نوروز، افسانه دره هزار فانوس خیال اسماعیل آزادی

نوشتن از بهار به سان غوطه ور شدن در آیینه زمان است و چه طرب انگیز می نماید از بهار گفتن و گل به
دیباچه جان سپردن و چه با شکوه است نام بهار بر زبان راندن و عطر یاس بر مشام جان فشاندن، چرا که عطر
یاس و نام بهار ، کنیه کودکی ماست که تصویرگر خیال،نقش خاطره ی افسانه های کهن این مرز و بوم را در
چشم انداز حال به نمایش می گذارد حتی اگر ویروسی جهانگیر در کمین باشد.
اسپند، مادرعشق است و بهار ، ماه آب شدن برف هایی است که زمین را سرد و دلها را گرم و چشمه ساران را به
بهار هدیه می کند. اگر نبود گرمی کرسی، و انارو کشمش و قصه های مادر بزرگ و شاهنامه خوانی پدر وامید پر
رنگ بهار،چه سخت می گذشت سوم وسرمایی که از سپیدی برف برمی خیزد اما به هیمه جان بهار، آب شده و
بر دشت و دمن و چشمه سارها و روح وجان جاری می شود تا جریان زندگی زلال زلال شده باشد .
در آستانه نوروز، طلایه داران سپاه بهار از راه می رسند و مردانش در جای جای کوهستان آتش به پا می کنند،
گویی افسانه دره هزار فانوس خیال، ازعرصه محال، به حال آمده و شب را پر ازستاره و گرمی آتشی ساخته
است که از فرا سوی تاریخ ،هلهله کنان، سیاهی وسرما را به جدال می خوانند. جدالی از جنس شادی، چرا که در
همین روزها مردمانی که خود فرزندان روزگار کهن این دیارند، کوزه کهنگی از بام فرو می اندازند و دخترکان
سیه چشم، رخ بر بهار می گشایند تا تنها خورشید که محرم چهره مهرویان است بر گونه هایشان بوسه زند تا
بهار از راه برسد و شوخ چشمان چونان آفتاب، گرمابخش خانه هایی شوند که مهرشان، قصه زندگی و تازگی
است .
اسپند ، دخت زمین است واسپنددخت، مادر عشق و بهار، که پایان سرما را رقم می زند و بوی رستن وگل و
شکوفه وسنبل را بر دامن دشت می پراکند تا جان ما آدمیان را که مشتاق نوشدن است به دیباچه نوروز نوید
دهد و امانت عشق را به پای جوان رعنایی بریزد که فرودین نام دارد. شوری که حضرت دوست در جان بهار می
دمد، زندگی را به سماعی می خواند که این جهانی نیست چرا که هر چه هست از اوست و از جنس اوست .
بهاراسطوره ای ما! تو همواره پایان سیاهی و سرما را رقم می زنی تا روزگاری را به ارمغان بیاوری که هر چه
هست شادی و کامروایی باشد ما می دانیم که مخمل سبز دشت های ایران زمین و سرخی شقایق های عاشق از
توست و زمین از نفس تو جان می گیرد و تو با خورشید جهان فروزت نسل هر چه پلشتی و کرونا را از میان بر
می داری چرا که تو خود نوروزی!
اکنون در پایان اسپندماه ، ماه عشق و زمین به پیشواز بهار می رویم و از حضرت دوست آرامش را برای همه
زمینیان طلب می کنیم و دست به آسمان برمی داریم و بزرگترین آرزوی ساکنان زمین راکه همانا سلامت و
صلح و دوستی و نو شدن است با خدای خود نجوا می کنیم و پا به سرزمین بهار می گذاریم.
نوروز بر اهالی جغرافیای فرهنگی ایران مبارک!

اسماعیل آزادی

وب سایت انجمن مفاخر معماری ایران - نسخه مناسب چاپ

Main-URL : http://ammi.ir/اخبار-و-مقالات/اخبار-معماری-و-شهرسازی/نوروز،-افسانه-دره-هزار-فانوس-خیال-اسماعیل-آزادی/
Short-URL : http://ammi.ir/Go/61008