مسئولیت های اجتماعی معماران

سال هاست که علوم اجتماعی و درک و فهم جایگاه اجتماعی پدیده ها به عنوان یک علم شناخته و پذیرفته شده است. هر چند که این علم - مثلا جامعه شناسی معماری - از سوی مخاطبان اصلی اش چندان جدی گرفته نمی شود و معمولا مخاطبان - مثلا همان معماران - ترجیح می دهند در حوزه بسیار تخصصی خود ید و بیضا کنند و بشناسند و بشناسانند. اما با گذر زمان تداخل علوم ، علی الخصوص تداخل علوم انسانی با مفاهیم علمی، جایگاهی ویژه پیدا می کند، در حدی که امروز مشاهده می کنیم مهندسان موفقی را که در کنار تحصیلات تخصصی شان ، جامعه شناس، فیلسوف، منتقد هنری یا حتی روانشناس می باشند.

یکی از رشته های ویژه در علوم انسانی شناخت جایگاه و مسئولیت های اجتماعی هر قشری از متخصصان و متفننان جامعه می باشد. این رشته در تلاش برای یافتن پاسخ به این سوال جدی است که متخصصان در هر رشته ای در کنار تخصص های ضروریشان چه کنش های دیگری باید داشته باشند تا موفق قلمداد شوند؛ از سوی هیئت اجتماع پذیرفته و ستوده شوند و جامعۀ مخاطب خود را به جایگاهی رفیع تر و ویژه رهنمون گردند.

پاسخ به این سوالات چندان راحت نیست. چرا که بسیاری را عقیده چنان است که متخصصان، غیر از وظیفه تخصصی شان وظیفه دیگری ندارند و فی الواقع اگر یک معمار به ضرورت های معمارانه خود عمل کند در اصل به ضرورت های اجتماعی خود هم عمل کرده است. از سوی دیگر کجا می توان بین این مسئولیت ها مرز کشید و تعیین کرد که مثلا خلاقیت زیبا شناسانه در رشته معماری جزو مسئولیت های تخصصی معمار است یا جزو مسئولیت های اجتماعی او؟

با همه این احوال جامعه شناسان عقیده دارند که هر چند مرز بین برخی از مسئولیت ها روشن نیست ولی این ابهام سبب نمی شود که مقوله ی وظایف اجتماعی برای تخصص ورزان مختلف، دیده نشود و مورد بررسی قرار نگیرد. به عبارت دیگر جامعه شناس - بر خلاف فیلسوف - با مسائل نظری و انتزاعی کاری ندارد و دانش خود را از مطالعه fact های اجتماعی بدست می آورد و با یک مطالعه ساده و نه چندان تخصصی می توانیم دریابیم که آنچه "وظایف و مسئولیت های اجتماعی" خوانده می شود نه در دوران تحصیلات آکادمیک مورد توجه قرار می گیرد و نه در عمل و اشتغال محل امعان نظر بسیاری از افراد واقع می شود.

پس در این مقاله به جای این که با دیدگاهی انتزاعی و تفکیکی به مقوله ی مسئولیت های اجتماعی معماران بپردازیم با نگاهی توام با اغماض به این مهم نگاه می کنیم که اگر معمار وظایف تخصصی خود را نبیند - از آنجا که آنچه معمار پدید می آورد در ارتباط نزدیک و تنگاتنگ با کلیت جامعه قرار می گیرد - طبعا وظایف اجتماعیش در وهله اول مورد نسیان و اهمال قرار گرفته است و بدون تبیین مرزی قاطع بین وظایف تخصصی و اجتماعی، کنش های معمارانه را عموما می توان کنش هایی اجتماعی هم دانست.

در این مقاله وظایف اجتماعی معماران را به سه شاخه کلی تقسیم می نماییم و سپس در هر شاخه به زیر شاخه های مرتبط خواهیم پرداخت. به نظر می رسد که معماران در حوزه فعالیت های خود باید از فعالیت های تعقلی، دانش مدار و خردمندانه ای برخوردار باشند. اما به موازات آن یک معمار لزوما در حوزه شهود و خلاقیت های ذوقی نیز باید پالایش دیده باشد و در کنار همه اینها به قول نیچه به عنوان "انسانی، زیاده انسانی" باید مهارت های ورزدیده و پرورش یافته ای در رفتار های اجتماعی از خود به منصه ظهور برساند. ما برای این که هر کدام از این سه کنش-وظیفه را در طول مقاله زیاد مورد استفاده قرار خواهیم داد به اختصار به هر کدام نامی اطلاق می کنیم: 1- وظایف دانشی 2-وظایف ذوقی و 3- وظایف اخلاقی.

شاید برای وظایف دانشی معماران کمترین بهره اجتماعی را قائل باشیم. معمار اگر دانش های تخصصی ضروری در رشته کاری خود را نداشته باشد به طریق اولی اصلا معمار نیست. هر چند همین نکته هم، برای معمار وجه اجتماعی مهمی ایفا می کند. داستان یک معمار همانند یک فوتبالیست است. البته اگر یک فوتبالیست مهارت های ضروری فردی مثل شوت زدن و پاس دادن و غیره را نداشته باشد اصلا جایی در "تیم" ندارد اما این مهارت ها برای موفقیت کافی نیست، هر چند ضروری است. نظر به همین ضرورت است که سیستم های آموزشی در ایران و جهان (احتمالا ) تمام تمرکز آموزشی و پژوهشی خود را بر همین وجه قرار می دهند.

اما مسئله اینجا است در همین حوزه ی مسئولیت ها و وظایف دانشی هم نمی توان به یک شاخه باریک تخصص حرفه ای بسنده کرد. یک معمار مسئول است که در دوران یادگیری و بعد از آن از کانال تعقل خود به نکات عمده ی دیگری توجه نماید. معمار باید دغدغه ی تکنولوژی داشته باشد و مدام شناخت خود را از آن به روز کند. به همین ترتیب درک معمار از شاخه های دیگر دانایی که به موازات معماری قرار می گیرند هم ضروری است. مهم تر از همه درک فلسفی و جامعه شناختی از معماری است. برای توضیح این منظور مثالی می زنم.

می توانیم مهارت معمارانه را به مهارت در رانندگی تشبیه کنیم. یک فرد برای این که راننده بشود باید عملکرد و جایگاه ادوات مختلف یک اتوموبیل را بیاموزد و فرا تر از آن در استفاده از آن مهارت پیدا کند. باید بداند گاز و کلاج و ترمز و دنده و آئینه و بوق و ... هر کدام چکار می کنند و چگونه باید از آنها استفاده کرد. اما آیا کسی که این ها را دانست راننده خوبی است؟ مسلما خیر. اغلب همین "راننده های خوب" هستند که تصادفات مرگ بار بوجود می آورند. اگر بخواهیم راننده ای را ماهر بدانیم باید در وجود او دو نوع دیگر از انواع دانایی و مسئولیت را جستجو کنیم. راننده ماهر(=معمار ماهر) باید دانش اجتماعی درستی داشته باشد، کافی نیست راننده بلد باشد دور در جا بزند یا با سرعتی غیر قابل تصور براند، مهم تر این است که راننده بتواند در نظام اجتماعی و در بین سایر راننده ها و پیاده ها درست عمل کند حقوق دیگران را محترم بدارد و از همه مهم تر بتواند به هویت خود و دیگران اهمیت بدهد. برای این که بتوانیم در جامعه هویت درستی داشته باشیم باید درک صحیحی از جامعه، هویت و کارکرد اجتماع و نقش فرد در جامعه و امثالهم داشته باشیم. به عبارت بهتر باید از جامعه شناسی و مردم شناسی درکی صحیح و به قاعده داشته باشیم. با این تفاوت که یک راننده این دانش را در قالب قوانین اجتماعی و مقررات می آموزد - هر چند شعور اجتماعی او هم در این مهم ذی مدخل است - اما یک معمار مسلما نیازمند درکی عمیق تر و بنیادی تر از مفهوم جامعه و کاردکرد هایش و هویت فرد و اجتماع می باشد.

در کنار دانش های اجتماعی، یک "راننده - معمار" خوب باید درک بقاعده ای از مقولات فلسفی داشته باشد. اگر مهارت های تخصصی به ما اجازه می دهد که حرکت کنیم و مهارت های اجتماعی به ما یاد می دهد که تصادف نکنیم و با شخصیت برانیم، مهارت های فلسفی به ما یاد می دهد که بدانیم از کجا حرکت کرده ایم الان کجا هستیم و قرار است به کجا برویم. ما به خوبی و با مهارت کامل خودروی خودمان را به راه می اندازیم. در قدم بعدی می فهمیم و این مسئولیت را می پذیریم که به عنوان عضوی از خانواده بزرگ رانندگان چگونه باید با دیگر اعضا تعامل کرد و آنها و هویت و حقوقشان را شناخت. اما کار به این جا ختم نمی شود. اگر با خودروی خود - با حفظ و توجه تام به همه اصول حیات اجتماعی - بیهوده و بی هدف در شهر بگردیم صرفا منابع خود و جامعه خودمان را به باد داده ایم.

بدون در نظر گرفتن مهارت های اجتماعی و درک فلسفی از مفهوم رانندگی (= معماری ) نتیجه تنها یک چیز می شود: هرج ومرج. وقتی به شهرمان و نحوه استفاده مردمان از خودرو هایشان نگاه می کنیم به تناقضی می رسیم که نشانه همین عدم درک مسئولیت هاست. آنچه در رانندگی در شهر بزرگی چون طهران صورت می گیرد مورث انباشت خودرو ها و شلوغی نیست بلکه نتیجه هرج و مرجی است که از نبود مهارت های ثانویه و اتکا صرف به یک مهارت ساده اولیه حاصل می شود. همه فکر می کنند راننده (معمار) های ماهری هستند چون خوب بلدند "گاز بدهند" اما درواقع هیچکدام رانندگان خوبی نیستند چون نه می دانند در کنار سایر رانندگان باید چگونه عمل کنند و نه می دانند در نهایت با خودروهایشان به کجا می خواهند برسند.

* * * * * *

وجه دیگر مسئولیت های معمار مسئولیت های ذوقی است. در هر حال معماری از جمله دستاورد های خلاقه بشری است و در خلق یک اثر معماری در بسیاری موارد، فرایند شهود هنری به چشم می خورد. شاهکارهای معماری در تاریخ بشر گواه این مدعاست. اساسا زیبایی سهم عمده ای در مدنیت انسانی دارد و به نظرمی رسد بار مسئولیت عظیمی بر دوش معمار می گذارد. انسان سالم نه تنها درک زیباشناسانه ای دارد بلکه نیازمند و محتاج زیبایی است. دوران طلایی هر تمدنی با خلق زیبایی ها ی مختلف همراه بوده و مطمئنا خلق زیبایی ثمره فرهنگ و ضرورت یک جامعه سالم است.

از نقطه نظر معمار زیبایی اهمیتی مضاعف پیدا می کند. یک فرد عادی جامعه ممکن است در عمرش به ندرت موزه برود یا به گالری ها سر بزند یا در کنسرتی شرکت کند و ... اما به هر حال در خیابان می رود. معمار هنرمندی است که موزه و گالری اش خیابان های شهر ها است؛ لذا ما به عنوان شهروند چه بخواهیم و چه نخواهیم محکوم و مقهوریم که در معرض ذوق زیبا شناسانه معماران قرار بگیریم و این معماران هستند که در کنار ارباب رسانه ذوق عمومی یک جامعه را شکل و سامان می دهند.

به اطراف خود نگاه کنیم. آیا شهری که در آن زندگی می کنیم به ما الهامی از آنچه و آنکه هستیم می دهد؟ آیا رنگ ها، شکل ها و ساخت ها و ساختارهای بزرگ و کوچکی که در کنارمان رشد می کند را می شناسیم و می پسندیم؟ هویت فرهنگی و درک زیباشناسانه بومی دو مسئولیت جدی معمار معاصر در همه جای دنیاست. مثلا در شهر طهران ما چند سالی است که شاهد پدیده کوچه های زندان نما هستیم. دیوار های بلند، نرده های سرنیزه دار، پنجره های بسته و حفاظ دار و دیوار هایی چرک و خاکستری. گویی در زندانی قدم می زنیم. چه کسی مسئول است. البته شما خواهید گفت امنیت اجتماعی چنین وضعی را پیش آورده اما پاسخ این است که همیشه خلاقیت و شهود است که محدودیت را دور می زند و زیبایی خلق می کند. شاید اولین تعهد معمار قبل از هر چیز تلفیق زیبایی و هویت بومی باشد.

سختی این مسئولیت برای معماران زمانی چند برابر می شود که از یک سو در بسیاری موارد خود را اسیر سلیقه های بعضا منحط کارفرمایان می بینند و از سوی دیگر باید در بند بازی بین جنبه های کاربردی و زیباشناسانه و هویت مدارانه تعادل خود را حفظ کنند.

متاسفانه در طی بیش از یک قرن گذشته مقوله زیبایی از درک ذوقی و هنری رانده شده و اغلب منتقدان و متخصصان، جایگاهی در هنر ها برای زیبایی و زیبا شناسی قایل نیستند. اما نتیجه ی همین اغفال و اهمال در جامعه قابل جستجو و ردیابی است. متاسفانه ذوق زیباشناسانه در هرم نیازهای انسانی در رده های بالا قرار می گیرد و همین باعث می شود که نبود آن در کوتاه مدت حس نشود و آسیب آن به چشم نیاید. برای مثال اگر کیفیت نان در نانوایی های شهر افت کند در عرض یک هفته به چشم می آید و مورد اعتراض قرار می گیرد ، چرا که نان در قاعده ی هرم نیاز های انسانی قرار می گیرد و بلافاصله هر تغییری در کیفیت آن احساس می شود. اما افت کیفیت زیبایی در شهر و جامعه به زودی به چشم نمی آید و در دراز مدت بر اعصاب و روان انسان ها و کیفیت زندگی مردمان آنهم توسط دانایان جامعه، قابل تشخیص و تحلیل است.

* * * * * *

اجتماعی ترین وجه مسئولیت معماران، مسئولیت های اخلاقی است. این نوع مسئولیت ها مبتنی بر رفتار های فرد در قبال جامعه شکل می گیرد. یک معمار - همچون سایر تخصص مداران یا اساسا انسان ها - باید هویت و فضیلت خود را در ارتباط با سایر افراد ، نهاد های اجتماعی و جوامع تعریف کند. تعریف اخلاق در حوزه تعاملات انسانی کار راحتی نیست و یا باید ابتدا بر سر بسیار از تعاریف به نوعی همدلی برسیم یا در استنتاج به کلی گویی بسنده کنیم.

اما حقیقت این است که بنیادی ترین تعهد اجتماعی معمار،تعهد به انسانیت و موازین آن است. تعریفی که یک معمار آگاهانه یاناخودآگاه از انسان بدست می دهد تاثیری مستقیم و غیر قابل انکار بر عملکرد و خلاقیت او می گذارد. اگر انسان از نظر معمار موجودی خود خواه، مادی و غیر اجتماعی تعریف شود طبیعی است که معماری حاصل از چنین برداشتی خصلت های این طرز تفکر را به خود می گیرد. از سوی دیگر تاریخ معماری به ما نشان می دهد که تعاریف متفاوت از انسان توسط معمار - که طبعا در تعامل با طرز فکر غالب جامعه این پنداشت بوجود می آید - مورث انواع مختلف و متفاوتی از معماری و شهرسازی شده است.

مسلم است که اکثر معماران راجع به موضوعی با چنین درجه ای از اهمیت کمتر تفکر می کنند و متاسفانه معمولا دستخوش تفکرات رایج در جامعه می شوند که در دوران حاضر خود این تفکرات نیز تحت تاثیر امواج متتابع رسانه های جمعی و سپهر اطلاعاتی است که از چارسوی عالم به سمت ما می آید و طبیعی است که اگر ما در این موارد از خود موضعی نداشته باشیم و بر مواضیع فکری و اخلاقیمان پایدار نباشیم امواج مهلک آن ما را به راحتی در گرداب های غیرقابل پیش بینی می برد. در راستای همین اندیشه است که رفتار های معمار در ارتباط با مضامینی چون محیط زیست، عدالت اجتماعی، جایگاه نهاد های اجتماعی، اخلاق عمومی و ... شکل می گیرد و تعریف می شود

تعهد معمار به یادگیری و اجرا به قول لئوناردو داوینچی از وظایف مهم اجتماعی اوست. لئوناردو می گوید همیشه چنان در حال آموختن باش چناچه گویی طفل سبق خوان مکتب هنری می باشی و همیشه چنان به خلاقیت خود متعهد باش که گویی اثری که خلق می کنی تنها و آخرین اثری است که به جهان ارائه می کنی. معمار می تواند به اثر خود همچون موجودی زنده و جاندار نگاه کند موجودی که می تواند سخن بگوید و اعتراض کند. موجودی که برای جامعه تعریف می کند از عملکرد معمار. در اغلب موارد بناهایی که ساخته ایم به زبان حال از ما شکایت می کنند و می گویند که این معمار می توانست با این مصالح و با این دانش و با این امکانات همچو منی بسازد بسیار زیباتر و مفید تر و بهتر و کامل تر اما افسوس که معمار خالق من، ظالم بود و با همه آنچه در اختیار داشت به من و به جامعه ظلم کرد و همه چیز را ناقص گذاشت و گذشت. تازه همین ماییم که به تحقیر چنین بناهای مظلومی را کلنگی می نامیم و ناچیزشان می شماریم غافل از این که تا روزی که این قبیل بنا ها زنده هستند از من و شما شکایت می کنند و همین فریاد های شکایت است که شهر های ما را روز به روز به مکانی غیر قابل سکونت تر تبدیل می کند.

شهریار سیروس

وب سایت انجمن مفاخر معماری ایران - نسخه مناسب چاپ

Main-URL : http://ammi.ir/اخبار-و-مقالات/مقالات-معماری-و-شهرسازی/مسئولیت-های-اجتماعی-معماران/
Short-URL : http://ammi.ir/Go/4408