لوگو-انجمن مفاخر معماری ایران-بلاگ

 نگاهی گذرا  :به آموزش معماري از ابتدا ی تاسیس دانشکده معماری هنر های زیبا  تا کنون در دانشگاه تهران .

 و سخنی چند با معماران و  بهره برداری از رایانه بعنوان همیار معمار .

مقدمه :

قبل ازانقلاب فقط درچند شهر بزرگ دانشكده معماري وجود داشت و ورود به دانشكده معماري براي هر داوطلبي میسری سخت و ممكن نبود زیرا ظرفیت پذیرش نسبت به شرکت کنندگان بسیار اندک بود.  در این مقاله  با چند نگاه به چگونگی نحوه تدریس از ابتدای تاسیس دانشکده معماری  وتغییرات انجام شده در سیستم آموزشی و مطالب در باره معمای و بهره برداری از رایانه  پرداخته خواهد شد .

نگاه اول :  روش تدريس معماري در دانشكده معماري  هنر های زیبا و تغير  به روش جديد ( جاري ) .

الف -سنجش ومعیار فرا گیری دروس معماري با نمره  تعیین می شد .    

 ب-  محل وچگونگی تدریس معماری تا قبل از تحول در سيستم آموزش معماري جديد ( واحدي ) :

 محل آموزش  وانجام  کارهای عملی در محدوده فضاي سالن ( آتليه )  انجام مي گرديد و  استادان در طول  مدت لازمه طراحي وراهنمایی های لازمه  توسط استاد معماري و همزمان با شنیدن نظرات ومطالعات دانشجو انجام میگرفت ومعمولا” روزهای تحویل کارهای عملی ( پروژه اسکیس دکور ) پایان  روز جمعه  بوده

و دانشجویان میبایست در طول سال  تحصیلی برای پروژ های دکور و اسکیس بمدت یک هفته  و برای پروژه معماری  برحسب مورد حدود  دو یا چهار هفته تعیین شده بود  . 

 مطلب بسيار مهم آن كه براي ترسيم پروژه بر روي كاغذ روي ( شاسي ) ابتدا با مداد طرح را ترسيم و پس از بررسي توسط استاد معماري و اعلام نظرات ( معماري ) و اصلاحات لازم توسط دانشجو بر روي شاسي منتقل گرديده و با قلم مخصوص كه آنزمان كه گرافوس ( قلم ترسيمي كه داراي بدنه و تيوپ كوچك درون آن مخصوص مركب ( مخصوص ) با دوتيغه فلزي كوچك متصل بهم ( يكي ثابت و ديگري متحرك ) كه نوك قرار مي گرفت و نوك بصورت مثلث مانند با پخي بودند كه براي ترسيم هرضخامت خطي نوك مخصوصي وجود داشت كه ميبايست سر نوك قلم گرافوس براي هر ضخامت خطي تعويض ميشد . ( همانگونه كه در ترسيم نقشه ها براي هر خطي لايه اي رنگي تعريف شده و در زمان چاپ نقشه آن تعريف رنگ از نظر ضخامت انجام ميگيرد)و طرح مدادي پس از اصلاحات لازمه بر روي شاسي منتقل و سپس ترسيم نهايي با گرافوس انجام ميشد ( شايان ذكر است كه دانشجو ميبايست اطلاعات كاملي از ضخامت ديوارهاوابعادستونها(بطورتقريب)داشته و در آن حالت نقشه ترسيم نهايي ميشد و اگر اشتباه و يا سهل انگاري در ترسيم پيش ميامد برطرف كردن آن قابل اصلاح نبود و ميبايست كاغذ را تعويض و ترسيم  بر روي شاسي از ابتدا صورت مي گرفت. 

دانشجويان كارهاي عملي دانشكده رابرروي كاغذضخيم(كانسون ياوات من)كه برروي بوم قرار ميگرفت ( همانند كاغذ نقاشي بربوم  نقاشی) با قلم مخصوص ( گرافوس )  ترسيم ميكردند

سنجش واعلام ارزیابی کارهای  عملی  با تحویل در عصر جمعه  و سنجش توسط اساتید معماری هر آتلیه در روز شنبه انجام میشدونتایج بعدازظهرهمانروزاعلام میشد.سیستم ارزشیابی براساس معیارهای دانشکده معماری پاریس بوده .که یک ضربدر(نیم مانسیون)دارای ارزش 5 نمره و دو ضربدر( مانسیون اول ) دارای ارزش 10 و سه ضربدر( مانسیون آول ) دارای ارزش 15 و چهار ضربدر ( مدال درجه دو ) دارای ارزش 20 بوده ودر طول سال تحصیلی با انجام و تحویل پروژههاونمرههای اخذشده ودانشجویان میبایست برای گذراندن دروس اسکیس و یا دکوربیست نمره برای پروژه40نمره درطول سال کسب میکردندواین سیستم آموزشي معماري ونحوه ارزشیابی ودادن نمره تا انقلاب فرهنگی در دانشکده معماری ادامه داشت . سيستم آموزش معماري در دانشكده هاي معماري بر اساس برنامه آموزش معماري فرانسه بوده است .

مقصودازبيان مطالب فوق كه دانش آموختگان معماري ( سيستم قديم ) ميدانند علاوه برطراحي يك پروژه مهم تر راندو آن بوده است وبا راندو پروژه همانند بنظر حجم دار وگویاتر میشد .با ترسيم  دستي هر پروژه اي حافظه و  چشم دانشجو  عادت به فواصل و  تناسبات و  نحوه استقرار فضاها وبطور كلي  در پروژه آشنايي كامل پيدا ميكرد  و ترسيم نهايي هر پروژه اي  براي دانشجو يك تجربه و آموزش عملي بوده است وترسيم برروي كاغذ كالك نبود  كه قابل اصلاح كردن و  يا كپي كردن باشد .   

ج- بعد از تغیير سيستم آموزش معماري در دانشگاه تهران ترسيم برروي كاغذ ضخيم جاي خود را به ترسيم برروي كاغذ كالك داد .که ترسيم برروي كاغذ كالك به  دانشجويان امكان حك واصلاح و  كپي كردن داده شد.    

طراحي با توجه به امكان تغيیرات بدون تعويض كاغذ بسيار آسان شده بود و به نظر نگارنده با اين سيستم از خلاقيت ها در طراحي كاسته شد زيرا در اين سيستم تغيیر پذيري فرم آسان شد و اين روند ادامه داشت .                              

نگاه دوم   : معماري بعد از انقلاب  .

بعد از انقلاب دولت  براي جبران متخصصين و  كمبود  فضاهاي آموزشي  نسبت به تاسيس دانشگاه ها و موسسات آموزش در اقصي نقاط كشور جهت  فراگيري دروس دانشگاهي اقدام نمود كه اين اقدام باعث شد كه براي نسل جوان و مشتاق ايراني آينده روشني در جهت فراگيري علوم دانشگاهي از جمله هنرها فراهم شود كه از دهه  1360 اين اتفاق به واقعيت پيوست .ديگرمراكزاستانهابعنوان مركزآموزش عالي سرآمدنبودند و اين روند باعث شكوفايي استعدادهاي بسيار گرديد اما مشگلي كه در اوايل  دهه 1370 پيش آمد سيل فارغ التحصيلان رشته مختلف دانشكاهها و مراكزآموزش عالي  وورود به جامعه  وبازار کار بود  که دارندگان مدرک دانشگاهی در بازار کاز نتوانست موفقیتی بدست آورندوديگر  استقبال چنداني به تحصيل دانشگاهي توسط قشرجوان بعمل نيامدو جوانان بسمت كارهايي كه مدرك دانشگاهي نياز نبود رو آوردند و اين فرايند مو جب شد كه برخي از ورودي دانشگاههاي ايجادي و مراكز آموزش عالي و موسسات عالي كاهش يافته و حتي بر چيدن  برخي رشته ها اقدام نمايند .  مدرك كارداني فاقد ارزش در بازار كار و  همچنین ارزش اجتماعي خود را  از دست داده ا وچندان مقبول نیست . اكنون  ارزش كارشناسي در بازار كار بسيار متزلزل  و نا پايدار است كه اگر اين روند ادامه يابد مي توان گفت كه  تحصيل در دانشگاه ها در دوره هاي غير تخصصي  به فراموشي سپرده مي شود .

قانون نظام مهندسی از تصویب تا اجرا :

 در سال 1354 ( قبل از انقلاب ) قانون نظام مهندسی به تصویب رسید و در دهه 1360 قانون نظام مهندسي كه به مرحله اجرا در آمد و شهرداري ها مكلف شدند كه  طبق ظوابط  نقشه ها با مهر و امضاي مهندسين دارنده پروانه اشتغال باشد  به پذیرند وبدين ترتيب دارندگان مدرك تحصيلي كارداني در رشته ساختمان از  چرخه كار كردن در اين  رشته حذف شدندکه  موجب سر خوردگي جوانان  فارغ التحصيل مدرك مذكور پيش آمد . 

باتوجه به كاهش شديدعلاقمندان دراين مقطع تحصيلي دانشگاهی موجب شدكه دربرخي ازدانشگاههاو مراكز آموزش عالي جديدنسبت به حذف كارداني دربرخي رشته هااقدام نمودندوهمزمان مجوزدوره تکمیلی (كارشناسي)مطابق برنامه مصوب وزارت علوم تدريس شدواین نویدی برای قشرجوان شدوبدین ترتیب کارشناسان وکارشناسان ارشد  رشته ساختمان توانستند به بازار کار ازطریق از طریق نظام مهندسی ورود نمایند

نگاه   سوم   :  معماري پس گرا .

همزمان با ورود فارغ التحصيلان رشته معماري ( كارشناس و كارشناسي ارشد ) و كسب مجوز ورود به بازار   نسبت به انجام طراحي طبق نظر کارفریان ( سفارش دهندگان ) اقدام میکنند مد نظر مالکان ومجریان اجرای پروژه  وبهره برداري سريع از میباشد که این پروسه باعث شد که بدلیل عجله مالکان و مجریان در اخذ پروانه  و ساخت  بر خی از معماران نسبت به كپي كردن و بهره برداری از  نقشه هاي معماري متداول بدليل سرعت در ارايه طرح و هزينه كمتر  اقدام نموده  واین روال در بعضی مناطق  تهران رواج پيدا كرده است . مالکان وسازندگان بخش خصوصي طرح را با معماري خوب نميخواهند بلكه معماري عامه پسند و بدون مفهوم و عاري از هرگونه خلاقيت هنري را خواستارند زیرا بازار ساخت و ساز از نظر اقتصادي و برگشت سرمايه رونق يافته و سازندگان را در فكر در آمد بيشتر بوده و ترجیح میدهند طرح هاي كپي شده و يا تكراري و عامه پسند به اجرا درآیدوبدین سان باعث شد كه معماري پس گرا گردد . دربیشتربناهای احداثی توسط برخی مالکان معماري بيرون بصورت دکوروبا معماري داخلی تجانس ندارد و  معماري بيرون  و چه درون فاقد هرگونه  مفهوم معماري  است .  شایان ذکر است برخی از كارفرماياني كه در ساخت مسكن براي قشر ضعيف اقدام ميكنند تقريبا” فراموش كرده كه آن قشر هموطن ماهستند و بايد براي آنان يك سرپناهي با معماری گویا كه در شان يك هم ميهن  باشد ساخته شود نه آنكه فقط يك چهار ديواري با سقفي  برروي آن . معماري فاخر معماري قصرها و موزه ها نيست بلكه معماري فاخر معماري حاكم بر بافت منطقه وداراي يك روان عرفاني  معماري است . 

  نگاه چهارم  : (  معماری  چیست  ؟-فهم معماری ؟ -خلق اثر  ؟ -معماری و بهره گیری  از رایانه ( محاسن – معایب )                       

معماري چيست :   

معماري تلاشي است براي تدارك فضاهاي متناسب با نيازهاي زندگي . معمارميكوشدتا بخشي از فضا را به ترتيبي خاص معين كندتامحلي درخوربراي فعاليت انساني باشد . انچه در معماري اهميت پيدا ميكند تمام وجود شخصي واجتماعي مخاطب وكاربر است كه شامل سهولت كاربري/زيبايي/آرامش رواني است درحاليكه ساختمان سازي عمدتا به اصالت كاربريهاي فيزيكي.معماري يكي ازهنرها است  كه باهنر زندگي عجين است . معماري همانند روح وروان  وكاربري  است و  ساخت ( صنعت ساخت ) كالبد  است . كالبد بدون روح وروان بي ارزش است .حتي براي قبور نيز  بدون دفن جسد فاقد تعريف است .        

نگاه پنجم : فهم معماري :

درموردريشه مشگلات معماري معاصربايدگفت که مادرجامعه اي زندگي ميكنيم كه بطورميانگين نميدانيم معماري چيست واز معماري چه ميخواهيم . معماري تنها بدست معمار خلق نميشود بلكه معماري حاصل مجموعه اي است تفكروخلاقيت معمار/فناوري ساختماني/مخاطب/كاربروپيمانكار/ نتيجه قابل قبول تنها از مجموعه اي فرهيخته و كامل بدست ميايد .  

نگاه ششم  :خلق اثر معماري :  

معماري خلق اثري است كه توسط معماربا توجه به خلاقيت و تفكر و تجسم ذهني و شناخت بر روي كاغذ مي آيد.   معماري همانند شعر داراي يك متن در نهايت لطافت و زيبايي شاعرانه است / چيزي به نام شعر بد وجود ندارد  تالازم باشد مقابل ان از تركيب نسبي شعر خوب و معماري خوب استفاده كنيم . نمي توان معماري بنايي باندازه معماري فاخر نرسيده در همان نوان ساختماني طبقه بندي كرد .

نگاه هفتم  : معماري و بهره گيري از پيشرفت در زمینه رایانه  ( معايب – محاسن ) :   

طراحي و ترسيم  پروژه هاي معماري  با كامپيوتر جايگزين تمام سيستم هاي قبلي طراحي و ترسيمي گرديد .   

معایب : هر چند اين سيستم از خلاقيت هاي معماري توسط طراحان تا حدود بسياري  فاصله گرفته و سايت هاي مختلف و مشاهده اثار بزرگان و به طور كلي پروژه هايي كه در سايت ها قابل دسترسي  هستند زمان تفكر و نوآوري را از  برخی طراحان  مي گيرد و  مشاهده شده بهره گيري از طرح هاي آماده را با تغيیراتي سر لوحه طراحي خود قرار مي دهند.

محاسن : با توجه به پيشرفت در تكنولوژي رايانه ها و امكانات ترسيمي سطحي و فضايي معماران توانستند نسبت به طراحي ساختمانها و محيطها و مجموعه ها با كامپيوترهاي پيش رفته اقدام و خلق اثر بسيار بديع كنند و قبل از اجرا طرحهاي  خود را از طریق سه بعدي قابل رویت نمایند . 

در خاتمه ميتوان گفت كه با توجه به فهم وخلاقيت هاو كاربرد كامپيوترها و سيستمهاي در طراحی و ترسيم ميتواند از معايب استفاده از علوم رايانه اي به محاسن آن پي برد و اکنون تکنیکهای رایانه ای  کمک به خلاقیت های معماران در خلق اثر میکند . 

                                                                                                                                   بيژ ن علي آبادي

                                                                                                                                        24-9-1403