ایران با وجود اعلام بیطرفی در جنگ جهانی اول، آسیب بسیاری دید. شیوع قحطی در ایران در سال ۱۹۱۷ میلادی بر اثر وقوع خشکسالی، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ جهانی اول برای کشور بود. این خشکسالی سبب نابودی محصول گندم وغلات در کشور شد که مسبب آن را دولت بریتانیا میدانند.ایران با وجود اعلام بیطرفی در جنگ جهانی اول، از سه جهت اشغال شد و خسارات بسیار دید تقاضای زیاد مردم برای خرید گندم وغلات، قیمت آن را بالا برد و دولت بریتانیا برای تهیه آذوقه سربازان خود تمام غلات و گندم موجود در بازار را خرید و قیمت آن را به بیش از ۱۰۰ برابر رساند و مردم که توانایی خرید غلات را نداشتند، ازگرسنگی تلف شدند. با وقوع این قحطی که با عنوان «قحطی بزرگ» معروف است، بخش زیادی ازجمعیت ایران از بین رفتند ودرطی سه سال، جمعیت کشور نصف شد. برخی نیزعقیده دارند کاهش جمعیت ایران در اثر شیوع آنفولانزا بود؛ به هرروی،علت شیوع آنفولانزا آن زمان رانیزمیتوان ناشی ازقحطی وفقرمردم دانست.
جنگ جهانی اول هشت روز بعد از تاجگذاری احمدشاه، آخرین پادشاه سلسه قاجار آغاز شد. با اشغال مهاباد توسط عثمانیها، نمایندگان مجلس سوم شورای ملی تشکیل جلسه دادند و بر بیطرفی ایران تاکید کردند. دموکراتها در این جلسه خواهان ورود ایران به جنگ علیه متفقین و به سود متحدین بودند؛ اما حزب اعتدال بر حفظ بیطرفی ایران تاکید داشتند که سرانجام بیطرفی ایران رای آورد.مستوفیالممالک که در آن زمان نخستوزیر بود، بیطرفی کامل ایران در جنگ را اعلام کرد؛ اما این بیطرفی توسط کشورهای دوطرف جنگ نادیده گرفته شد وقوای روس از شمال، انگلیسیها از جنوب و عثمانیها نیز از غرب وارد ایران شدند. با ورود نیروهای بیگانه به ایران، کشور سه سال درگیر اشغال نظامی شد که نتیجه آن قحطی، قاچاق اسلحه و تجزیه سیاسی بود.اشغال ایران تا سقوط بغداد و تخلیه نیروهای عثمانی از کشور، هچنین انقلاب روسیه و خروج قوای روس از شمال، ادامه یافت؛ اما انگلیسیها تا پایان جنگ در ایران حضور داشتند و پس از آن جنوب کشور را تخلیه کردند. بخشهایی از ایران در جنگ جهانی اول توسط هر دو دسته از کشورهای طرف جنگ اشغال شد .
کشورهای متفق به فکر حفظ منافع خوددر ایران بودند؛ در حالی که متحدین (عثمانی و آلمان) با هدف دستیابی به چاههای نفت جنوب ایران، در هند، آسیای مرکزی و قفقاز طغیان به پا کردند تا جنگ را به ایران بکشانند. بعد از پایان جنگ و با آغاز اجلاس ورسای، ایران یک هیئت را به ریاست مشاورالممالک، وزیر خارجه وقت کشور، برای حضور در جلسه و احقاق حقوق مردم ایران فرستاد؛ اما نماینده انگلیس مانع حضور ایران در این اجلاس شد.
انگلیسیها در پی جلوگیری از دستیابی عثمانی و آلمان به منافع خود در جنوب ایران بودند؛ اما وزیر مختارآلمان با پول زیادی وارد ایران شد و از کینه مردم نسبت به روس و انگلیس استفاده کرد تا با تطمیع سران عشایر، آنها را به حمایت از خود سوق دهد. هدف آلمانیها استفادهازموقعیت سوقالجیشی ایران برای دستیابی به هندوستان،انهدام تاسیسات نفتی درجنوب،شورش علیه انگلیس وروسیه وهمچنین فراهم کردن تسهیلات برای عثمانی که متحدآنمحسوب میشد.کنسول سابق آلمان باهدف اتحادطوایف جنوب،«ویلهلمواسموس»(Wilhelm Wassmuss) رابه ایران واردکردتابخشهایی ازجنوب راازتصرف انگلیسیهابیرون آورد.
با ورود متفقین به بینالنهرین، عثمانیها نیروهای خود را برای دفاع از بغداد از ایران خارج کردند. آلمانها نیز که دیگر پشتیبانی عثمانی را نداشتند و متحد خود را در این کشور از دست داده بودند، بهناچار ایران را تخلیه کردند. با خروج عثمانیها و آلماني ها از خاك ايران ،نیروهای متفقین بیدرنگ جای آنهاراگرفتند. وبا پیشروی نیروهای روسیه به ایران، سران حکومت با وصیه آلمانیها تصمیم گرفتند باتشکیل کمیته دفاع ملی،پایتخت راازتهران به اصفهان منتقل کنند ؛ اما با مخالفت انگلیسیهااینکارانجام نشد. کمیته دفاع ملی که ازدموکراتهای طرفدارآلمان تشکیل شده بود،باریاست نظامالسلطنه مافی،والی لرستان،درقم تشکیل شدوباکمک ایرانیان مقیم برلین ویاری عشایرارتش مقاومت تشکیل داد؛همچنین بانیروهای نظامی آلمان قراردادبست که افسران آلمانی نیروهای ایران درکرمانشاه راتعلیم نظامی دهند.
تعیین والی برای نواحی مختلف کشور، رفع هرج و مرج ناشی از جنگ، وضع مقررات مالیات، تجدید سازمان ژاندارمری، تجهیز قوای دفاعی، ارتباط با سران عشایر و مذاکره با فرماندهان سوئدی طرفدار آلمان، نمونههایی از اقدامات کمیته دفاع ملی بودند.این کمیته با شکست عثمانی، خروج آلمان ورفتارهای نابخردانه نظامالسلطنه مافی شکست خورد و ازهم پاشید.ونیروهای نظامی امپراتوری عثمانی و روسیه در سال ۱۹۱۷ ایران را تخلیه کردند وبا وقوع انقلاب بلشویکی در سال ۱۹۱۷ میلادی ارتش روسیه فروپاشید و سربازان روس ایران را تخلیه کردند. اما ایران که از سلطه روسیه رها شده بود، گرفتار سلطه بریتانیا شد. مردم از سلطه انگلیس راضی نبودند و جنبشهای ضد انگلیسی آنها بهتدریج در قالب جنبش ملی صنعتی شدن نفت در سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ شمسی تبدیل شد..
حق كشي انگيسي ها در مورد ايران :
باپایان جنگ جهانی اول،بعضی سیاستهای انگلیسی حتی تا سال ۱۹۲۱ میلادی نیز در ایران اجرا مي شد که حضورآنهامانع رشدطبیعی زندگی درایران بود. کشورکه درطی جنگهاسیاست بي طرفي درپیش گرفته بود ،امیدداشت باشرکت دراجلاس صلح پاریس وطرح خواستهها،حق ازدسترفته خودرابازپس گیرد؛اماانگلیسیهابه ایران اعلام کردندراه نجات خود را در ساختمان وزارتخارجه بریتانیادنبال کنند،نه دراجلاس ورسای. آنهابااین بهانه،اجازه شرکت ایران درجلسه راندادند.
ظهور سلسه پهلوي :
از جنگ جهانی اول بهجز یک ویرانه، چیزی عاید ایران نشد؛ مردم فقیر در اثر قحطی به علفخواری روی آوردند. حصبه، تیفوس و سایر بیماریهای دیگربسیاری ازآنهاراکشت وروستاهانیزویران شدند؛همچنین ناتوانی حکومت درمدیریت شرایط موجود،جنبشهای وابسته واختلافات داخلی نیززمینه سقوط سلسله قاجاروظهور سلسله پهلوی رافراهم کرد.
پایان جنگ جهانی اول
نیروهای دوطرف حاضر در جنگ جهانی اول، یعنی متفقین و متحدین، با تلاشهای مستمر خود در سال ۱۹۱۸ میلادی حملات جدیدی را برای پیروزی در جنگ آغاز کردند؛ اما تلاشهای هر دوی آنها با شکست مواجهه شدند. نبرد نیروهای تضعیف شده و بیروحیه دوطرف، تا شکست تدریجی آلمان در نبرد مارن دوم وعقبنشینی این کشور در خاک آن ادامه داشت.باشیوع مرگبارآنفولانزاخسارتهای جانی سختی به دو طرف حاضر در جنگ وارد شد و سرانجام دولتهای اتریش-مجارستان و آلمان با سرکشیهایی که در نیروهای نظامی دو کشور ایجاد شد، کنترل ارتش خود را از دست دادند.وجنگ جهانی اول بهطور رسمی در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ با پیمان ورسای بهطور رسمی پایان یافت.
درآخر پاییز سال ۱۹۱۸ میلادی بعد از امضای توافق آتشبس، جنگ جهانی پایان یافت. آلمان بعنوان آخرین کشور این توافقنامه را در ۱۱ نوامبر سال ۱۹۱۸ امضا کرد. با این توافق اتریش-مجارستان ازهم جدا و روی نقشه جغرافیا بعنوان دو کشور اتریش و مجارستان شناخته شدند.
جنگ جهانی اول چهار سال به طول انجامید و با شکست دولتهای مرکزی و انعقاد عهدنامه پاریس با حضور نمایندگان ۳۲ کشور در ۱۸ ژانویه ۱۹۱۹ میلادی و پیمان ورسای در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ میلادی بطور رسمی به پایان رسید. این مذاکرات و معاهدات در واقع به جنگ پایان نداد و تنها نوعی آتشبس محسوب شد؛ زیرا نهتنها مشکلات کشورهای قدرتمند را کاهش نداد، زمینه را برای شروع جنگ جهانی دوم نیز فراهم کرد.
انگلستان و فرانسه دولتهایی بودند که با پایان جنگ جهانی اول، به قدرتی عظیم در خاورمیانه دست یافتند و بخشهایی از قلمروی امپراتوری عثمانی را در اختیار خود گرفتند. آلمان نیز با پذیرش معاهده ورسای، کنترل خود بر بخش زیادی از سرزمینهای تحت تصرفش را از دست داد؛ موظف به جبران خسارتهای اقتصادی حاصل از جنگ شد و او را از توسعه تسلیحات نظامی منع کردند.
جنگ جهانی اول که به جنگ بزرگ نیز شهرت دارد، آسیبهای جانی و مالی فراوانی به کشورهای درگیر جنگ و دیگر کشورها وارد کرد و علاوه بر تلفات نظامی و غیرنظامی، سبب شیوع قحطی در ایران و مرگ و میر ناشی از آن شد. پایان این جنگ نهتنها پایان تمام جنگها نبود، بلکه عواقب آن جنگ جهانی دوم را نیز به وجود آورد
جنگ جهانی اول که با نام جنگ بزرگ نیز شناخته می شود، نزدیک به چهار سال مناطق بی شماری از دنیا را درگیر خود ساخت. در این جنگ که تلفات بی سابقه ای داشت، برای اولین بار از سلاح های شیمیایی استفاده شد و کشتار غیر نظامیان به صورت گسترده انجام گرفت.اما این موارد تنها رخدادهای جنگ جهانی اول نیستند.
جنگ جهانی اول و کشتار بزرگ در ايران
انگلیسیها در ایران پس از 40 سال رقابت سخت سیاسی و نظامی در اروپا بالاخره کشورهای اروپایی وارد جنگی خونین با هم شدند که به جنگ جهانی اول موسوم شد. در این جنگ هر چند که ایران اعلام بیطرفی کرده بود اما مقدمات دخالت در ایران از سال 1907 و قرارداد تقسیم ایران بسته شده بود. انگلیسیها که منافع بسیار مهمی در ایران داشتند، لشکریان خود را وارد ایران کرده و در چند جبهه با مقاومت عشایر و مردم بومی کشور مواجه شدند. درحالیکه در بوشهر رزمندگان محلی بشدت در مقابل آنها استقامت میکردند، آنها برای حفظ خطوط لوله نفت و همچنین پالایشگاه تازه ساخت آبادان یک تیپ مختلط انگلیسی ـ هندی را وارد این منطقه کردند. ژنرال دیکسون به عنوان فرمانده کل قوای انگلیسی انتخاب و در ژانویه 1915 وارد ایران شد. او لشکری بهنام «خط خاوری ایران» راهی مناطق سیستان و خراسان کرد تا به زعم خود از ورود نظامیان عثمانی بهافغانستان جلوگیری کند. جنایاتی که انگلیسیها از سال 1917 ـ پس از انقلاب بلشویکی در روسیه و خروج نظامیان آن از ایران ـ کردند در حالی که صهیونیستها با تمسک به داستان هولوکاست تمام دنیا را بابت کشتار چند میلیون یهودی به خود مشغول داشته و ارمنیها نیز به خاطر کشتار کمتر از2میلیون ارمنی توسط ترکها در خلال جنگ اول جهانی هنوز این کشور را به چالش میکشند، انگلیسیها به خاطر قتلعام 10 میلیون ایرانی هنوز جوابی ندادهاند و کسی نیز از آنها بازخواست نکرده است.اولین اقدامی که انگلیسیها در ایران انجام دادند، این بود که سرزمین ما را به صورت کشوری تحت اشغال خود درآوردند. آنچه که در مورد این جنگ در این مجال میآید؛ اندکی است از آنچه که در ایران تحت اشغال انگلیسیها اتفاق افتاده و باید مورد بررسی بیشتر قرار بگیرد. این سیاستها را لردکرزن، وزیر امورخارجه وقت انگلیس که دوست داشت امپراتوری بریتانیا را در آسیا و خاورمیانه کاملا گسترش دهد، وضع کرد. او سیاستهایی داشت که در نتیجه آن ایران نتوانست در کنفرانس صلح ورسای به حقوق خود برسد
پلیس جنوب: یکی از دخالتهای آشکار انگلیسیها پس از اشغال ایران، تشکیل نیرویی مزدور بنام پلیس جنوب یا SPR بود. این نیرو با توجه به نیازهای استعماری انگلیس و با فرماندهی افسران انگلیسی و نیروی سرباز بومی ایران تاسیس شد. هدف از این نیرو برقراری امنیت در مناطق جنوبی ایران بود و مدت 3 سال کار خود را ادامه داد. این نیرو که در سال 1916/1334 تشکیل شد، در زمان اوج خود یعنی در سال 1918 حدود 8 هزار سرباز، درجهدار و افسر ایرانی، هندی و انگلیسی داشت. براساس اسناد و مدارک موجود این نیرو در غیاب ارتش انگلیس که سرگرم پیشروی در مناطق شمالی ایران و قفقاز و آسیای مرکزی بود، نقش مهمی در سرکوب مردم جنوب ایفا میکرد ویکی از مهمترین بانیان کشتار بزرگ مردم ایران بود.2کشتار بزرگ مردم ایران: جنگ جهانی اول مصیبتهای بسیاری برای مردم ایران داشت و شاید تاکنون گوشههای بسیاری از آن ناشناخته مانده باشد اما بررسی آنها میتواند راه را برای پژوهشهای بیشتر و در نتیجه اعاده حقوق از دست رفته ایرانیان باز کند. اگر بگوییم ایران بزرگترین قربانی جنگ اول جهانی و آن هم بر اثر سیاستهای استعماری انگلیس است، راه دوری نرفتهایم. آنچه که در طول سالهای 1917 تا 1919 در ایران اتفاق افتاد هر چند از چشم بسیاری به دور مانده است و مورخان انگلیسی که به حقیقت نویسی، شهرهاند وتاریخ جهان آرا را مینویسند نیز به آن اشارهای نکردهاند اما مرگ 10 میلیون ایرانی بر اثر قحطی مصنوعی که انگلیسیها به وجود آوردند، باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد .محمدقلی مجد در کتاب «قحطی بزرگ» به این موضوع مهم پرداخته وپرده ازاین جنایت بزرگ انگلیسیها در ایران برداشته است. مجد مینویسد: «برای بازشناسی جنگ جهانی اول در ایران چهار مرحله شاخص وجود دارد؛
مرحله اول ـ
نوامبر 1914 تا پایان 1915 ـ انگلیسیها، ترکهای عثمانی و روسها بیطرفی ایران را نقض کردند. بریتانیا و روسیه برای تقسیم جدید ایران به توافقی پنهانی رسیدند و ایرانیها نیز به کمک آلمانیها برای بیرون راندن روس و انگلیس منفور شجاعانه تلاش کردند. .
مرحله دوم ـ
دسامبر 1915 تا مارس 1917 ـ ایران بار دیگر مورد تهاجم روسیه و انگلیس قرار گرفت؛ تلاش عثمانی به سرانجامی نرسید و روسیه و انگلستان بخشهای وسیعی از خاک ایران را به کنترل خود درآوردند. انگلستان که پیشتر بخشهای جنوبغرب ایران(خوزستان)رادرنوامبر1914اشغال کرده بود،از سال 1915 استیلای خود را بر دیگر مناطق جنوب و غرب ایران گسترش داد؛اشغال بوشهردرسال1915،تاسیس پلیس شرق ایران درسال1915و ورود هیات سایکس به فارس در سال 1916.
مرحله سوم ـ
آوریل 1917 تا ژانویه 1918ـ انقلاب روسیه رخ داد؛ ارتش روسیه در ایران از هم پاشید و کشور را ترک کرد. ایالات متحده به نفع متفقین وارد جنگ شد. انقلاب روسیه، ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول به نفع متفقین در بهار 1917 و موفقیت انگلستان در بینالنهرین ـ از جمله خارج شدن بغداد از کنترل ترکهای عثمانی در مارس 1917 ـ اوضاع را در ایران کاملا تغییر داد و وضعیتی به وجود آورد که انگلستان توانست تمام خاک ایران و نیز بخش وسیعی از خاور نزدیک را به تصرف درآورد. روسیه تزاری ـ رقیب تاریخی انگلستان در ایران ـ از صحنه خارج شد و 2 قرارداد تقسیم ایران ـ اوت 1907 و مارس 1915 ـ بیاثر شد. با ورود ایالات متحده به نفع انگلستان و فرانسه، متفقین از پیروزی خود اطمینان یافتند. ورود نیروهای آمریکایی به اروپا، انگلیسیها را قادر ساخت تا نیروهای بیشتری در قالب نیروی موسوم به دنسترفورس به خاور نزدیک و ایران منتقل کنند. افراد این نیرو از جبهههای غرب اروپا به ایران گسیل شده و در بهار 1918 به این كشور رهجوم بردند.با این وضعیت تا ژانویه 1918، تنها بخش کوچکی از نیروهای روس در ایران باقی ماند.
مرحله چهارم
_از ژانویه 1918 آغاز شد که طی آن نیروهای انگلیسی به غرب، شمال و شرق ایران حمله کردند و مناطقی را که پیشتر در اختیار روسها بود، به اشغال خود درآوردند. تهاجم تمامعیار انگلیسیها و اشغال بخشهایی از ایران که در قرارداد پنهانی 1915 به روسها واگذار شده و پیش از آن در اشغال آنها بود، موضوعی است که تاکنون بسیار گذرا به آن پرداخته شده است. از همان آغاز کار، بریتانیا خبر تهاجم به غرب ایران را بشدت پنهان میداشت؛ بهگونهای که دنسترفورس به نیروی ((هیس ـ هیس» معروف شده بود..
این گوشهای از تاریخ است، اما در میان همین تاریخ بزرگترین فاجعه ایران به دست انگلیسیها و با آگاهی تمام آنها شکل میگیرد و چیزی بین 8 تا 10 میلیون ایرانی جان خود را بر سر توسعهطلبی انگلیسیها ماز دست دادند .
انگلیسیها در حالی که ایران در اشغال آنها بود، نه تنها برای کاستن از درد و آلام مردم ایران کاری نکردند، بلکه با خرید گسترده غله و مواد غذایی در ایران، وارد نکردن مواد غذایی از هند و بینالنهرین، ممانعت از ورود غذا از ایالات متحده آمریکا و اتخاذ سیاستهای مالی ـ از جمله نپرداختن درآمدهای نفت به ایران ـ قحطی را شدت بخشیدند. در نتیجه تعداد بیشتری از مردم ایران با سیاستهای انگلیسیها از بین رفتند.5 و این چیزی جز جنایت علیه بشریت نبود و باید آن را پیگیری کرد,همانطور که در گزارشهای دیپلماتیک آمریکاییها آمده، شمار جمعیت ایران در سال 1914 حدود 20 میلیون نفر بوده است. با یک روند طبیعی، این شمار باید در سال 1919 دستکم به 21 میلیون نفر میرسید، اما شمار واقعی در سال 1919، 11 میلیون نفربوده است که نشان میدهد دستکم 10 میلیون نفر براثر قحطی و بیماری در ابعادی فاجعهآمیز از بین رفتهاند.
شاخص دیگر در میزان تلفات قحطی، کاهش جمعیت تهران است. در سال 1910 ـ بنا به نظر شوستر و منابع روسی ـ جمعیت تهران 350هزار نفر بوده است. از نتایج انتخابات سال 1917 نیز که در آن 56هزار رای برای 12 نامزد پیروز ثبت شده، درمییابیم که جمعیت تهران دستکم 400هزار نفر بوده است. در سال 1920 این شمار به 200هزار نفر کاهش یافته است. در مجموع تا سال 1956 شمار جمعیت ایران به 20میلیون نفر، یعنی به میزان سال 1914 نرسید. این اعداد بشدت تکاندهنده است…» انگلیسیها برای اینکه بتوانند کشتار مردم ایران را بپوشانند، هم در دوره جنگ و هم پس از آن سانسور شدیدی را بر مطبوعات و کتابهای خاطراتی که در آن دوره منتشر میشد، اعمال میکردند، بهگونهای که حتی اسناد این جنایت را تا اندازه زیادی از بین برده و در برخی مواقع مانع از منتشر شدن آن نیز شدهاند. پژوهشهای انگلیسی که در دهههای 1960 و 1970 منتشر شدهاند، جمعیت ایران را در سال 1914 تنها 89/10 میلیون نفر ذکر میکنند. افزودن 2 رقم اعشار بعدد 10 نیز برای القای حس دقت علمی است. بنابراین قحطی و بیماری ناشی از آن که مسبب اصلی آنها انگلیسیها بودند، حدود 10 میلیون ایرانی را به کام مرگ برد و کسی هم از آن دم نزد.
قرارداد 1919: حضور و نفوذ انگلیسیها در ایران در غیاب قدرت روسیه، این کشور را به این صرافت انداخت تا ایران را هر چه بیشتر در کنترل خود داشته باشد. مبتکر این کار لرد کرزن، وزیر امورخارجه وقت انگلیس بود که پیش از آن فرمانروای هند نیز بود و سفرهایی به ایران داشت و ایران را از نزدیک میشناخت و موقعیت راهبردی ایران را درک کرده بود. کرزن به این منظور به سفارت این کشور در تهران دستور داد تا با حسن وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران وارد مذاکره شود و مقدمات این توافقنامه را شکل دهد. انگلیسیها برای پیشبرد خواستهای خود و امضای این قرارداد علاوه بر دادن رشوههای هنگفت به نخستوزیر، وزیر امورخارجه وبرخی دیگر از مقامات دولتی به آنها نوعی مصونیت سیاسی نیز دادند. این قرارداد در 9 اگوست 1919/ 1337ه . ق به امضای نخستوزیر ایران و سر پرسی وزیرمختار انگلیس در تهران رسید. به موجب این قرارداد که تا یک سال بعد صدای آن هم درنیامد، نظارت بر تشکیلات نظامی و مالی ایران منحصرا در دست مستشاران انگلیسی قرار میگرفت و در مقابل دولت انگلستان متعهد میشد قرضهای به ایران بدهد و خسارت وارده به این کشور در زمان جنگ را جبران و احداث راهآهن و تجدید نظر در تعرفههای گمرکی را بپردازد.8 این قرارداد آنقدر مخالف داخلی و خارجی پیدا کرد که خود به خود اجرای آن لغو و بالاخره پس از کودتای اسفند 1299 رسما ملغی شد.کودتای سوم حوت (اسفند) 1299: انگلیسیها که در برابر موج پیشرفت کمونیستها در قفقاز و آسیای مرکزی درمانده شده بودند، طرحی بهنام نوار بهداشتی را به اجرا درآوردند که ایران در آخرین مرحله به آن پیوست. بر اساس این طرح باید در اطراف حریم شوروی کشورهای ضدکمونیستی به وجود میآمدند و در ایران نیز قرار شد با خروج نظامیان انگلیسی، کودتایی شکل بگیرد. ژنرال آیرونساید، فرمانده انگلیسیها در ایران با مذاکره با رضاخان میرپنج و سیدضیاءالدین طباطبایی مقدمات کودتا را فراهم کرد و با تجهیز قزاقهای مقیم قزوین آنها را در سوم اسفند 1299 راهی تهران کرد. احمدشاه قاجار نیز که با عمل انجام شده مواجه شده بود، ناچار سیدضیاء را نخستوزیر و رضاخان را با لقب سردار سپه بهعنوان وزیر جنگ انتخاب کرد. پس از این کودتا ـ که به کودتای سیاه معروف شد ـ حکومت 100 روزه سیدضیاء شروع شد، بسیاری از آزادیخواهان و سیاستمداران قدیمی زندانی شدند و برای آنکه این دولت منزلتی پیش مردم بیابد، آنها قرارداد ملغی شده 1919 را نیز مجددا ملغی اعلام کردند.
جنگ جهانی اول و اثرات ان بر جوامع مختلف
در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴ اتریش و مجارستان به صربستان اعلان جنگ کردند و این جنگ باعث به راه افتادن جنگی عالمگیر شد که سرانجام در ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ به موجب متارکه نامه منعقده شده بین آلمان ومتفقین، خاتمه یافت. این جنگ را جنگ بزرگ نامیده اند و منشا آن، رقابت دولتهای بزرگ بر سر مستعمره ها ومسائل نظامی و ملی بود.در جریان جنگ، عثمانی و بلغارستان به امپراتوری های مرکزی (آلمان، اتریش و مجارستان) کمک رساندند. متفقین (بلژیک، انگلیس، فرانسه، مونته نگرو، روسیه و صربستان) نیز مورد حمایت ژاپن، ایتالیا، پرتغال، رومانی، ایالت متحد آمریکا، یونان و برزیل قرار گرفتند. و بعبارت دیگر، اعضای اتفاق سه گانه (انگلیس، فرانسه و روسیه) و اتحاد سه گانه (آلمان، اتریش و ایتالیا) به یکدیگر اعلان جنگ کردند.ایتالیا از اتحاد سه گانه خارج شد و تا ۱۹۱۵ بیطرف ماند و درهمین سال، به متفقین پیوست؛ به این علت که میخواست سرزمینهای ایتالیایی زبان را، که در تصرف اتریش بود، به انضمام چند مستعمره درافریقا به دست آورد. عثمانی به طرفداری ازآلمانها برخاست تا از تسلط روسیه بر تنگه های دریای سیاه مانع شود. امریکا در ۱۹۱۷ با قدرت نظامی، ثروت و تجهیزات فراوان، هنگامی به یاری متفقین آمد که نیروهای مرکزی پس ازسه سال جنگ تقریبا نابود شده بودند.مهمترین صحنه جنگ اروپا در فرانسه بود، آلمانیها از خاک بلژیک گذشتند و به فرانسه حمله بردند. نقشه جنگی ارتش آلمان این بود که برق آسا به فرانسه هجوم ببرد، پاریس را اشغال کند وآنگاه، به رای نابود ساختن روسیه بدان کشور حمله ور شود. آلمان سه مرتبه تلاش کرد تا فرانسه را تصرف کند: یکی، در مارن (سبتامبر ۱۹۱۴)، دیگری در وردن (فوریه ۱۹۱۶) و دوباره درمارن درژوئیه۱۹۱۸درجبهه شرق،روسهاازآلمانیها به سختی شکست خوردند و هنگامیکه در ۱۹۱۷ بلشویک ها بر روسیه مسلط شدند، در شهر برست لیتوفسک عهدنامه ای بستند و از جنگ کناره گرفتند.
متفقین کلیه مستعمرههای آلمان را در افریقا و خاوردوربه تصرف درآوردندومستملکات عثمانی رادرخاورمیانه، یعنی سوریه وعربستان متصرف شدند.شکست نهایی آلمانی ها در ۱۹۱۸ درنتیجه حملات متفقین، به رهبری”مارشال فوش” فرانسوی صورت گرفت و آلمان ناچار ترک مخاصمه را خواهان شد و هنگامی که این کشور در ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ شرایط متفقین را پذیرفت، جنگ جهانی اول به پایان رسید.در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ عهدنامه ورسای به آلمان شکست خورده تحمیل شد و پیروزی دولتهای متفق را کامل کرد. این عهدنامه با عهدنامه های سن ژرمن با اتریش (۱۹۱۹)، نویی با بلغارستان، تریانون با مجارستان تکمیل شد. این جنگ خسارتهای جانی و مالی بسیار فراوانی برجای نهاد و ۱۵۶۵ روز طول کشید. درطول این مدت، در حدود ۶۵ میلیون نفر بسیج شدند. از این عده، در حدود ۹ میلیون نفر کشته شدند؛ در حدود ۲۲ میلیون نفر (به نسبت یک سوم) معلول و از کار افتاده، ۷ میلیون نفر برای همیشه ناقص و معلول شدند و حدود ۵ میلیون نفر نیز مفقود .
پیامدهاي جنگ جهاني اول .
جنگ جهانی اول،چهارامپراتوری رانابودساخت،امپراتوری آلمان تاج وتخت را از دست داند و دولت جمهوری جایگزین آن شد. امپراتوریهای شکست خورده اتریش ـ مجارستان و عثمانی هر دو از هم گسیختند و امپراتوری روسیه نیز بدست انقلابی های بلشویک افتاد .
قرارداد ورسای
بعدازجنگ، نشست بزرگی در سال 1919 در قصر ورسای، نزدیک پاریس، برای مذاکره بر سر استقرار صلح، به نام قرار داد ورسای، تشکیل یافت. رئیس جمهور ایالات متحده وودرو ویلسون (1924 ـ 1856) گفته بود جنگ بوجود آمد تا جهان را برای ایجاد دموکراسی امن نماید. او قصد تشکیل اروپای دموکراتیک از دولتهای ملی را داشت.
جامعه ملل
در سال 1920، امضاء کنندگان قرارداد ورسای، جامعه ملل را تشکیل دادند. اهداف این سازمان حفظ صلح در سرتاسر دنیا و حل و فصل نمودن اختلاف از طریق مذاکره بجای جنگ بود. جامعه ملل هرگز به ایفای این نقش موفق نگردید. ایالات متحده به این اتحادیه نپیوست.
تحقیق و تدوین – بیژن علی آبادی 27/02/1405

