل باشند.وی كه به نمایندگی از رئیس سابق كمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر همدان در این هم اندیشی شركت كرده بود، در پایان ضمن قدردانی از انجمن ملی مفاخر معماری ایران به دلیل برگزاری هم اندیشی های تخصصی در خصوص استان همدان خاطر نشان کرد: امیدواریم بتوانیم به همكاری مدیران ارشد استان و نیز دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران زمین در راه شناساندن نخستین پایتخت و مهد تمدن و گاهواره تاریخ ایران زمین گامی مثمر ثمر برداشته باشیم.پایگاه خبری تحلیلی همدان پرس
--
--
--
--
--
آذر مهاجر: گمان نمی‌کنم مهندس قهاری به پیشنهاد مصاحبه هیچ
خبرنگاری جواب رد داده باشد!او از جمله کسانی است که قدرت رسانه را
خوب می شناسد و تا به حال هم به عنوان رئیس انجمن مفاخر معماری ایران
خیلی خوب توانسته به کمک رسانه ها این انجمن را به اهدافش نزذیک
کند.نشان به آن نشان که پنج سال است سوم اردیبهشت به عنوان روز معمار
جشن گرفته می شود و معماران و دانشجویان معماری این روز را به هم
تبریک می گویند در حالی که سال گذشته نامگذاری روزی به نام معمار به
تصویب رسید.انجمن مفاخر معماری ایران به عنوان یک NGO یا انجمن مردم نهاد، تا
کنون پیشنهادهای زیادی برای ارتقای شناخت جامعه امروز، از معمار و
معماری ارائه کرده است و تا کنون هم کم و بیش در به ثمر رساندن
پیشنهادهایش موفق بوده است. اگر باز هم اهداف انجمن به بار بنشیند،
شاید خیلی زود سوم اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ بهایی، به عنوان روز ملی
و روز جهانی معمار شناخته شود.این روز می‌تواند بهترین بهانه باشد
برای نشستن پای صحبت معماری که ریاست انجمن مفاخر معماری ایران را بر
عهده دارد و سالهاست در عرصه مدیریت مراکز و نهادهای مختلف مرتبط با
معماری فعالیت می کند.جناب مهندس قهاری اصلا چطور شد که انجمن مفاخر روزی را به نام
معمار پیشنهاد کرد؟زمانی که ما این پیشنهاد را دادیم صحبت از هویت بخشی به شهرها و
بنا ها مطرح شده بود و حتی مقام معظم رهبری هم حساسیتشان را در این
باره اعلام کرده و به وزیر مسکن وقت فرموده بودند که مسئله هویت بخشی
به شهرها را پیگیری کنند.
 شاید انجمن مفاخر معماری ایران تنها نهادی بود که این حساسیت و این
مسئله را به این ترتیب دید که اگر به حرفه معماری که سالها مغفول
مانده بود و کمتر مورد توجه قرار می گرفت، توجه نشود، هویت بخشی به
شهرها هم میسر نخواهد شد. چون دیگر این کار متولی نخواهد داشت.درست مثل اینکه از یک بیمارستان مجهز توقع درمان بیماران را داشته
باشید اما در این بیمارستان پزشکی وجود نداشته باشد! مسکن و ساختمان
به عنوان یک کالای سرمایه ای برای خیلی ها جذاب است و خیلی ها وارد
این عرصه می شوند بدون آنکه دانش لازم و کافی را درباره آن داشته
باشند.همین دیروز قصاب محله ما می گفت از کارش خسته شده و قصد دارد برود
سراغ بساز و بفروشی! شاید در زمانی نه چندان دور دلاک حمام، دندان هم
می کشید اما حالا در عصری زندگی می کنیم که هر حرفه ای نیازمند تخصص
است و کسی که وارد حرفه ساخت و ساز هم می شود باید که تخصص آن را
داشته باشد.همین دیدگاه باعث شد پیشنهادمان را در قالب نامه ارائه کردیم تا
اجازه بگیریم برای حفظ معماری چندین هزار ساله این مرز و بوم با ثبت
نام معمار در تقویم کشورمان توجه ها را به این حرفه معطوف کنیم. نقل
قول می کنم از مهندس بهشتی که می گویند ایران اولین کشوری بوده که
معماری داشته و معماریش مطرح و ماندگار شده است. وقتی قرار باشد ایران
را معرفی کنیم از بناها و از معماری آن سخن می گوییم پس چرا از
معماران این سرزمین نگوئیم؟تا جایی که من می دانم سالهاست که انجمن ثبت روزی به نام
معمار در تقویم کشورمان را پیشنهاد کرده است. از زمان ارائه این
پیشنهاد تا امروز که تصویب شده، چه اتفاقاتی رخ داده و چرا اینقدر طول
کشیده است؟سال 1381 بود که جرقه آن زده شد و بعدها نامه ای به رئیس جمهور وقت
نوشتیم و نامگذاری این روز را پیشنهاد کردیم. خوشبختانه آن زمان با
دستور آقای خاتمی این مسئله به شورای انقلاب فرهنگی که ریاست آن هم بر
عهده ریاست جمهور است، ارجاع شد.
 اما از آنجا که سالهای سال معماری جز یکی از رشته های ساختمان محسوب
شده، وزیر مسکن و شهرسازی وقت که پیگیری مسئله به او واگذار شده بود
به خاطر وجود روزی به نام روز مهندسی در تقویم با این مسئله مخالفت
کرد.اما از آنجا که نمی شود نظام پرستاری را با نظام مهندسی یکی دانست
یا مهندسی معدن را با مهندسی کشاورزی، انجمن اصرار داشت تفاوت های بین
مهندسی ساختمان را با مهندسی معماری روشن کند و معماری را از حاشیه
مشاغل مربط به ساختمان بیرون بکشد.
 با تغییراتی که ایجاد شد دوباره پیگیری کردیم و خوشبختانه مهندس
سعیدی کیا وزیر بعدی با این پیشنهاد موافقت کرد و در اولین جلسه شورای
عمومی در سال گذشته تصویب شد که روز معمار وارد تقویم شود. البته هنوز
در مورد این که چه روزی به نام روز معمار نامگذاری شود تصمیمی گرفته
نشده است.چرا از میان این همه گزینه روز بزرگداشت شیخ بهایی را انتخاب
کردید؟ ما شیخ بهایی را بیشتر به عنوان شاعر و ادیب و فیلسوف می
شناسیم تا معمار؟!اعضای انجمن مفاخر برای نامگذاری روز معمار روزهای مختلفی را مد
نظر قرار دادند. روزهایی مثل بزرگداشت قوام شیرازی یا مثلا روز تولد
طراح تخت جمشید یا مواردی از این دست. اما در نهایت همه اعضا به این
نتیجه رسیدیم که روز سوم اردیبهشت که روز بزرگداشت شیخ بهایی نامگذاری
شده، روز معمار باشد.چون قصد نداشتیم تقویم را شلوغ کنیم و تنها روزی که از قبل در
تقویم کشورمان به نام یکی از معماران و ریاضیدانان بزرگ ایران
نامگذاری شده بود همین سوم اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ بهایی بود. این
را هم مد نظر داشتیم که اصفهان چهارصد سال به طور مستمر پایتخت ایران
بوده و بخش مهمی از بناهای این شهر را شیخ بهایی طراحی کرده و یا بر
اجرای آنها نظارت داشته است.متاسفانه امروز هم اگر بنایی ساخته شود نامی از معمار روی بنا حک
نمی شود و آن زمان هم نامی از شیخ بهایی روی هیچ کدام از بناها بنوده
است. معمارها در طول تاریخ گمنام بوده اند و کاشیکار اگر اسمی روی یک
کاشی حک می کرد اسم خودش بود نه معمار ساختمان.شاید تصادفی بدانیم گنبد سلطانیه یا فلان بنای دیگر را چه کسی
ساخته است. با همه اینها کاملا محرض است که بنایی مثل مسجد امام
اصفهان را شیخ بهایی ساخته، چهارباغ را همین طور، سی و سه پل و..
کارهایی مثل تقسیم آب زاینده رود از شاهکارهای شیخ بهایی بوده یا
حمامی که با یک شمع آن را گرم می کرد.سی و سه پل را ببینید که چهارصد سال است با وجود فشار آب همچنان
استوار است! شاید شیخ بهایی را به خاطر علاقه مان به شعر و ادبیات،
بیشتر به عنوان شاعر و ادیب بشناسیم اما نمی شود آثار ماندگار او را
در معماری نادیده گرفت. کما اینکه همین حالا هم معمولا معماران ما به
جز معماری در هنرهایی مثل نقاشی و طراحی و شعر هم دستی بر آتش دارند.
شیخ بهایی شیخ الرئیس دربار صفوی بوده و بر طرح هایی که می آوردند
نظارت داشته است.انگار انجمن در صدد است روز ملی معمار را به عنوان روز جهانی
معمار هم پیشنهاد بدهد!ما روز مولانا داریم، روز سعدی داریم، شیراز به عنوان پایتخت ادبی
جهان انتخاب شده؛ اینها جلوه های جهانی کشورمان است که از قبل توسط
دیگران انتخاب شده و فکر کردیم حالا که روزی جهانی به نام معمار
نداریم چرا خودمان و به مناسبت بزرگداشت یکی از معماران ایرانی چنین
روزی را نامگذاری نکنیم.انجمن به این نتیجه رسید که این ما هستیم که باید تعیین کننده روز
جهانی معمار باشیم. درباره جهانی شدن این روز هم تحقیق کردیم و
دریافتیم که کنگره جهانی معماران روز جهانی اسکان بشر را به نام معمار
اعلام کرده است اما این روز به ثبت نرسیده و در تقویم سازمان ملل هم
وجود ندارد.این نکته را هم ذکر کنم که انجمن پیش از اینکه کنگره جهانی معماران
روز اسکان بشر را روز معمار بنامد پیشنهاد روز معمار را به ریاست
جمهور وقت داده بود. با همه اینها اگر دولت و شورای عالی انقلاب
فرهنگی روز معمار را اعلام کند - فرقی هم ندارد این روز چه روزی باشد
یا روز بزرگداشت شیخ بهایی یا هر روز دیگری- همه ما آن را خواهیم
پذیرفت و انجمن هم تلاش خواهد کرد این روز جهانی شود.فکر می کنید معماری معاصر ایران در حد و اندازه آن هست که با
سربلندی روز جهانی معمار به خاطر روزی به این نام در ایران به ثبت
برسد؟ما درباره معماری معاصر ایران حرف نمی زنیم ما می خواهیم با
نامگذاری یک روز به نام معمار برای یک هنر متعالی و ارزشمند بزرگداشت
بر گزار کنیم که پیشینه ای چند هزار ساله در ایران دارد و مثل و
مانندی برایش نمی شود در هیچ کجای دنیا پیدا کرد. چرا نباید روزی به
نام معمار داشته باشیم که از علم پزشکی هم در کشورمان قدمت بیشتری
دارد؟نمودهای عینی این تاریخ ارزشمند هنوز هم وجود دارند. چغازنبیل را
داریم که بعد از هزاران سال با عظمت و شکوه همچنان پا برجاست و فقط یک
بنای صرف نیست. این ساختمان شاهکار تکنولوژی عصر خودش هم هست به عنوان
نمونه قانون ظروف مرتبطه که حدود قرن شانزدهم در اروپا کشف و استفاده
شده بود، سه هزار سال پیش در این بنا استفاده شد و به کمک این قانون
آب رودخانه دز را از شصت متر پایین تر به شهر دوراونتش که معبد در آن
واقع شده رسانده اند.در این بنا نمونه هایی از چاپ و کلیشه را هم می بینید که بعدها در
قرن چهاردهم یا پانزدهم در اروپا اختراع شد. در بدنه چغازنبیل خشت
هایی وجود دارد که کلیشه هستند.این مربوط به زمانی است که نیمی از جهان در بربریت بود. داریم
درباره سه هزار سال تا هزار سال قبل از میلاد صحبت می کنیم. میراث
معماری ما نشان می دهد که مرکز تمدن جهان اینجا در کشور ما بوده
است.تا دلتان بخواهد برای داشتن روز معمار، دلیل وجود دارد و البته همه
این دلایل نشان می‌دهد که در این باره کوتاهی کردیم. نه تنها ما بلکه
دنیا به این تمدن افتخار می کند چرا که آنچه از این تمدن باقی مانده
میراث بشریت است . هیچ کس نمی تواند منکر آن شود.هنوز این فرصت هست که روز معمار را جهانی کنیم؟ما پیشنهاد می کنیم و پیگیر آن خواهیم بود تا به نتیجه برسد. مطمئن
باشید به محض اینکه این روز وارد تقویم کشورمان بشود انجمن یه استناد
تمدن و معماری باشکوه ایران، برای ثبت جهانی آن اقدام خواهد کرد.اگر برای تخصص های خودمان برای کشورمان ارزش قائل باشیم، حتما
دیگران هم با ما همراه خواهند شد. منتظر نباشیم تا فلان نهاد بین
المللی در این باره تصمیم بگیرد. مطمئنم اگر خودمان پیشنهاد کنیم همه
با ما موافقت خواهند کرد. چرا که نه؟ ما نمی توانیم یک روز جهانی
داشته باشیم؟ حتما می توانیم. آن هم روز جهانی معمار که تمدن ما بر آن
دلالت می کند. لازم نیست حتما یک ایرانی باشید تا در مقابل عظمت تمدن
و معماری ایران سر تعظیم فرود بیاورید.چطور شد که در طول مدتی که پیگیر تصویب نامگذاری روز معمار بودید،
سوم اردیبهشت بین معماران و دانشجویان معماری جایگاه خاصی پیدا کرد و
برنامه ها مراسم مختلفی هم به همین مناسب اجرا شد؟ثبت یک روز در تقویم مراحلی را باید طی کند و در این مورد کمی هم
روند کار طولانی‌تر شد اما از آنجا که سخن کز دل برآید لاجرم بر دل
نشیند، اول از همه دانشجویان و بعد معماران و علاقمندان به معماری از
این پیشنهاد بهره گرفتند و برنامه های ویژه روز معمار را برگزار
کردند.شاید به این دلیل که این دانشجویان نیاز داشتند تفاوتشان با
مهندسان ساختمان مشخص شود. انگار نبودن روزی به نام معمار در تقویم
کشورمان یک نقیصه بود. این روز چیزی بود که به آن احتیاج داشتیم. از
طرفی چون روز پیشنهادی ما یعنی سوم اردیبهشت زمان مناسبی برای برگزاری
جشن ها و بزرگداشت ها و مراسم مربوطه است، خیلی زود همه به طور خود
جوش با انجمن همراه شدند و در این روز برنامه هایی برای بزرگداشت مقام
معمار، سخنرانی ها و همایش های مختلفی در دانشگاهها ترتیب دادند. بدون
اینکه انجمن بخواهد در این باره هزینه بکند.نکته جالب اینجاست که این روز با روز فوت مهندس میرمیران هم
مصادف شد. اگر اشتباه نکنم پیشنهاد شما قبل از فوت ایشان مطرح شده
بود؟!جالب است بدانید که پیشنهاد روز معمار را اولین بار مهندس میرمیران
در انجمن مطرح کرد. ایشان از اعضای انجمن بود و علاوه بر طراحی و
معماری، ایده های خیلی خوبی داشت. مهندس میرمیران خوش فکر بود و از
نادر متخصصینی بود که به جامعه و مردم توجه داشت و به اشاعه و ارتقای
معماری علاقه داشت.به همین دلیل ایشان ۱۵ سال پیش یکی از حامیان کانون مهندسان معمار
دانشگاه تهران هم بود و باز به خاطر همین خصلت ایشان بود که در انجمن
مفاخر معماری ایران هم حضور داشت. انجمن چند ایده ناب از مرحوم
میرمیران گرفت: یکی روز معمار، ایجاد موزه معماری و یکی دیگر اینکه
اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام به ثبت برسد.البته سازمان کنفرانس اسلامی شهر اصفهان را به طور موقت پایتخت
فرهنگی جهان اسلام انتخاب کرد اما مهندس میرمیران پیشنهاد کرده بودند
انجمن تلاش کند این نامگذاری دائمی باشد. دلایل کافی هم برای این کار
وجود دارد.
 در مورد روز معمار هم ایشان فقط روزی به نام معمار را پیشنهاد کرد و
البته اعضای انجمن در مورد سوم اردیبهشت به توافق رسیدند. تقدیر این
بود که ایشان درست در همین روز از دنیا بروند.زندگی بازی های عجیبی دارد. بگذارید به یک ماجرای جالب دیگر هم
اشاره کنم: شما می‌دانید مهندس میرمیران 10 سال آخر عمرشان را بیمار
بودند و چند سالی هم روی ویلچر جابجا می شدند. فیلمی از ایشان هست که
دارند رمپی را برای عبور معلولین در مجموعه فولاد شهر اصفهان طراحی می
کند. بعد از حدود سی سال زمانی که برای بازدید همان ساختمان رفتند،
گفته بودند زمانی که این ساختمان را طراحی می کردم و خطوطش را
می‌کشیدم، اینجا را برای عبور معلولان طراحی کردم. آن روز نمی دانستم
دارم خطی را روی کاغذ می کشم که روزی مسیر عبور خودم خواهد بود!آقای قهاری به عنوان رئیس انجمن برای معماری ایران خیلی تلاش
کرده اید. از روز معمار گرفته تا تدوین کتاب معماران ایران. شما
خودتان چند تا از آثار تاریخی ایران را از نزدیک دیده اید؟دیدن همه اینها به عمر من کفاف نمی کند. به نقل از یکی از دوستان
می گویم که چیزی حدود پنجاه سال زمان نیاز داریم تا در سراسر ایران
بگردیم و بتوانیم همه این آثار را ببینیم.
 ممکن است کسی بگوید این دیوار شکسته شبیه آن دیگریست اما از نظر خیلی
ها میراث به جا مانده از این تمدن عظیم دیوار شکسته نیستند. اگر با
این نگاه به میراثمان توجه کنیم در چنین مقیاسی من می توانم بگویم از
میراث کشورمان هیچ ندیده ام!مگر ما چندتا بنای تاریخی در کشورمان داریم؟اگر سنگ نوشته ها و آثاری از این دست را هم در نظر بگیریم، بر اساس
شنیده های من حدود یک میلیون اثر تاریخی در کشورمان وجود دارد. البته
خوب بسیاری از آنها در طول زمان، براثر جنگ ها و درگیری ها یا زلزله و
دیگر حوادث طبیعی و یا به خاطر بی توجهی‌ها نابود شده اند. اما هنوز
هم می شود برای این میراث ارزشمند کارهای زیادی کرد.همشهری آنلاین -
اردیبهشت 1387آذر مهاجر: گمان نمی‌کنم مهندس قهاری به پیشنهاد مصاحبه هیچ خبرنگاری جواب رد داده باشد!او از جمله کسانی است که قدرت رسانه را خوب می شناسد و تا به حال هم به عنوان رئیس انجمن مفاخر معماری ایران خیلی خوب توانسته به کمک رسانه ها این انجمن را به اهدافش نزذیک کند.نشان به آن نشان که پنج سال است سوم اردیبهشت به عنوان روز معمار جشن گرفته می شود و معماران و دانشجویان معماری این روز را به هم تبریک می گویند در حالی که سال گذشته نامگذاری روزی به نام معمار به تصویب رسید.انجمن مفاخر معماری ایران به عنوان یک NGO یا انجمن مردم نهاد، تا کنون پیشنهادهای زیادی برای ارتقای شناخت جامعه امروز، از معمار و معماری ارائه کرده است و تا کنون هم کم و بیش در به ثمر رساندن پیشنهادهایش موفق بوده است. اگر باز هم اهداف انجمن به بار بنشیند، شاید خیلی زود سوم اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ بهایی، به عنوان روز ملی و روز جهانی معمار شناخته شود.این روز می‌تواند بهترین بهانه باشد برای نشستن پای صحبت معماری که ریاست انجمن مفاخر معماری ایران را بر عهده دارد و سالهاست در عرصه مدیریت مراکز و نهادهای مختلف مرتبط با معماری فعالیت می کند.جناب مهندس قهاری اصلا چطور شد که انجمن مفاخر روزی را به نام معمار پیشنهاد کرد؟زمانی که ما این پیشنهاد را دادیم صحبت از هویت بخشی به شهرها و بنا ها مطرح شده بود و حتی مقام معظم رهبری هم حساسیتشان را در این باره اعلام کرده و به وزیر مسکن وقت فرموده بودند که مسئله هویت بخشی به شهرها را پیگیری کنند. شاید انجمن مفاخر معماری ایران تنها نهادی بود که این حساسیت و این مسئله را به این ترتیب دید که اگر به حرفه معماری که سالها مغفول مانده بود و کمتر مورد توجه قرار می گرفت، توجه نشود، هویت بخشی به شهرها هم میسر نخواهد شد. چون دیگر این کار متولی نخواهد داشت.درست مثل اینکه از یک بیمارستان مجهز توقع درمان بیماران را داشته باشید اما در این بیمارستان پزشکی وجود نداشته باشد! مسکن و ساختمان به عنوان یک کالای سرمایه ای برای خیلی ها جذاب است و خیلی ها وارد این عرصه می شوند بدون آنکه دانش لازم و کافی را درباره آن داشته باشند.همین دیروز قصاب محله ما می گفت از کارش خسته شده و قصد دارد برود سراغ بساز و بفروشی! شاید در زمانی نه چندان دور دلاک حمام، دندان هم می کشید اما حالا در عصری زندگی می کنیم که هر حرفه ای نیازمند تخصص است و کسی که وارد حرفه ساخت و ساز هم می شود باید که تخصص آن را داشته باشد.همین دیدگاه باعث شد پیشنهادمان را در قالب نامه ارائه کردیم تا اجازه بگیریم برای حفظ معماری چندین هزار ساله این مرز و بوم با ثبت نام معمار در تقویم کشورمان توجه ها را به این حرفه معطوف کنیم. نقل قول می کنم از مهندس بهشتی که می گویند ایران اولین کشوری بوده که معماری داشته و معماریش مطرح و ماندگار شده است. وقتی قرار باشد ایران را معرفی کنیم از بناها و از معماری آن سخن می گوییم پس چرا از معماران این سرزمین نگوئیم؟تا جایی که من می دانم سالهاست که انجمن ثبت روزی به نام معمار در تقویم کشورمان را پیشنهاد کرده است. از زمان ارائه این پیشنهاد تا امروز که تصویب شده، چه اتفاقاتی رخ داده و چرا اینقدر طول کشیده است؟سال 1381 بود که جرقه آن زده شد و بعدها نامه ای به رئیس جمهور وقت نوشتیم و نامگذاری این روز را پیشنهاد کردیم. خوشبختانه آن زمان با دستور آقای خاتمی این مسئله به شورای انقلاب فرهنگی که ریاست آن هم بر عهده ریاست جمهور است، ارجاع شد. اما از آنجا که سالهای سال معماری جز یکی از رشته های ساختمان محسوب شده، وزیر مسکن و شهرسازی وقت که پیگیری مسئله به او واگذار شده بود به خاطر وجود روزی به نام روز مهندسی در تقویم با این مسئله مخالفت کرد.اما از آنجا که نمی شود نظام پرستاری را با نظام مهندسی یکی دانست یا مهندسی معدن را با مهندسی کشاورزی، انجمن اصرار داشت تفاوت های بین مهندسی ساختمان را با مهندسی معماری روشن کند و معماری را از حاشیه مشاغل مربط به ساختمان بیرون بکشد. با تغییراتی که ایجاد شد دوباره پیگیری کردیم و خوشبختانه مهندس سعیدی کیا وزیر بعدی با این پیشنهاد موافقت کرد و در اولین جلسه شورای عمومی در سال گذشته تصویب شد که روز معمار وارد تقویم شود. البته هنوز در مورد این که چه روزی به نام روز معمار نامگذاری شود تصمیمی گرفته نشده است.چرا از میان این همه گزینه روز بزرگداشت شیخ بهایی را انتخاب کردید؟ ما شیخ بهایی را بیشتر به عنوان شاعر و ادیب و فیلسوف می شناسیم تا معمار؟!اعضای انجمن مفاخر برای نامگذاری روز معمار روزهای مختلفی را مد نظر قرار دادند. روزهایی مثل بزرگداشت قوام شیرازی یا مثلا روز تولد طراح تخت جمشید یا مواردی از این دست. اما در نهایت همه اعضا به این نتیجه رسیدیم که روز سوم اردیبهشت که روز بزرگداشت شیخ بهایی نامگذاری شده، روز معمار باشد.چون قصد نداشتیم تقویم را شلوغ کنیم و تنها روزی که از قبل در تقویم کشورمان به نام یکی از معماران و ریاضیدانان بزرگ ایران نامگذاری شده بود همین سوم اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ بهایی بود. این را هم مد نظر داشتیم که اصفهان چهارصد سال به طور مستمر پایتخت ایران بوده و بخش مهمی از بناهای این شهر را شیخ بهایی طراحی کرده و یا بر اجرای آنها نظارت داشته است.متاسفانه امروز هم اگر بنایی ساخته شود نامی از معمار روی بنا حک نمی شود و آن زمان هم نامی از شیخ بهایی روی هیچ کدام از بناها بنوده است. معمارها در طول تاریخ گمنام بوده اند و کاشیکار اگر اسمی روی یک کاشی حک می کرد اسم خودش بود نه معمار ساختمان.شاید تصادفی بدانیم گنبد سلطانیه یا فلان بنای دیگر را چه کسی ساخته است. با همه اینها کاملا محرض است که بنایی مثل مسجد امام اصفهان را شیخ بهایی ساخته، چهارباغ را همین طور، سی و سه پل و.. کارهایی مثل تقسیم آب زاینده رود از شاهکارهای شیخ بهایی بوده یا حمامی که با یک شمع آن را گرم می کرد.سی و سه پل را ببینید که چهارصد سال است با وجود فشار آب همچنان استوار است! شاید شیخ بهایی را به خاطر علاقه مان به شعر و ادبیات، بیشتر به عنوان شاعر و ادیب بشناسیم اما نمی شود آثار ماندگار او را در معماری نادیده گرفت. کما اینکه همین حالا هم معمولا معماران ما به جز معماری در هنرهایی مثل نقاشی و طراحی و شعر هم دستی بر آتش دارند. شیخ بهایی شیخ الرئیس دربار صفوی بوده و بر طرح هایی که می آوردند نظارت داشته است.انگار انجمن در صدد است روز ملی معمار را به عنوان روز جهانی معمار هم پیشنهاد بدهد!ما روز مولانا داریم، روز سعدی داریم، شیراز به عنوان پایتخت ادبی جهان انتخاب شده؛ اینها جلوه های جهانی کشورمان است که از قبل توسط دیگران انتخاب شده و فکر کردیم حالا که روزی جهانی به نام معمار نداریم چرا خودمان و به مناسبت بزرگداشت یکی از معماران ایرانی چنین روزی را نامگذاری نکنیم.انجمن به این نتیجه رسید که این ما هستیم که باید تعیین کننده روز جهانی معمار باشیم. درباره جهانی شدن این روز هم تحقیق کردیم و دریافتیم که کنگره جهانی معماران روز جهانی اسکان بشر را به نام معمار اعلام کرده است اما این روز به ثبت نرسیده و در تقویم سازمان ملل هم وجود ندارد.این نکته را هم ذکر کنم که انجمن پیش از اینکه کنگره جهانی معماران روز اسکان بشر را روز معمار بنامد پیشنهاد روز معمار را به ریاست جمهور وقت داده بود. با همه اینها اگر دولت و شورای عالی انقلاب فرهنگی روز معمار را اعلام کند - فرقی هم ندارد این روز چه روزی باشد یا روز بزرگداشت شیخ بهایی یا هر روز دیگری- همه ما آن را خواهیم پذیرفت و انجمن هم تلاش خواهد کرد این روز جهانی شود.فکر می کنید معماری معاصر ایران در حد و اندازه آن هست که با سربلندی روز جهانی معمار به خاطر روزی به این نام در ایران به ثبت برسد؟ما درباره معماری معاصر ایران حرف نمی زنیم ما می خواهیم با نامگذاری یک روز به نام معمار برای یک هنر متعالی و ارزشمند بزرگداشت بر گزار کنیم که پیشینه ای چند هزار ساله در ایران دارد و مثل و مانندی برایش نمی شود در هیچ کجای دنیا پیدا کرد. چرا نباید روزی به نام معمار داشته باشیم که از علم پزشکی هم در کشورمان قدمت بیشتری دارد؟نمودهای عینی این تاریخ ارزشمند هنوز هم وجود دارند. چغازنبیل را داریم که بعد از هزاران سال با عظمت و شکوه همچنان پا برجاست و فقط یک بنای صرف نیست. این ساختمان شاهکار تکنولوژی عصر خودش هم هست به عنوان نمونه قانون ظروف مرتبطه که حدود قرن شانزدهم در اروپا کشف و استفاده شده بود، سه هزار سال پیش در این بنا استفاده شد و به کمک این قانون آب رودخانه دز را از شصت متر پایین تر به شهر دوراونتش که معبد در آن واقع شده رسانده اند.در این بنا نمونه هایی از چاپ و کلیشه را هم می بینید که بعدها در قرن چهاردهم یا پانزدهم در اروپا اختراع شد. در بدنه چغازنبیل خشت هایی وجود دارد که کلیشه هستند.این مربوط به زمانی است که نیمی از جهان در بربریت بود. داریم درباره سه هزار سال تا هزار سال قبل از میلاد صحبت می کنیم. میراث معماری ما نشان می دهد که مرکز تمدن جهان اینجا در کشور ما بوده است.تا دلتان بخواهد برای داشتن روز معمار، دلیل وجود دارد و البته همه این دلایل نشان می‌دهد که در این باره کوتاهی کردیم. نه تنها ما بلکه دنیا به این تمدن افتخار می کند چرا که آنچه از این تمدن باقی مانده میراث بشریت است . هیچ کس نمی تواند منکر آن شود.هنوز این فرصت هست که روز معمار را جهانی کنیم؟ما پیشنهاد می کنیم و پیگیر آن خواهیم بود تا به نتیجه برسد. مطمئن باشید به محض اینکه این روز وارد تقویم کشورمان بشود انجمن یه استناد تمدن و معماری باشکوه ایران، برای ثبت جهانی آن اقدام خواهد کرد.اگر برای تخصص های خودمان برای کشورمان ارزش قائل باشیم، حتما دیگران هم با ما همراه خواهند شد. منتظر نباشیم تا فلان نهاد بین المللی در این باره تصمیم بگیرد. مطمئنم اگر خودمان پیشنهاد کنیم همه با ما موافقت خواهند کرد. چرا که نه؟ ما نمی توانیم یک روز جهانی داشته باشیم؟ حتما می توانیم. آن هم روز جهانی معمار که تمدن ما بر آن دلالت می کند. لازم نیست حتما یک ایرانی باشید تا در مقابل عظمت تمدن و معماری ایران سر تعظیم فرود بیاورید.چطور شد که در طول مدتی که پیگیر تصویب نامگذاری روز معمار بودید، سوم اردیبهشت بین معماران و دانشجویان معماری جایگاه خاصی پیدا کرد و برنامه ها مراسم مختلفی هم به همین مناسب اجرا شد؟ثبت یک روز در تقویم مراحلی را باید طی کند و در این مورد کمی هم روند کار طولانی‌تر شد اما از آنجا که سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند، اول از همه دانشجویان و بعد معماران و علاقمندان به معماری از این پیشنهاد بهره گرفتند و برنامه های ویژه روز معمار را برگزار کردند.شاید به این دلیل که این دانشجویان نیاز داشتند تفاوتشان با مهندسان ساختمان مشخص شود. انگار نبودن روزی به نام معمار در تقویم کشورمان یک نقیصه بود. این روز چیزی بود که به آن احتیاج داشتیم. از طرفی چون روز پیشنهادی ما یعنی سوم اردیبهشت زمان مناسبی برای برگزاری جشن ها و بزرگداشت ها و مراسم مربوطه است، خیلی زود همه به طور خود جوش با انجمن همراه شدند و در این روز برنامه هایی برای بزرگداشت مقام معمار، سخنرانی ها و همایش های مختلفی در دانشگاهها ترتیب دادند. بدون اینکه انجمن بخواهد در این باره هزینه بکند.نکته جالب اینجاست که این روز با روز فوت مهندس میرمیران هم مصادف شد. اگر اشتباه نکنم پیشنهاد شما قبل از فوت ایشان مطرح شده بود؟!جالب است بدانید که پیشنهاد روز معمار را اولین بار مهندس میرمیران در انجمن مطرح کرد. ایشان از اعضای انجمن بود و علاوه بر طراحی و معماری، ایده های خیلی خوبی داشت. مهندس میرمیران خوش فکر بود و از نادر متخصصینی بود که به جامعه و مردم توجه داشت و به اشاعه و ارتقای معماری علاقه داشت.به همین دلیل ایشان ۱۵ سال پیش یکی از حامیان کانون مهندسان معمار دانشگاه تهران هم بود و باز به خاطر همین خصلت ایشان بود که در انجمن مفاخر معماری ایران هم حضور داشت. انجمن چند ایده ناب از مرحوم میرمیران گرفت: یکی روز معمار، ایجاد موزه معماری و یکی دیگر اینکه اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام به ثبت برسد.البته سازمان کنفرانس اسلامی شهر اصفهان را به طور موقت پایتخت فرهنگی جهان اسلام انتخاب کرد اما مهندس میرمیران پیشنهاد کرده بودند انجمن تلاش کند این نامگذاری دائمی باشد. دلایل کافی هم برای این کار وجود دارد. در مورد روز معمار هم ایشان فقط روزی به نام معمار را پیشنهاد کرد و البته اعضای انجمن در مورد سوم اردیبهشت به توافق رسیدند. تقدیر این بود که ایشان درست در همین روز از دنیا بروند.زندگی بازی های عجیبی دارد. بگذارید به یک ماجرای جالب دیگر هم اشاره کنم: شما می‌دانید مهندس میرمیران 10 سال آخر عمرشان را بیمار بودند و چند سالی هم روی ویلچر جابجا می شدند. فیلمی از ایشان هست که دارند رمپی را برای عبور معلولین در مجموعه فولاد شهر اصفهان طراحی می کند. بعد از حدود سی سال زمانی که برای بازدید همان ساختمان رفتند، گفته بودند زمانی که این ساختمان را طراحی می کردم و خطوطش را می‌کشیدم، اینجا را برای عبور معلولان طراحی کردم. آن روز نمی دانستم دارم خطی را روی کاغذ می کشم که روزی مسیر عبور خودم خواهد بود!آقای قهاری به عنوان رئیس انجمن برای معماری ایران خیلی تلاش کرده اید. از روز معمار گرفته تا تدوین کتاب معماران ایران. شما خودتان چند تا از آثار تاریخی ایران را از نزدیک دیده اید؟دیدن همه اینها به عمر من کفاف نمی کند. به نقل از یکی از دوستان می گویم که چیزی حدود پنجاه سال زمان نیاز داریم تا در سراسر ایران بگردیم و بتوانیم همه این آثار را ببینیم. ممکن است کسی بگوید این دیوار شکسته شبیه آن دیگریست اما از نظر خیلی ها میراث به جا مانده از این تمدن عظیم دیوار شکسته نیستند. اگر با این نگاه به میراثمان توجه کنیم در چنین مقیاسی من می توانم بگویم از میراث کشورمان هیچ ندیده ام!مگر ما چندتا بنای تاریخی در کشورمان داریم؟اگر سنگ نوشته ها و آثاری از این دست را هم در نظر بگیریم، بر اساس شنیده های من حدود یک میلیون اثر تاریخی در کشورمان وجود دارد. البته خوب بسیاری از آنها در طول زمان، براثر جنگ ها و درگیری ها یا زلزله و دیگر حوادث طبیعی و یا به خاطر بی توجهی‌ها نابود شده اند. اما هنوز هم می شود برای این میراث ارزشمند کارهای زیادی کرد.همشهری آنلاین - اردیبهشت 1387
--
هفتم دیماه از کتاب زندگینامه دکتر حبیب اله زنجانی یکی از مفاخر و
شخصیتهای علمی شهرمان در محل موزه هنر امام علی (ع) در تهران رونمایی
شد .در این مراسم که به همت انجمن مفاخر معماری ایران و همکاری مرکز
مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران و با حضور اساتید
دانشگاههای ایران و شخصیتهای علمی برگزار شد با ایراد سخنرانیهای
مختلف توسط عزیزانی که از قبل برنامه ریزی شده بود به نحوی به تمجید
از شخصیت علمی و اجتماعی دکتر زنجانی پرداخته شد .شخصیتی که به گفته
اساتید حاضر در این جمع بخاطر ارائه استراتژی راهبردی در برهه زمانی
خاص کشورمان یکی از ارکان اصلی کنترل موالید و افزایش جمعیت ، در
ایران بوده است طوریکه یکی از سخنرانان ، دکتر زنجانی را اینگونه
معرفی کردند : اگر دکتر زنجانی نبودند , جمعیت ایران الان 100 میلیون
نفر بود .در این بین آقای سید حامد مدنی هم به نمایندگی از خلخالیهای حاضر
در جلسه از دست اندکاران این مراسم تشکر کردند و ابراز امیدواری کردند
که در آینده ای نزدیک بتوان مراسم بزرگداشت دکتر حبیب اله زنجانی را
در خلخال برگزار کرد . آقای دکتر خالقی نماینده محترم مردم خلخال و
کوثر که در این جمع تشریف داشتند نیز به مدت چند دقیقه ای برای
سخنرانی دعوت شدند . در ادامه آقای آزادی نویسنده این کتاب نیز مطالبی
را به سمع حضار رساندند که در نوع خود بسیار جالب و زیبا بود .در پایان نوبت به خود اقای دکتر حبیب اله زنجانی رسید که متن کامل
سخنان ایشان به شرح زیر خدمت دوستان و همشهریان عزیز ارائه می گردد
:سخنی در مراسم رونمائی کتاب از حبیب الله زنجانیبا سلام و درود به شما که وقت گرانبهای خود را صرف حضور در این جمع
فرهیخته نموده اید تا بار دیگر به ارزشهائی که خود متعهد به آن هستید
, ارج بگذارید . این جلسه را نه تنها به دلیل آنکه میخواهد از معلمی
تجلیل کند گرامی میدارم بلکه فراتر از آن به گرامیداشت نکاتی دلبسته
ام که سخنرانان ارجمند این مراسم آنها را به عنوان ارزشهای والای
جامعه برشمردند و به نوشته هائی میبالم که از قلم استادان و صاحبنظران
بر آمده است که انس و الفتی طولانی با من داشته اند . هر چند که به
خوبی میدانم بخش عمده ای از سخنان آنان , از پندارهای نیک و
بزرگوارانه شان نشأت گرفته است و نشانه های کم رنگ تری از آنها در من
وجود دارد .اجازه میخواهم قبل از آن که به گوشه ای از آن سخنان بپردازم , سپاس
بیکران خود را به روان پاک زنده یاد خانم زهرا فرزان حقیقی همسر گرامی
جناب آقای مهندس قهاری تقدیم کنم که بارقه ای از وی درخشید و به تألیف
و تدوین این کتاب انجامید . نمیدانم چرا ؟ شاید به دلیل حضور در
کلاسهائی بود که حدود 35 سال پیش در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه
تهران داشتم و او نیز از دانشجویان ممتاز آن کلاسها بود .قدردانی ویژه من به جناب آقای مهندس قهاری بر میگردد که در دوره
مدیریت خردمندانه خود در مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری
ایران , این ایده را شکل دادند و مرا که همواره مورد لطف و مرحمتشان
بودم بیش از پیش , به ادامه راهی که درپیش گرفته ام تشویق کردند .از جناب آقای آزادی نویسنده توانا و انسان شایسته ای تقدیر میکنم
که کلمات این کتاب را هر روز غنی تر و پربارتر نمودند و با گذشت زمان
شناختهای اولیه خود را به نوشته هائی عمیق و پرباری تبدیل کردند که
خواننده کتاب را آگاهانه به دنبال خود بکشاند . ایشان نه تنها خود ,
بلکه تمام اعضای خانواده هنرمندشان را نیز در این کار سهیم و شریک
نمودند .سپاس ویژه اینجانب به مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری و
مدیر توانا و خردمند آن جناب آقای مهندس سپهری , به انجمن مفاخر
معماری ایران و رئیس ارجمند آن جناب آقای قهاری , به مدیران و متخصصان
خانه پژوهش ایرانیان , به مؤسسه مطالعاتی زهرا فرزان حقیقی و مسؤولان
موزه هنر امام علی و به استادان بزرگوار به ویژه جناب آقای دکتر محمد
میرزائی رئیس انجمن جمعیت شناسی ایران و جناب آقای دکتر مهدی دیانی که
در تمام مراحل این برنامه یار و یاور من بودند , به دوستان , اعضای
خانواده و برادرانم که هر یک با طرح مواردی موجبات دلگرمی و سرافرازیم
را فراهم ساختند .استاد محترم جناب آقای دکتر توفیق که خود را همیشه مدیون دانش ,
خرد , حسن سلوک و ویژگیهای والای انسانی شان میدانم در این کتاب می
نویسند : آشنایی من با دکتر زنجانی از زمان دانسجوئی او در دانشگاه
تهران است که در همان زمان نه تنها از دانشجویان مبرز که استثنائی به
شمار میرفت . آنچه که در فعالیتهای علمی و پژوهشی او ارزنده است
استمرار در رشته اصلی یعنی جمعیت شناسی است . شاید برای عده ای این
ویژگی سهل و آسان نماید اما به تصور من از دلایل مهم توقف و عدم
پیشرفت کافی در رشته های گوناگون علمی در بسیاری از استعدادهای کشور
از شاخه ای به شاخه دیگر و از شغلی به شغل دیگر پریدن است .مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران ضمن با ارزش شمردن
همکاری استادان و متخصصان رشته های گوناگون در آن مرکز , بر دو ویژگی
مهم آنها تأکید میگذارد : اول دانش تخصصی که ریشه در تحصیلات و
تجربیات حرفه ای آنها دارد و دوم علاقمندی آنان به کار و فعالیت در
مرکزی که به سان محل کار شخصی آنها می باشد .مهندس قهاری رئیس انجمن مفاخر ایران و رئیس وقت مرکز مطالعات و
تحقیفات شهرسازی و معماری ایران , در پیشگفتار کتاب از باغ نگارستان
محل مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1349 آغاز
میکند یعنی از زمانی که جناب آقای دکتر توفیق نیز ریاست آن مؤسسه مهم
و اثر گذار را به عهده داشتند . وی ضمن اشاره به سوابق تحصیلی اینجانب
در دانشگاه تهران و دانشگاه پاریس که تحصیلات بعدی خود را در آنجا
گذرانده ام , از بازنشستگی زود رس من در دانشگاه تهران و استمرار
فعالیتهای علمی و پژوهشی ام در مرکز آمار ایران , دانشگاههای مختلف
کشور , وزارت کار و امور اجتماعی به عنوان عضور شورای اشتغال و سر
انجام استقرارم در مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران یاد
می کنند و بر نقش اینجانب در اتخاذ سیاستهای جمعیتی کشور یاد می کنند
.آقای آزادی نویسنده توانای کتاب بر سادگی زندگی , تلاش شبانه روزی
و خستگی ناپذیری اینجانب اشاره می کنند و آن را الگوئی بی بدیل برای
همه کسانی میدانند که به رغم داشتن جوهر وجود , خود را باور ندارند
.شخصا بر این باورم که بخشی از خواندنی ترین قسمتهای این کتاب
مطالبی است که استادان ارجمند دیگرم دکتر محمد میرزائی , دکتر سید
محمد سید میرزائی و دکتر مختار آرامی , برادر بزرگترم دکتر برات
زنجانی , دانشجویان سابقم که امروز خود استادان و متخصصان ارزنده ای
هستند و اعضاء خانواده ام در باره من نوشته اند .در این جا برای جلوگیری از اطاله کلام , با ارائه چند جمله از
همسرم که عمری را با من گذرانده و شعری کوتاه از پسر بزرگترم که فرصت
حضور در این جلسه را نیافتند و نیز با مطلبی کوتاه از پسر دیگرم از
همه شما میخواهم اگر نکات آموزنده ای در این کتاب یافتید خواندن آن را
به فرزندان خود و به جوانانی که می شناسید توصیه کنید که این بهترین
پاداش برایم خواهد بود .همسرم می نویسد در وجود او میبینم که چگونه پدرانه برای دیگران
مانند فرزندش دلسوزانه تلاش می کند , برای همه کس قدم بر میدارد و عمل
می کند . به غریبه چنان راه نشان می دهد که انگار حقی بر گردن او دارد
, او را همیشه مثبت می بینم , بدبینی , حسادت , غیبت , تعریف و تمجید
در مورد غریبه و آشنا , صاحب منصب و مقام را در ذات او نمیبینم , او
در برابر هیچ مقامی غیر از خدای خود سرخم نمی کند و او افراد را فقط
از جنبه بار علمی , فرهنگی , معرفتی و شخصیتی شان تفکیک میکند .و پسرم حسام می گوید :
 برای تو نوشتن آسان نبود
 کدام پنجره را به باغت باز می کردم
 به کدام زاویه باید نگاه می کردم
 در کدام لحظه تو را رصد می کردم
 از تو که هر روز در حرکت بودی
 و من متحیرم از این تکاپوی همیشگی
 از این همه تلاش ,
 من که جوان هستم ,
 نگاه میکنم ,
 برای دیگران خواستن را
 سرافرازیت را
 در تمامی این سالها
 نگاه می کنم
 و ایستادگی ات را ,
 صدها بار اندیشیده ام
 و نه برای نوشتن این چند خط
 که چگونه هستیپسر دیگرم احسان می نویسد یکایک لحظات روزانه مواجهه با پدرم برایم
آموزنده است . لیکن مهمترین خصوصیتی که تعجب هر روزه مرا بر می انگیزد
, تلاش مداوم این انسان والا در همه امور به ویژه در تحقیق و نگارش
است . زمانیکه پس از کار روزانه به منزل باز میگردم , ایشان را در پشت
میز کار می یابم که در ادامه فعالیت های پژوهشی که در محل کار به آن
مشغول بوده و نیز اتمام سایر فعالیتهای روزانه , با چنان آرامش و
جدیتی به مطالعه و نگارش و انجام سایر کارهای تحقیقاتی می پردازد که
اغلب سلام مرا نمی شنود و مدت زمان طولانی سپری میشود تا حضور مرا در
خانه احساس کند . در این موقع همیشه آرزو می کنم , ای کاش بتوانم
سالهای سال این صحنه را ببینم و جواب سلامی از ایشان نشنوم . واقعا
این تلاش مداوم و علاقه بی پایان به تحقیق و نگارش حیرت انگیز است
.و اما من , خود را شیفته شرف شغلی , رهروی راسخ در انجام وظیفه
صادقانه و آگاهانه , و مرید و ستایشگر انسانیت انسانها میدانم و با
دلبستگی کامل این مسیر را پی میگیرم .
 گپ و گفت دکتر زنجانی با دوستان و مدعوین قبل از شروع مراسم
 اهداء یک جلد از کتاب " از تبار تلاش " به حضار
 مهندس علیرضا قهاری ، رئیس انجمن مفاخر معماری ایران و یکی از
کسانیکه تلاش فراوان در به ثمر نشستن کتاب زندگینامه دکتر زنجانی
داشتند
 دکتر فیروز توفیق - استاد دانشگاه
 دکتر محمد میرزائی - استاد دانشگاه و رئیس انجمن جمعیت شناسی
ایران
 استقبال گسترده از این مراسم که باعث شد تعدادی بصورت ایستاده در این
جمع حاضر باشند
 فریدون مجلسی - روزنامه نگار و دیپلمات
 دکتر مهدی دیانی - استاد دانشگاه
 سید حامد مدنی که از طرف خلخالیها از دست اندرکاران برگزاری این
مراسم با شکوه تشکر و قدردانی کردند و البته اشاره ای هم به وجود
وبسایت خلخالیم و نقش آن در معرفی خلخال از پشت این تریبون داشتند که
جا دارد از همینجا تشکر ویژه خود را از جناب آقای مدنی داشته
باشیم
 آقای دکتر بشیر خالقی نماینده محترم مردم شهرستانهای خلخال و کوثر در
مجلس که برای گرفتن قول مساعد جهت برگزاری مراسم بزرگداشت دکتر زنجانی
در آینده نزدیک در خلخال به پشت تریبون دعوت شدند
 اسماعیل آزادی - نویسنده ، شاعر و روزنامه نگار توانای کشورمان و
نویسنده کتاب زندگینامه دکتر حبیب اله زنجانی . انسان شریف و وارسته
ای که در بدو تاسیس وبسایت خلخالیم نصیحت برادرانه و بسیار ارزشمندی
به من کردند که همواره آویزه گوش خود دارم
 دکتر حبیب اله زنجانی - مردی از تبار تلاش , از تبار پاک خلخال زر -
شخصیت علمی و برجسته جمعیت شناسی ایران که نه تنها شخصیت علمی بلکه
وجهه اجتماعی و سخت کوشی ایشان شهره دوستان و اقوام بوده و ما اهالی
خلخال به داشتن ایشان افتخار می کنیم
 و کتابی مزین به امضا دکتر زنجانی
منبع سایت خلخالیمهفتم دیماه از کتاب زندگینامه دکتر حبیب اله زنجانی یکی از مفاخر و شخصیتهای علمی شهرمان در محل موزه هنر امام علی (ع) در تهران رونمایی شد .در این مراسم که به همت انجمن مفاخر معماری ایران و همکاری مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران و با حضور اساتید دانشگاههای ایران و شخصیتهای علمی برگزار شد با ایراد سخنرانیهای مختلف توسط عزیزانی که از قبل برنامه ریزی شده بود به نحوی به تمجید از شخصیت علمی و اجتماعی دکتر زنجانی پرداخته شد .شخصیتی که به گفته اساتید حاضر در این جمع بخاطر ارائه استراتژی راهبردی در برهه زمانی خاص کشورمان یکی از ارکان اصلی کنترل موالید و افزایش جمعیت ، در ایران بوده است طوریکه یکی از سخنرانان ، دکتر زنجانی را اینگونه معرفی کردند : اگر دکتر زنجانی نبودند , جمعیت ایران الان 100 میلیون نفر بود .در این بین آقای سید حامد مدنی هم به نمایندگی از خلخالیهای حاضر در جلسه از دست اندکاران این مراسم تشکر کردند و ابراز امیدواری کردند که در آینده ای نزدیک بتوان مراسم بزرگداشت دکتر حبیب اله زنجانی را در خلخال برگزار کرد . آقای دکتر خالقی نماینده محترم مردم خلخال و کوثر که در این جمع تشریف داشتند نیز به مدت چند دقیقه ای برای سخنرانی دعوت شدند . در ادامه آقای آزادی نویسنده این کتاب نیز مطالبی را به سمع حضار رساندند که در نوع خود بسیار جالب و زیبا بود .در پایان نوبت به خود اقای دکتر حبیب اله زنجانی رسید که متن کامل سخنان ایشان به شرح زیر خدمت دوستان و همشهریان عزیز ارائه می گردد :سخنی در مراسم رونمائی کتاب از حبیب الله زنجانیبا سلام و درود به شما که وقت گرانبهای خود را صرف حضور در این جمع فرهیخته نموده اید تا بار دیگر به ارزشهائی که خود متعهد به آن هستید , ارج بگذارید . این جلسه را نه تنها به دلیل آنکه میخواهد از معلمی تجلیل کند گرامی میدارم بلکه فراتر از آن به گرامیداشت نکاتی دلبسته ام که سخنرانان ارجمند این مراسم آنها را به عنوان ارزشهای والای جامعه برشمردند و به نوشته هائی میبالم که از قلم استادان و صاحبنظران بر آمده است که انس و الفتی طولانی با من داشته اند . هر چند که به خوبی میدانم بخش عمده ای از سخنان آنان , از پندارهای نیک و بزرگوارانه شان نشأت گرفته است و نشانه های کم رنگ تری از آنها در من وجود دارد .اجازه میخواهم قبل از آن که به گوشه ای از آن سخنان بپردازم , سپاس بیکران خود را به روان پاک زنده یاد خانم زهرا فرزان حقیقی همسر گرامی جناب آقای مهندس قهاری تقدیم کنم که بارقه ای از وی درخشید و به تألیف و تدوین این کتاب انجامید . نمیدانم چرا ؟ شاید به دلیل حضور در کلاسهائی بود که حدود 35 سال پیش در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران داشتم و او نیز از دانشجویان ممتاز آن کلاسها بود .قدردانی ویژه من به جناب آقای مهندس قهاری بر میگردد که در دوره مدیریت خردمندانه خود در مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران , این ایده را شکل دادند و مرا که همواره مورد لطف و مرحمتشان بودم بیش از پیش , به ادامه راهی که درپیش گرفته ام تشویق کردند .از جناب آقای آزادی نویسنده توانا و انسان شایسته ای تقدیر میکنم که کلمات این کتاب را هر روز غنی تر و پربارتر نمودند و با گذشت زمان شناختهای اولیه خود را به نوشته هائی عمیق و پرباری تبدیل کردند که خواننده کتاب را آگاهانه به دنبال خود بکشاند . ایشان نه تنها خود , بلکه تمام اعضای خانواده هنرمندشان را نیز در این کار سهیم و شریک نمودند .سپاس ویژه اینجانب به مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری و مدیر توانا و خردمند آن جناب آقای مهندس سپهری , به انجمن مفاخر معماری ایران و رئیس ارجمند آن جناب آقای قهاری , به مدیران و متخصصان خانه پژوهش ایرانیان , به مؤسسه مطالعاتی زهرا فرزان حقیقی و مسؤولان موزه هنر امام علی و به استادان بزرگوار به ویژه جناب آقای دکتر محمد میرزائی رئیس انجمن جمعیت شناسی ایران و جناب آقای دکتر مهدی دیانی که در تمام مراحل این برنامه یار و یاور من بودند , به دوستان , اعضای خانواده و برادرانم که هر یک با طرح مواردی موجبات دلگرمی و سرافرازیم را فراهم ساختند .استاد محترم جناب آقای دکتر توفیق که خود را همیشه مدیون دانش , خرد , حسن سلوک و ویژگیهای والای انسانی شان میدانم در این کتاب می نویسند : آشنایی من با دکتر زنجانی از زمان دانسجوئی او در دانشگاه تهران است که در همان زمان نه تنها از دانشجویان مبرز که استثنائی به شمار میرفت . آنچه که در فعالیتهای علمی و پژوهشی او ارزنده است استمرار در رشته اصلی یعنی جمعیت شناسی است . شاید برای عده ای این ویژگی سهل و آسان نماید اما به تصور من از دلایل مهم توقف و عدم پیشرفت کافی در رشته های گوناگون علمی در بسیاری از استعدادهای کشور از شاخه ای به شاخه دیگر و از شغلی به شغل دیگر پریدن است .مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران ضمن با ارزش شمردن همکاری استادان و متخصصان رشته های گوناگون در آن مرکز , بر دو ویژگی مهم آنها تأکید میگذارد : اول دانش تخصصی که ریشه در تحصیلات و تجربیات حرفه ای آنها دارد و دوم علاقمندی آنان به کار و فعالیت در مرکزی که به سان محل کار شخصی آنها می باشد .مهندس قهاری رئیس انجمن مفاخر ایران و رئیس وقت مرکز مطالعات و تحقیفات شهرسازی و معماری ایران , در پیشگفتار کتاب از باغ نگارستان محل مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1349 آغاز میکند یعنی از زمانی که جناب آقای دکتر توفیق نیز ریاست آن مؤسسه مهم و اثر گذار را به عهده داشتند . وی ضمن اشاره به سوابق تحصیلی اینجانب در دانشگاه تهران و دانشگاه پاریس که تحصیلات بعدی خود را در آنجا گذرانده ام , از بازنشستگی زود رس من در دانشگاه تهران و استمرار فعالیتهای علمی و پژوهشی ام در مرکز آمار ایران , دانشگاههای مختلف کشور , وزارت کار و امور اجتماعی به عنوان عضور شورای اشتغال و سر انجام استقرارم در مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران یاد می کنند و بر نقش اینجانب در اتخاذ سیاستهای جمعیتی کشور یاد می کنند .آقای آزادی نویسنده توانای کتاب بر سادگی زندگی , تلاش شبانه روزی و خستگی ناپذیری اینجانب اشاره می کنند و آن را الگوئی بی بدیل برای همه کسانی میدانند که به رغم داشتن جوهر وجود , خود را باور ندارند .شخصا بر این باورم که بخشی از خواندنی ترین قسمتهای این کتاب مطالبی است که استادان ارجمند دیگرم دکتر محمد میرزائی , دکتر سید محمد سید میرزائی و دکتر مختار آرامی , برادر بزرگترم دکتر برات زنجانی , دانشجویان سابقم که امروز خود استادان و متخصصان ارزنده ای هستند و اعضاء خانواده ام در باره من نوشته اند .در این جا برای جلوگیری از اطاله کلام , با ارائه چند جمله از همسرم که عمری را با من گذرانده و شعری کوتاه از پسر بزرگترم که فرصت حضور در این جلسه را نیافتند و نیز با مطلبی کوتاه از پسر دیگرم از همه شما میخواهم اگر نکات آموزنده ای در این کتاب یافتید خواندن آن را به فرزندان خود و به جوانانی که می شناسید توصیه کنید که این بهترین پاداش برایم خواهد بود .همسرم می نویسد در وجود او میبینم که چگونه پدرانه برای دیگران مانند فرزندش دلسوزانه تلاش می کند , برای همه کس قدم بر میدارد و عمل می کند . به غریبه چنان راه نشان می دهد که انگار حقی بر گردن او دارد , او را همیشه مثبت می بینم , بدبینی , حسادت , غیبت , تعریف و تمجید در مورد غریبه و آشنا , صاحب منصب و مقام را در ذات او نمیبینم , او در برابر هیچ مقامی غیر از خدای خود سرخم نمی کند و او افراد را فقط از جنبه بار علمی , فرهنگی , معرفتی و شخصیتی شان تفکیک میکند .و پسرم حسام می گوید : برای تو نوشتن آسان نبود کدام پنجره را به باغت باز می کردم به کدام زاویه باید نگاه می کردم در کدام لحظه تو را رصد می کردم از تو که هر روز در حرکت بودی و من متحیرم از این تکاپوی همیشگی از این همه تلاش , من که جوان هستم , نگاه میکنم , برای دیگران خواستن را سرافرازیت را در تمامی این سالها نگاه می کنم و ایستادگی ات را , صدها بار اندیشیده ام و نه برای نوشتن این چند خط که چگونه هستیپسر دیگرم احسان می نویسد یکایک لحظات روزانه مواجهه با پدرم برایم آموزنده است . لیکن مهمترین خصوصیتی که تعجب هر روزه مرا بر می انگیزد , تلاش مداوم این انسان والا در همه امور به ویژه در تحقیق و نگارش است . زمانیکه پس از کار روزانه به منزل باز میگردم , ایشان را در پشت میز کار می یابم که در ادامه فعالیت های پژوهشی که در محل کار به آن مشغول بوده و نیز اتمام سایر فعالیتهای روزانه , با چنان آرامش و جدیتی به مطالعه و نگارش و انجام سایر کارهای تحقیقاتی می پردازد که اغلب سلام مرا نمی شنود و مدت زمان طولانی سپری میشود تا حضور مرا در خانه احساس کند . در این موقع همیشه آرزو می کنم , ای کاش بتوانم سالهای سال این صحنه را ببینم و جواب سلامی از ایشان نشنوم . واقعا این تلاش مداوم و علاقه بی پایان به تحقیق و نگارش حیرت انگیز است .و اما من , خود را شیفته شرف شغلی , رهروی راسخ در انجام وظیفه صادقانه و آگاهانه , و مرید و ستایشگر انسانیت انسانها میدانم و با دلبستگی کامل این مسیر را پی میگیرم . گپ و گفت دکتر زنجانی با دوستان و مدعوین قبل از شروع مراسم اهداء یک جلد از کتاب " از تبار تلاش " به حضار مهندس علیرضا قهاری ، رئیس انجمن مفاخر معماری ایران و یکی از کسانیکه تلاش فراوان در به ثمر نشستن کتاب زندگینامه دکتر زنجانی داشتند دکتر فیروز توفیق - استاد دانشگاه دکتر محمد میرزائی - استاد دانشگاه و رئیس انجمن جمعیت شناسی ایران استقبال گسترده از این مراسم که باعث شد تعدادی بصورت ایستاده در این جمع حاضر باشند فریدون مجلسی - روزنامه نگار و دیپلمات دکتر مهدی دیانی - استاد دانشگاه سید حامد مدنی که از طرف خلخالیها از دست اندرکاران برگزاری این مراسم با شکوه تشکر و قدردانی کردند و البته اشاره ای هم به وجود وبسایت خلخالیم و نقش آن در معرفی خلخال از پشت این تریبون داشتند که جا دارد از همینجا تشکر ویژه خود را از جناب آقای مدنی داشته باشیم آقای دکتر بشیر خالقی نماینده محترم مردم شهرستانهای خلخال و کوثر در مجلس که برای گرفتن قول مساعد جهت برگزاری مراسم بزرگداشت دکتر زنجانی در آینده نزدیک در خلخال به پشت تریبون دعوت شدند اسماعیل آزادی - نویسنده ، شاعر و روزنامه نگار توانای کشورمان و نویسنده کتاب زندگینامه دکتر حبیب اله زنجانی . انسان شریف و وارسته ای که در بدو تاسیس وبسایت خلخالیم نصیحت برادرانه و بسیار ارزشمندی به من کردند که همواره آویزه گوش خود دارم دکتر حبیب اله زنجانی - مردی از تبار تلاش , از تبار پاک خلخال زر - شخصیت علمی و برجسته جمعیت شناسی ایران که نه تنها شخصیت علمی بلکه وجهه اجتماعی و سخت کوشی ایشان شهره دوستان و اقوام بوده و ما اهالی خلخال به داشتن ایشان افتخار می کنیم و کتابی مزین به امضا دکتر زنجانی منبع سایت خلخالیم
--
--
--
--