تاثیر ایران در چین

در سال 206 ق. م که روش ملوک الطوایفی چین در هم ریخت و حکومت دودمان « هان غربی» شکل گرفت، «شی هوانگ تی» دیوار بزرگ چین را برای ایجاد مانعی در برابر مهاجمان شمالی بنا نهاد و دیوارهای پراکنده را به هم پیوست و سپاهیان را در پشت دیوارها جایگزین کرد تا علیه « هون ها» و « شیونگ نوها» دفاع کند در جنگ و گریز چینی ها با هومن ها و اسیری آنها را با اقوامی آشنا کرد که در مغرب چین به سر می بردند. در سال 138 ق.م سفیری به نام چانک چین(یا: چانگ چیان) به سوی جیحون و سیحون روان شد و در سفرهای خویش بلخ (داشیا) و خوقند(دایوا) که تابع آشی (اشکانیان) بودند، توجه او را به خود جلب کرد و به خاقان «وو» پیشنهاد کرد تا روابط بازرگانی با ایران برقرار کند.

او درباره ایران می نویسد: « اکثر مردمان دهقانند و این مملکت دارای صدها شهر قلعه دار بزرگ و کوچک است، سوداگران از ارابه و کشتی استفاده می کنند و در بازرگانی مهارت فراوان دارند.» چان چیان نماینده خویش را برای دیدار از کشورهای اشکانی فرستاد و بدین ترتیب بود که در آن زمان روابط رسمی بین حکومت « هان غربی» وحکومت اشکانی برقرار گردید.

در سال 101 م شاه اشکانی به نام « مان چو» سفیری به چین فرستاد و شیر و مرغ بزرگی که در آن زمان چینی ها آن را مرغ اشکانی می خواندند، به امپراتور چین هدیه کرد. در آن دوران کسانی بودند که برای مدت زیادی در چین مانده بودند؛ همچون: پسرمان چو دوم اشکانی که نام چینی اش « شی گائو» بود، وی در سال 148م به چین رفت و در آنجا ساکن گردید. وی که زبان سنسکریت و چینی را به خوبی می دانست ، 39جلد کتاب مقدس بودایی را از سنسکریت به چینی ترجمه کرد و زبان ترجمه اش مورد ستایش خاص و عام قرار گرفت. در حفاریهایی که در چین انجام شد، باستان شناسان به دو مقر مربوط به دوره « هان» برخورد کردند که روی آنها با نقوش برجسته حجاری شده بود و به اضافه مجسمه یک شیر سنگی که در بررسیهای بعدی آن را به دوره اشکانی مربوط دانستند و حجاریها را از بازرگانان زمان اشکانی می دانند.

در دوره ساسانیان (625-224م) روابط ایران و چین توسعه و گسترش بیشتری یافت. در سال 455م اولین سفیر ساسانیان به دیار چین راه یافت و ارتباط ایران و چین در زمان فیروز و خسرو اول ساسانی رونقی خاص گرفت، مذهب زردشت در زمان حکومت « وی شمالی» به چینراه یافت و ظاهرا نخستی آتشکده زردشتی به سال 621م در شهر « سی ان» برپا شد. به عقیده مورخان، آیین زردشت به وسیله بازرگانان ایرانی و سغدی به چین رفت و به تدریج انتشار یافت و در دربار چین هم پیروانی یافت، به ویژه در دوره امپراتوری سلسله تانگ که مردم آزادی دینی داشتند.

دربازدی از حومه شهر«سی ان» که در قدیم  « چانگ ان»می نامیدند، کتیبه ای به دو خط پهلوی و چینی بر گورزنی دیدم به نام ماسیس از خاندان سورن ساسانی.

در شهر « یانگ جو» که از شهرهای مشهور چین بوده است، دهکده ای است به نام « بوسی جوان» به معنی دهکده پارسیان که رودخانه ای به نام « پوسی» (پارسی) از میانش می گذرد.

این دهکده در گذشته های دور« جوشوگا» نام داشت. در دوران « تانگ» بازرگانان ایرانی در انجا رفت و آمد داشتند و تاجری ایرانی در برابر راهزنانی که زندگی را برای مردم دهکده تنگ کرده بودند، دفاع کرد و کشته شد و از آن تاریخ دهکده را « پوسی جوانم نام نهادند و بنای یادبودی به یادش برپا کردند و تاکنون هرسال مراسمی برپا می کنند که مانند پرسه زردشتیان است.

دین مانی که به نام دین روشنایی و پرستش نور یاد شده است و به « مین جیاء» یا « مونی جیاء» معروف است، در چین از حمایت کشاورزان برخوردار بود و تفکر مانوی در چین نفوذ فراوان داشت. حکومت « مینگ» بر پایه تفکر مانوی شکل گرفت و هنوز در زبان چینی «مونی» به معنی زیرزبانی یا رمزی سخن گفتن است و این واژه نشان از رمزی سخن گفتن پیروان مانی در چین است. معروف است که برخی پارسی نویسان واژه نگارخانه یا نگارستان را به معنی « معبد مانوی» می گیرند و نگارخانه در فارسی دری به معنی بتخانه چینی است که نقاشی در آن برمجسمه ها برتری دارد.

مانی به وسیله فیروز - برادر شاپور ساسانی- معروف شد و او کتاب « شاپورگان» را به وی تقدیم کرد؛ ولی مورد بی مهری پادشاه قرار گرفت و از ایران تبعید گردید. وی به دست بهرام اول کشته شد و با کشته شدنش او پیروانش به اطراف پراکنده شدند و بیشتر به چین رفتند. در سال 963م در زمان سلسله تانگ، دین مانوی به دست یک ایرانی به نام « فرستدان» با کتاب «ارتسونگ جین» به دربار تانگ آمد و بعدها معابد مانوی نیز در آنجا ساخته شد.

با کشف « ازدنگ» یا « اردهنگ» یک یاز نوشته های مانی که پاره هایی از آن را همراه با تفسیرهای متعدد در تورفان ترکستان چین کشف کرده اند، اثری با تصویرهای فراوان در سبک چینی این باور را پدید آورد که مارمانی یک نقاش بزرگ چینی بوده است. این شهرت جالب مانی که تاریخ آن قبلا به ماخذ شاهنامه فردوسی برمی گردد، نزد مؤلف شاهنامه گستردگیهای قابل ملاحظه تر می پذیرد که مارمانی را نقاشی چینی می نامد .

 

 

بررسی و نوشته: دکتر ابوطالب میرعابدینی - روزنامه اطلاعات - 7خرداد 1393
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

وب سایت انجمن مفاخر معماری ایران - نسخه مناسب چاپ

Main-URL : http://ammi.ir/اخبار-و-مقالات/مقالات-معماری-و-شهرسازی/تاثیر-ایران-در-چین/
Short-URL : http://ammi.ir/Go/13098