شهر و فضاهای شهری

(مقالات گذشته - بهار 1382)

جوامع انسانی در طول تاریخ فضاهایی مناسب برای زیست خود پدید آورده اند که در مواردی این فضاها به عنوان آثار مهم هنری ثبت شده اند و برای فضاهای گوناگون واژه هایی وضع کرده اند، به عنوان مثال فضا (space) و فضای شهری (urban space) در بعضی موارد هم مجبور شده اند عناوین و ابزار جداگانه ای برای روش هایی که محیط زیست را با آن سامان دادهاند و ضع کنند( urban design). (Urban planning) که مترادف آن در فارسی (برنامه ریزی شهری، طراحی شهری) است. وضع این واژه ها گه گاه مربوط به برخوردهای تفرقه آمیزی بود که به مقوله های شهری روا داشته می شد، لذا به خاطر این دسته بندی ها بایستی زبان طراحی شهری نه به خاطر این که یک رشته تازه و یا مجزاست بلکه به این که ملاحظات اساسی محیط های شهری و طراحی شهری که محصولی مشترک از تلاش کارشناسان و دیدگاه های مردمی و سازمان های مسئول است، نقش اساسی در حیات روزمره مردم شهری بازی می کند و بعضاً آثاری از خود بر جای می گذارد که شاید در زمره آثار بدیع فرد ثبت شوند. فضاهای جدید شهری در مراکز شهری اروپایی و غیر اروپایی از جمله این فضاها هستند.

از یک دیدگاه کلی اشتباه خواهد بود که طراحی شهری و برنامه ریزی شهری را صرفاً به عنوان رویدادهای فیزیکی تلقی کنیم و به همین دلیل بی مورد نیست به این نکته اشاره کنیم که بسیاری از ایده های بزرگ اجتماعی در طول تاریخ در مفاهیم برنامه ریزی و طراحی شهری شکل و حیات ابدی یافتند، همان طور که در خلق عناصر معماری نیز چنین اتفاق افتاده است و به همین دلیل است که نقش انسان و شهروندان در این جا بسیار حساس و با اهمیت جلوه می کند.

نظم فضایی

نظم فضایی یکی از برجسته ترین ابزاری است که به وسیله آن وجود تفاوت های فرهنگی، اعتقادی، شهروندی و بالاخره فضایی میان یک تشکل اجتماعی و انواع دیگر آن قابل تمیز خواهد بود. این تفاوت ها ممکن است مربوط به شیوه زندگی ای باشد که اعضا آن جامعه بر اساس آن زندگی می کنند و حضور اجتماعی خود را به ثبوت می رسانند و یا مربوط به تفاوت در زندگی جامعه به صورت پراکنده و یا مجموعه سازی های متراکم و فشرده باشد. به هر حال هر آن چه باشد مجموعه این فضاها که در اشکال خرد و کلان خود تبلور می یابند با نظم مورد نیاز انسان ها و روابط بین آن ها متناسب است. در این جا نقش انسان ها و دانش پایه جامعه در ساختارهای اداری و سیاسی آن نقش اساسی در تبیین این فضاها در ارتباط ما با ابزار لازم دارند.

مقوله فضا

در فرهنگ لغت انگلیسی بیش از 19 معنی برای واژه فضای شهری آورده شده است به اضافه معانی دیگری که در بسط و گسترش مداوم بوده و مربوط به اشیایی است که وجود دارند و حرکت می کنند. بخشی از این معانی از اشیا خاص گرفته یا برای مقاصد خاص در دسترس هستند. علاوه بر این معانی به نوعی آگاهی و درک مشترک از واژه را که در زندگی روزمره به کار می رود، منعکس می کنند. این معانی پیچیدگی و گستردگی مفهوم فضا و مباحث ریشه داری را که برای زمان های طولانی مورد گفت و گو بوده، عنوان می کنند. در مقاله حاضر با استناد به این معانی، به رابطه بین فضاهای شهری و شهروند پرداخته شده است. شهروندان پدیده هایی فضایی هستند، آن ها فضاها را به اشغال خود درآورده اند و در بین و در داخل این فضاها و منابع مادی در حرکت اند. در این فضاها مردم رویاروی یک دیگر قرار می گیرند و انتقال دهنده ی اطلاعات مبادله شده، هستند. از طریق وجود انسان در فضا است که ماهیت و نقش جامعه مفهوم و معنی پیدا می کند. ولی یک جامعه بیشتر از جنبه وجودی اش در فضا، نقش دارد. جامعه تبیین یک شکل فضای معین را به خود مربوط می داند و در دو معنی و احساس چنین فضایی را خلق می کند. اول انسان ها را در فضا قرار می دهند یعنی که آنها را در ارتباط با یک دیگر و به صورت یک جا و یا جدا از هم جایابی می کنند، به تولید الگوهای حرکت و فضاهای رویارویی در بین و میان گروه ها که ممکن است به صورت متراکم و یا پراکنده صورت گیرند، می پردازند. دوم انسان ها فضاهای خود را به وسیله ی ساختمان ها، محدوده ها، کوچه ها، نشانه ها، منطقه بندی و سازمان بندی می کنند، به طریقی که محیط فیزیکی جامعه یک الگوی معین به خود گیرد. در هر دو معنی یک جامعه به یک نظم فضایی معین و شناختنی نیازمند است.

تفاوت در اندیشه ها

در دهه های اول قرن بیستم که برنامه ریزی شهری در امریکا در نسبت های بزرگی نظیر طراحی مرکز شهر و طراحی باغ شهر ریشه گرفته بود و به وسیله افرادی مشهور و کارآمد مانند دانیل برنهام (Daniel Burnham) و فردریک لاالمستد (Fredrick Law Olmsted) تقویت شده بود، تصور بر این بود که شهر می بایستی طراحی شود، بلکه اعتقاد بر این بود که شهر می بایستی طراحی شود، زیرا ساماندهی و زیباسازی از منابع اساسی رفاه و سلامت جامعه به شمار می رفت و همین طور باور بر این بود که یک شهر جذاب و زیبا، انعکاسی از شکل و جامعه خود آن می باشد و میزان مسئولیت پذیری در شهروندانش را القا می کند. فلسفه طراحی در افکار اصلاح طلبانه گروه های ضد شهرنشینی که نگران خانواده و فرد بودند، فقط به اولویت های اقتصادی، اجتماعی بیشتر توجه می کرد و ارزش های طراحی به حالت های نمایشی تنزل کرده بود و به طور کلی طراحی چیزی بی ارزش به شمار می رفت و وقتی توجه به آن ارزشمند می شد که مسائل زیربنایی دیگر حل شده باشد. پیروان این طرز تفکر که بیشتر در بین دانشمندان علوم اجتماعی وجود داشتند، به طور جدی و اطمینان دهنده ای میگفتند که طراحی فیزیکی چندان ربطی به ساختار اجتماعی محیط ندارد و آن ها طراحان را تشویق می کردند تا دریابند چگونه نیروهای اجتماعی کالبد شهری را تحت تاثیر قرار می دهند. این گروه به شهر و فضای شهری به مثابه یک نیاز قرار میدهند. این گروه به شهر و فضای شهری به مثابه یک نیاز فضایی که در مقابل درخواست بازار Market Demand برای تامین فضاهای شهری و براساس سیاست گروه های محلی عمل می کرد، می نگریستند، در صورتی که واقعیت چیز دیگری بود، در مقابل این طرز تفکر، تفکرهای دیگر ظهور کرد که به جایگاه فضای شهری و طراحی آن نقش و جان تازه ای بخشید. یکی از سردمداران این تفکر کوین لینچ (kevin Lynch) بود که در سال 1960 تلاش خود را با مطالعه بر روی تئوری های شکل شهر و طراحی شهر تقریباً شروع کرده بود. آن چه در فلسفه لینچ مطرح و مشخص بود، این که وی با تجارب کیفیت های مکانی بلافصل برخورد می کرد چیزی که او مایل بود از آن ها با عنوان «کیفیت احساس» یا «احساس» و اهمیت آن در زندگی مردم (شهروندان) نام برده شود. لینچ با ترسیم روش های سنتی دانشمندان علوماجتماعی به دور از تعصب فردی یا گروهی توانست مشکوک ترین دانشمندان علوم اجتماعی و سیاست گزاران را قانع کند که کالبد شهر (Physical City) دارای اهمیت است و اهمیت آن یک اهمیت بنیانی و اساسی است و بلاخره فضای شهری و طراحی آن تنها یک تجلی سطحی فضا نیست. بنابراین شهرها و فضاهای آن نماد ارزش ها، آرمان و ساختار قدرت های مردم و حکومتی هستند که اولویت های آن را به روشنی و فصاحت می توان در شهرها و فضاهای آن مشاهده کرد. آن ها مظاهر مصنوع و دست ساز هستند. گرچه آثار معماری در شهرها وجود دارند که به نظر غیرکنترل شده و گه گاه در هم و بر هم و مغشوش به نظر می رسند، یک برنامه ریزی و طراحی خوب شهری (Good Urban Design) با معنای بصری، کارایی عملکردی و رویارویی با تغییرات گسترده (Extensive Changes) در فضاهای شهری مرتبط می باشد، طراحی فضاهای شهری تابع اصول بین المللی یا کدهای ملی نبوده بلکه آن چنان از خصوصیات و نیازهای محلی و شهروندان آن ریشه گرفته و به حالت طبیعی و راحت در مکان و محیط پیرامونش جایگزین می شود که به سختی می توان متوجه آن شد.

نقش طراحی شهری همیشه در حول و حوش کیفیت قلمرو عمومی است که به اشکال مختلف تجلی می یابد و در تبیین این فضاها سه مقوله فضاهای شهری، شهروندان و طراحی شهری به هم گره می خورند.

نقش طراحی شهری از دیدگاه ارزشی

طراحی شهری برای تک تک شهروندان مهم و حیاتی است زیرا مربوط به ایجاد و نگهداری آن بخش از فضاها می شود که مردم به طور مستمر در زندگی روزانه شان از آن استفاده می کنند و عاملی در جهت تنظیم روح و روان آن ها است.

مکان ها و فضا ها به خاطر کیفیت آن ها خاطره بخش می شوند و یا وقایع مشترک این فضاها که برای آن ها معنی و مفهوم خاصی دارند.

ما چنین فضاهایی را مهم تلقی می کنیم، زیرا آن ها معرف جوامع شهر و هویت ملی ما هستند آن ها از دیدگاه کالبدی ارزشهایی که در برگیرنده آن هستند عنوان می کنند. فعالیت های گروهی و جمعی مانند نمایش، تفریح، جشن، کسب و کار و مواردی از این قبیل در فضاهای عمومی خوب تحقق می یابد.

از نظر اکولوژیکی

از نظر اکولوژیکی فضاهای پایدار و طراحی شده برای تقویت و پایدار کردن کیفیت محیط زندگی شهروندان بسیار موثر است و بای ایجاد چنین محیطی طراحی شهری تلاش می کند تاثیرات محیطی و حاصل از توسعه های شهری را برای شهروندان هموار و قابل قبول کند. طراحی شهری می تواند با تولید فضاهای مستقل در کاهش جزیره های حرارتی، بهبود مایکروکلیما، جلوگیری کردن از آلودگی زمین، حفاظت از منابع آبی، هدایت و کنترل آب های سطحی و سیلابی موثر افتد. امکان قدم زدن، دوچرخه سواری و استفاده از حمل و نقل عمومی در کاهش تکیه بر اتومبیل و آلودگی هوا نقش داشته و از جمله مواردی هستند که در بهبود کیفیت محیط زندگی شهروندان نقش اساسی دارند.

از نظر عدالت اجتماعی

از طریق طراحی شهری خوب امکان تغییر و بهبود فضاهای شهری برای پاسخ گویی به نیازهای گروه های کم درآمد و توزیع بهره وری ها در مکان های مختلف و امکان دسترسی به آن ها عملی خواهد بود. کفایت و قدرتمند کردن این واحدها برای ساکنان آن از طریق مرتبط کردن آن به دیگر قسمت های شهر و تدارک محیط آموزنده و امن برای تمام بچه ها و نوجوانان از جمله مواردی است که به یاری طراحی فضاهای کارامد شهری می تواند موجب تساوی و عدالت اجتماعی گردد.

نتیجه گیری

نظم فضاهای شهری، موضوع شهروندی و نقش طراحی شهری برای ایجاد یک رابطه فضایی، اجتماعی هم پیوند با نیاز شهروندان از جامعه ای به جامعه ای متفاوت و در گرو این ارتباط است که شهر و فضای آن را چگونه می بینیم و شهروندان در این فضاها چه وظیفه ای دارند. تجربه طولانی این جانب در این رابطه در داخل و به ویژه در خارج از کشور و این اواخر در دهه های 80 و 90 در استرالیا به من این امکان را می دهد تا در مورد این سه فاکتور جدایی ناپذیر چنین استدلال کنم.

شهر و فضاهای شهری مکان هایی هستند برای مردم که در روز هزاران نیروی کار، گردشگر و مردمان عادی در این فضاها به کار و زندگی روزانه مشغول اند. بنابراین وقتی این مردم در یک فضا و محیط عمومی قرار می گیرند با این فضاها به عنوان یک شهروند نوعی احساس و ارتباط پیدا می کنند که بعضی ملموس و بعضی ناملموس است. بخش ملموس ان، این که این فضاها وقتی برای مردم مورد تمجید و قدردانی قرار می گیرند که ارتباط این سه حلقه در عمل و اجرا و بهره وری پیوندی ناگسستنی ایجاب کرده باشد، یعنی مردم بتوانند از هوای تازه و آفتاب زمستان بهره جسته و در مقابل از باد و باران، آفتاب تابستان در امان بوده و مکان هایی باز و بسته و مجزا برای دوری جستن از هیاهوی حرکت های عمومی ترافیک و دسترسی سهل و آسان به پارک های سبز و مراکز فعالیت و تسهیلات و تجهیزات شهری در اختیار داشته باشند. با این تصور از رابطه بین سه عامل شهر، فضای شهری و شهروند و تاریخ تحول این روابط، سوال در مورد این که این سه عامل چگونه با هم دیگر کار می کنند و نقش و اثر هر کدام تا چه اندازه است، همان سوالی که در طول تاریخ تکرار شده است و آن این که چگونه فضاهایی طراحی شوند که مصرف مناسب داشته باشند همان طور که در سابق چنین بوده، گرچه مسایل امروز گسترده و وسیع هستند ولی بایستی قبول کرد که ابزار و تکنیک های در دسترس بیش از هر موقعی از تاریخ است. در این جا به این خاطر ذکر تاریخ برنامه ریزی و طراحی شهری و نقش شهروندان مفید است که گذشته را به حال پیوند داده و به ما این نگاره را می دهد که درباره چه چیز عمل کنیم و انجام قدرت چه چیزهایی را داریم. ارزش این دانش، طراحی شهری، دراین است که موجب انگیزش افکار شخص به سوی یکدیگر عمیق تر از زمان خودش جلب شود و به او امکان دهد تا با بینش بیشتر، پرسپکتیوی از سه عامل مورد بحث و روابط بین آنها ترسیم کند: تحقق این پرسپکتیو در بهترین شرایط ممکن و براساس تجارب گذشته و با توجه به کاهای ویلیام لایمن پرتر (William layman) شهرساز امریکایی می تواند در رعایت نکات زیر و با تکیه بر طراحی شهری سنجیده و هم سو با نظر شهروندان نهفته باشد، بنابراین طراحی شهری:

  1. طراحی برتر را در توسعه فضاهای شهری و معماری به نمایش می گذارد.
  2. گذری به گذشته و تلفیق بین دیدگاه گذشته و نقش مردم و اثر عوامل بیرونی در تبیین حفظ و احیای فضاهای موجود و طراحی شده دارد.
  3. مزیت های محیط زیستی را نگهداری و حفظ می کند.
  4. با ارزش ها و نیازهای محلی شهروندان پاسخ می دهد.
  5. با دنیای معاصر مرتبط است.
  6. امکانات را برای تداوم انطباق و تغییر در ارزش ها آزاد می گذارد.
  7. بیش از آنچه در روی کاغذ به آن اندیشیده می شود به مصرف کننده آن می اندیشد.
  8. نگهداری بعد از طراحی و اجرای آن را در مرحله بالاتری از خود طراحی می بیند.

 

فصلنامه معماری و فرهنگ - بهار 1382
بررسی و نوشته: منوچهر طبیبیان
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

وب سایت انجمن مفاخر معماری ایران - نسخه مناسب چاپ

Main-URL : http://ammi.ir/اخبار-و-مقالات/مقالات-معماری-و-شهرسازی/شهر-و-فضاهای-شهری/
Short-URL : http://ammi.ir/Go/16298