مهندس بیژن علی آبادی
در اين مقاله نظري كوتاه به زمزمه هاي مرگ تدريجي معماري در ايران پرداخته ميشودو اميداست مديران اجرایی و
صاحبنظران توجه به آن بنمايند.تاشايدباخواندن اين مقاله زمزمه هامرگ معماري درایران به خاموشی منجر شود .
گفتار اول : معمار و معماري .
معماربراي طراحي هرموضوعي(ساختمان ومحيط)بادرنظرگرفتن خواسته هاي سفارش دهنده(كارفرما)ونسبت به
مطالعات كتابخانه اي(موضوع طرح مواردوخواسته ها)ومطالعات ميداني(شرايط آب وهوايي وضعيت زمين و
موقعيت مكاني)انجام وباهنروخلاقيتهاي خودكه درمواردي باالهام ازطبيعت وپرندگان وحيوانات وخلاقيتهاي خداوندي
وهمچنين معماري فاخر(گذشتگان وحال)همراه وطراحي وخلق اثرميكندوسعي درارايه يك اثرمعماري بديع دارد .
توجه : هراثرهنري كه اولين باراجراميشودارزشمنداست وليكن اجراي مجدد آن ارزش هنري اوليه را ندارد كه
دراصطلاح به اجراي اثردوم به بعدكپي برداري وياسري سازي ویااثراز بدل ميگويند.آياطراح(معمار)آن ساختمان
اجازه كپي برداري جهت احداث دیگررا داده ياخير.كپي برداري معماري هنرنيست بلكه سري سازي است كه سري
سازي در معماري جايگاه ندارد .
گفتاردوم:(خواسته برخي مديران ) : برخي ازمديران دستگاههااجرايي پيشنهاد نمودند كه براي اجراي برخي از
پروژههاي شهري مورد نظرازطرحهاوساختمان وتاسيسات وسايرمراكز شهري از طرح هاي اجرا شده در كشورهاي
اروپايي و امريكايي و فرانسوي و ژاپني و … استفاده شود و آن طرح نیز در برخي شهرهاي ايران به مرحله اجرا
در آيد . هدف برخي دولتمردان برآنستكه با اجراي آن پروژههادردوران مديريت خودامتيازمديريتي كسب نموده تا
براي آينده شغلي شان موثرباشدوبه مدیرفعال نامیده شوددرصورتیکه به نقاط ضعف وقوت آن طرح توجهي
ندارند.بنظرميرسدبرخي هنرهابخصوص هنرمعماري در ايران با تصميم اشتباه و غير كارشناسانه برخي از مديران با
مرگ تدريجي روبرو است شايد توجه ندارند كه براي طراحي هر مجموعه اي بايد با مطالعه محل احداث از نظر آب
و هوا و شرايط اقليمي و توپوگرافي و مطالعات محل احداث و معماری لازمه انجام گردد . نكته قابل ذكر آنكه در
طراحي خواسته هاي كار فرما با الهام و بهره گبري از آثار ارزشمند كارهاي معماران بزرگ و تلفيق با معماري و
ايده معمارطرح انجام ميشودوبدینگونه معماري بديعي طراحي ميشود. بايد توجه داشت كه بهره برداري و اجرای
مجدد نقشه هاي معماري طرحهاي احداث شده درسايركشورها كه اكثرا”متعلق به چند دهه قبل بوده بنوعی كپي
برداري و ارزش هنري و حتي ارزش وجودي ندارد و حتي در طرحهاي كپي شده فكر و ايده نوين و تكنولوژي و
اثري ازهنرمعماري ايراني درآن ديده نميشود.درطرحهاي معماري علاوه برجنبه هنري ميبايست تكنيك و تكنولوژي
ساخت روزرادر نظرگرفت كه طرحهاي معماري قديمي علاوه برنداشتن مطالب گفته شده باتكنيك و تكنولوژي ساخت
روز بيگانه است. بنظرنگارنده كپي واجراي طرحهاازكشورهاي ديگرابتكارنيست بلكه به تعريفي سرقت هنري
وهدردادن سرمايه ملي است زيراهنرمندان آثارخودرافقط براي يك سفارش دهنده جهت محیط خاص وشرایط اقلیمی
وشرایط محیطی شهری وغیرشهری درنظرمیگیرندنه سري سازي.هرچندگفته شود مالكيت طرح متعلق به
كارفرماست و ليكن گفته نشده كه كارفرما حق كپي رايت دارد . اگر نگاهي كارشناسانه به ساختمان هاي جديد در
سطح شهرهاي بزرگ ايران بشود مشاهده ميگردد كه بيشتر ساختمانهاي كپي برداري از يك و يا چند اثر معماري
در ساير كشورها بوده و اجراي آن شهر را نا مانوس و تبدیل به یک تافته جدا بافته مي كند . بعنوان مثال احداث
ساختمان بيمارستان مغز و اعصاب درشمالغرب تهران كه كپي شده از طراحي بيمارستان احداثي درفلان
شهروكشوراست و يا احداث ورزشگاه واستاديوم ورزشي جديددرتهران كه بنا به گفته دولتمردان قصد استفاده
اجراي نقشه هاي يك استاديوم ورزشي فلان كشور را دارند را مي توان برشمرد که در هیچ کدام اثری از مطالعات
اقلیمی ومنطقه ای و معماری ایرانی دیده مشاهده نمیشود .بايد گفت كه كپي نمودن آثاروساخت و بهره برداري
ازطرحهاي اجراشده درسايركشورهاابتكارومديريت زمان نيست بلكه سرقت هنري ومرگ معماري ايران و هدر دادن
بودجه احداث است.بامرگ معماري درايران سرمايه هاي هنري وملي وپايدارايران ازبين ميرودكه نميتوان آنراجبران
نمود. باتوجه باينكه ايرانيان درزمينه هاي هنري سرآمدبوده وهستندهنرمندان انتظاردارندكه موجب دلگرمي آنان
گردند .
نكات قابل توجه : بايد دولتمردان كشورمان از معماران ايراني در انجام پروژه هاي خود بهره گيرند و از كپي
برداري معماري ( داخلي يا خارجي ) اجرا شده توسط معماران خارجي در شهر ها بپرهيزند.
خبربسیار خوب :در اخبارها آمده است كه دانشجويان و اساتيد دانشكده هنر هاي زيباي كشور در حوزه معماري
منظردر رتبه نخست و برترين ها انتخاب شدند . باید سعی کرد که اين گونه موارد و امثال آن تكرار نشوند . دنیا
بدنبال معماران برتر است ولیکن متاسفانه در ایران به فکر حذف معماری و به طور کل معماری ایرانی هستند .
گفتار سوم : بهره گيري ازايدههاوآثارارزشمندبزرگان معماري كاريديعي است امابايددرنظرگرفت كه آن طرح ها بر
چه اساسي
گفتار چهارم : اگر خلاقيت معمار نباشد اثري كه ارايه ميشود آن اثر فاقد هرگونه ارزش هنر معماري بوده و فقط
به يك چهارديواري است .
گفتارپنجم : ميتوان گفت كه معماري هر اثري مخصوص بخود آن بوده واگرساخت آن معماري در فضا ي ديگري
تكرار ساخت شود ديگرداراي آن معماري نيست بلكه به تصور نگارنده معماري پس گرا و تقليدي خواهد بود .
اختلاف هنر نقاشی با عکاسی در همین زمینه است .
پايان كلام : اين گفتار را پاياني نيست بلكه اشاره اي اندك به مرگ تدريجي معماري در ايران شد تا دولتمردان توجه
داشته باشند با يك اقدام عجولانه و به نوعي نا بخردانه نسبت به جامعه ( معماران – شهرسازان ) مملكت کم لطفی
نموده وضربه جبران ناپذیری وارد نموده واگر اين روند يابد شاهد مرگ هنر مخصوصا” هنر معماري در ايران
خواهيم بود. اگر روند حذف معماری در پروژ ها ادامه يابد شاهد مهاجرت معماران وشهرسازان از كشور خواهيم
بودکه دربلندمدت مرگ تدريجي معماري وشهرسازي درايران را شاهد خواهیم بود .معماران و شهرسازان سرمایه
های ملی ایران هستند. اميد است به اين گفتار كوتاه دولتمردان بيشتر به معماري ايران توجه بنمايند .
بیژن علی آبادی – شهریور 1403
